تبليغاتX
آئینه
سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی

قدرت اجرايي کنوانسيون، طبق ماده 49 دوم سپتامبر 1990

ترجمه: ن.نوريزاده (سام.آ)

ديباچه

بر اساس اصول پايه اي سازمان ملل متحد که از طرف تمامي نمايندگان جامعه بشري عضو آن پذيرفته شده است، احترام به ارزش ذاتي و برابري خدشه ناپذير حقوقي انسانها ترسيم گر آزادي، عدالت و صلح در جهان است.

ملتهاي دنيا بر مبناي همين اعتقاد به مقام و منزلت انساني، خواهان سعادت عموم بشري در قالب پيشرفتهاي اجتماعي، بهبود وضعيت زندگي همراه آزاديهاي هر چه بيشتر هستند.

با اعلام پذيرش اعلاميه جهاني حقوق بشر از سوي سازمان ملل متحد و تضمين بهره مندي تک تک افراد بشري از حقوق مندرج در آن بدور از وابستگيهاي نژادي، جنسي، مذهبي، فرهنگي، سياسي، مالي، قومي و يا هرگونه تبعيض ديگري.

و با توجه به اينکه سازمان ملل متحد در اعلاميه جهاني حقوق بشر به رعايت حقوق ويژه ي کودکان و حمايت آنها تاکيد کرده است.

و با آگاهي به اينکه خانواده، واحد ساختاري جامعه و مکان رشد و پرورش تمام اعضاي آن و به ويژه شکل دهنده ي شخصيت کودکان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 20 Apr 2006ساعت 12 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_




على سورى
١٣٨٥ فروردين



گرچه با نگاهى کوتاه بر تصوير مقابل لبخندى گذرا اما تلخ بر لبهاى هر ايرانى جارى ميگردد ٬ ليکن تصاويرى از اين دست ٬ نهايت فقر اجتماعى و سياسى يك رئيس جمهور را به نمايش مي گذارد
بى کفايتى احمدى نژاد تنها و تنها در سخنان ناسنجيده و جنجال برانگيز ٬ اتخاذ تصميمات نابجا ٬ به انزوا کشاندن ايران و ايجاد چالشهاى فراوان در عرصه هاى داخلى و خارجى خلاصه نگرديده و در ساده ترين امور جارى وى نيز آشکار و هويدا مى باشد
به راستى مسند قدرت ملتى ٬ با تمدن و پيشينه تاريخى هزاران ساله اش ٬ در خور ژنده پوش نالايقى که حتى از خواباندن پاشنه هاى کفش خود در يك مراسم رسمى ابائى ندارد ٬ مى باشد ؟
شخصى با طرفدارانى قليل اما چماق چرخان و عربده کش ٬ با انديشه هاى خرافى و پوسيده
با درکى سطحى از تصوير فوق و تصاويرى از اين قبيل ٬ به راحتى مى توان به دردهاى نهفته ملتى آزاده ٬ اما به گروگان گرفته شده پى برد
دردى عميق که بغضى شکسته را در سينه جاى داده و تنها چاره اش ٬ آزادى ملت از چنگال دژخيمان حاکم و بازگشت افرادى چون احمدىنژاد به جايگاه اصلى خود که همانا جائى به جز آهنگرى ها و ميادين تره بار نمى باشد

+ نوشته شده در  Wed 19 Apr 2006ساعت 11 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

متن

 سخنرانی دکتر مهرداد درویش پور در شهر گوتنبورگ

 در باره

 علل وپیامدهای خشونتهای خانوادگی در میان مهاجرین

پیشگفتار:

خشونت و بدرفتاری علیه زنان یكی از رایج ترین جرایم اجتماعی و از عریان ترین جلوه های اقتدار مردسالاری در جهان امروز است كه در تمام ملیت ها، طبقات و گروه های اجتماعی به چشم می خورد. اگر چه در اغلب جوامع امروزی خشونت در خارج از خانواده جرم به شمار می رود، اما به محض رخ دادن این امر در خانواده، قوانین و اخلاقیات حاكم در بسیاری مواقع عقب نشینی نموده و با سكوت و بی توجهی به تداوم آن یاری می رساند. ریشه این ریاكاری و كاربرد معیارهای دوگانه را باید در فرهنگ و اخلاق پدرسالار جستجو نمود كه با ممانعت از مداخله جامعه در "حریم خصوصی" در پی حفظ سلطه مرد در خانواده است. به رغم عمومی بودن این پدیده، خشونت در جوامع مختلف از كم و كیف یكسان و مشابهی برخوردار نیست. برای نمونه در حالی كه در ایران همچنان كتك خوردن زن دلیل محكمه پسندی برای صدور حكم طلاق از جانب دادگاه نیست، در سوئد اعمال خشونت علیه زنان در خانواده از سال 1864 رسماً ممنوع گشت. با این وجود فقط از سال 1982 است كه خشونت در خانواده موضوع شكایت عمومی شناخته شد و پیگرد قانونی آن، نیازمند شاكی خصوصی نیست؛ امری كه نشان گر تغییر طرز تلقی جامعه نسبت به این مسئله است. این امر همچنین بخشی از مطالبات جنبش فمینیستی است كه با سیاسی و عمومی خواندن "امر خصوصی" خواهان مداخله در امور خانوادگی به منظور جلوگیری از اعمال سلطه نسبت به زنان است. با این همه از حوزة قوانین تا زندگی واقعی روزمره، فاصله عمیقی وجود دارد. نخست آنكه بسیاری از شكایت ها به دلیل كمبود مدارك كافی پیگیری نمی شود. دیگر آن كه بسیاری از بدرفتاری ها و خشونت ها در خانه، به دلیل ترس، وابستگی، چرم و یا امید به بهبود رابطه و پایان یافتن خشونت ها هرگز گزارش نمی شوند و یا شكایت ها پس گرفته می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 19 Apr 2006ساعت 11 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

مشاركت: «پروين احمدي نژاد» خواهر محمود احمدی نژاد به عنوان معاون مركز مشاركت امور زنان منصوب شده و اين دومين انتصاب خانوادگي احمدی نژاد پس از نصب برادر وي به عنوان بازرس ويژه رئيس جمهور است.
خواهر احمدی نژاد تخصص كافي براي تصدي اين سمت را نداشته و پيش از اين، يك فرهنگي معمولي بوده است.
اين انتصاب شعار احمدی نژاد درباره برخورد با خويشاوندسالاري در دولت و ميثاقنامه هيات وزيران كه اعضاي كابينه را ملزم مي كند از بكار گيري خويشان خود در ادارات دولتي خودداري كنند نقض شده است.
در بسياري از دواير دولتي نيز با استخدام خويشاوندان مديران دولت، اين ميثاقنامه نقض شده است.

+ نوشته شده در  Tue 18 Apr 2006ساعت 10 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

مي توانيد كودكانتان را كتك بزنيد؟!

 نقدي بر بند ١ ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامي

 

 راحت باشيد !!! اگر كودكتان نافرماني كرد براي تأديبش او را بزنيد. اين را ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامي به شما اجازه مي دهد و شما را مجرم و عمل شما را جرم نمي داند و در نتيجه هيج مجازاتي در انتظار شما نيست. فقط به ياد داشته باشيد كتك زدنتان «متعارف»و در «شرايط ضرورت» باشد.

نوشته ي حاضر نقدي است بر يكي از بندهاي ماده ۵۹ ق .م .ا. كه در اصطلاح حقوقي عوامل زايل كننده ي عنوان مجرمانه ي جرم هستند و آن تنبيه و تأديب كودكان است . در توضيح اين ماده بايد گفت بعضي از افعال ما كه در شرايط عادي جرم هستند در شرايط خاصي جرم محسوب نمي شوند مثلاً بريدن جسم شخص ديگر در شرايط عادي جرم است اما در شرايط جراحي و طبي عنوان مجرمانه ي خود را از دست مي دهد . يعني پزشكي كه بدن مريض اش را مي شكافد كار مجرمانه انجام نداده است. از عوامل ديگر زايل كننده ي عنوان مجرمانه ي جرم ، دفاع مشروع و حوادث ناشي از عمليات ورزشي است كه با شرايط ويژه اي برقرار مي شود . بند ١ اين ماده كه عوامل زايل كننده ي جرم را معرفي مي كند در باب تنبيه والدين نسبت به صغار و محجورين است :«اقدامات والدين و اولياء قانوني و سرپرستان صغار و محجورين كه به منظور تأديب يا حفاظت از آنها انجام مي شود مشروط به اينكه اقدامات مذكور در حد متعارف تأديب و محافظت باشد‌‌‍‌‍‌[جرم نيست].»

پس در بند اول ماده ي ۵۹ به اولياء و والدين اجازه مي دهد كه با هدف محافظت و يا تأديب طفل او را تنبيه كنند اما اين جواز قانوني براي تنبيه دو شرط دارد : ١- در حد متعارف باشد ٢- ضرورت داشته باشد.

در نوشته ي حاضر علاوه بر نقد بند ١ ماده ۵۹ ق.م.ا. به عواملي چون چگونگي پيوستن ايران به كنوانسيون حقوق كودك اشاره مي كنيم و تناقض اين گونه موارد با اين كنوانسيون اشاره خواهد شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 17 Apr 2006ساعت 2 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 

 مدير كل سياستگذارى حمايتى و امدادى وزارت رفاه و تامين اجتماعى گفت: حدود 11 درصد كودكان خيابانى تهران دختر و حدود 88 درصد آنها پسر هستند.

فرهاد صدر در گفت وگو با خبرنگار اجتماعى فارس افزود: در 6 ماهه اول سال جارى 982 نفر دختر و 2 هزار و 672 نفر پسر در سطح شهر تهران جمع آورى شده اند كه اين رقم در سال گذشته 991 دختر و 12 هزار و 653 نفر پسر بوده است.

وى در ادامه گفت: طبق آمارها در 6 ماهه آغاز سال جارى 233 نفر كودك خيابانى داراى اصليت افغانى بوده اند و در سال گذشته نيز تعداد اين افراد يك هزار و 46 نفر بوده است كه معمولا نيز تحويل اداره كل اتباع بيگانه ناجا داده مى شوند تا اقدامات لازم براى انتقال آنان صورت گيرد.

مدير كل سياستگذارى حمايتى و امدادى وزارت رفاه و تامين اجتماعى در خصوص وضعيت سنى كودكان خيابانى جمع آورى شده گفت: بيشترين تعداد آنان در رده سنى 15 تا 19 سال هستند كه تعداد آنها در 6 ماهه اول امسال يك هزار و 103 نفر بوده است و در سال گذشته 2 هزار و 330 نفر در اين سن بوده است.

صدر افزود: طى 6 ماه اول امسال 2 هزار و 741 نفر كودك خيابانى شهرستانى و در سال گذشته 11 هزار و 104 نفر بوده اند.

وى با اشاره به اينكه تحصيلات اكثر كودكان خيابانى راهنمايى است، گفت: طى 6 ماه اول امسال 475 نفر بيسواد ، 786 نفر ابتدايى و يك هزار و 443 نفر راهنمايى و 605 نفر دبيرستان بوده است.

منبع: خبرگزاری فارس

 

+ نوشته شده در  Sun 16 Apr 2006ساعت 6 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 

محمود احمدی نژاد (هسته اي نژاد هاله دار ) با دو انگشت بازش بعلامت پيروزي (بخدا اگر معنيش را بداند) و لبخند براي کاسه ليسها و عوام و ساده لوحان از همه جا بيخبر دست تکان ميدهد. اين قرار است خبر خوش بدهد.

او که اينروزها نان و پنيرش را هم با چاشني هسته اي ميخورد مشهد را براي شياديش انتخاب کرده است.

اگر اين ملک اينهمه امام و امامزاده و اين نفت را نداشت....

براستي سياست براي اين نوکيسه ها جز استفاده از منابع ملي نيست.

مکيدن جان يک ملت تا نابودي. نيافريدن و انگل وار زيستن. 27 سال از ظهور امام 15 خميني و يارانش ميگذرد. اين سالهاي سياه که کابوس ملت شده است.

به چهره اش بنگريد و انگشتانش که پيروزي را بشارت ميدهد.

در اين سالها که عقل غايب است، ناآگان در صحنه مارا سر کار گذاشته اند.

هيچ هجوي غريب نيست و هيچ بلاهتي ناممکن. افسوس از اينهمه سستي ما.

تا بزمجگان همه هستيمان بر باد دهند.

خانه بيصاحب است اي دوست

انروز که ما در اين خانه شديم

دستها به هلهله بر اسمان بود

بر راهمان گل افشان

و من، در توهم اين پندار که مبادا

و در وهن از ناداني اين خانه نشينان

بناگاه خودي ديگر در خويش يافتم

خودي که تا انزمان نبود

ماهي بود و اب نبود

انروز که ما در اين خانه شديم

خانه را امن و بيصاحب يافتيم

از کوير و از پشت کوههاي خشک تا بدين درگاه رسيديم خاطره اي هم از طراوت و اب در ذهنمان نبود باري چنان چوپاني که با بزش ميخوابد بارگاه را به طويله اي بدل ساختيم

انروز که ما در اين خانه شديم

خانه اباد بودامروز اما بزمجگان اتش را دوباره کشف ميکنند.

+ نوشته شده در  Thu 13 Apr 2006ساعت 2 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

نتايج يک پژوهش در شهرستان خدابنده:زنان با داس و چوب شکنجه می شوند

منبع: کانون زنان ایرانی

نتايج يک پژوهش که در شهرستان خدابنده زنجان انجام شده نشان دهندة آن است که بيش از 70درصد زنان کتک خورده اين شهرستان توسط مشت و لگد، کمربند، شلنگ و چوب و داس مورد شکنجه و ضرب و شتم واقع شده اند.

پزوهش حاضر که توسط شهلا طاهری و در ميان 105زن که در خانواده تحت خشونت فيزيکی بوده اند و به پزشکی قانونی مراجعه کرده اند انجام شده حاکی از آن است که 6درصد از اين زنان نيز با چاقو مورد خشونت و ضرب و شتم قرار گرفته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 13 Apr 2006ساعت 2 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

حکم اعدام عروس به جرم قتل مادرشوهر، به حال تعلیق درآمد: مصاحبه با پدر کبری رحمان‌پور 

بنا به گزارش راديو فردا حکم اعدام کبری رحمان پور به دستور هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه به تعویق افتاد و به رضایت خانواده مقتول موکول شد. کبری رحمان‌پور در 17 سالگی قرار بود به عقد علیرضا نیاکانیان، 52 ساله، در بیاید. ولی به مدت سه ماه و به رغم قول و قرار قبلی، کبری چندین بار از سوی شوهر آینده مورد تجاوز قرار گرفت و شکایت کبری از او به صدور حکم دیه و حبس انجامید اما در نهایت پدر کبری رضایت داد. کبری بعد از تحمل هر گونه تحقیر و تحمیل در منزل شوهر ومادرشوهر در آبان سال 1379 بعد از اخراج شدن از منزل مادرشوهر 75 ساله را به قتل رسانید. پدر کبری رحمان‌پور در مصاحبه با رادیوفردا می‌گوید دختربچه او را با وعده بردن آمریکا به خاله‌اش فریب دادند. و بعد هم که دادگاهی شد، از او با فریب رضایت گرفتند. بعد هم با تیپا او را بیرون انداختند. او برگشت التماس کند مادر شوهر چاقو برداشت و او را زخمی کرد. ولی او را 16 روز به پزشکی قانونی نفرستادند. وی می افزاید دخترش می گوید نفهمید مادر شوهر چگونه کشته شد.

+ نوشته شده در  Thu 13 Apr 2006ساعت 2 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_


*به شاملو آن زمان توهين شد که نامزدهای خامنه ای شعر او را بر اوراق تبليغی خود نوشتند


http://www.roshangari.net/
روشنگری. خبر رسيد سنگ مزار شاملو را ويران کردند.
باکی نيست. به شاملو آن زمان توهين شد که نامزدهای خامنه ای شعر او را بر اوراق تبليغی خود نوشتند،

به شاملو آن وقت توهين می شود که خرخاکی های حقير پلشت تلاش می کنند خود را از بلندای عظمتش بالا کشند،

به شاملو آن وقت توهين می شود که جابران ستمکار خود را پشت فرياد دادخواهی او پنهان می کنند،

؛؛ فرزند شاملو گفت هر سال فروردين می آيند و سنگ مزار شاملو را ويران می کنند.
چه جای عجب که هر بهار جغد های سده های مرده را به ياد شاعر ايستادگی تا بامداد روشنايی می اندازد.

،، فرزند شاملو گفت ديگر بر مزار پدر سنگی نخواهد گذاشت. مزار شاعر بزرگ ايران را بی سنگ نگاه خواهد داشت.

آری بی سنگ نگاهش می داريم. بگذار گور پرستان به سراغ گور بروند. شاملو همين جاست، ميان ما. در دل ما آرزويی و در سر ما هوايی است که شاملو را به جستجوی ما وامی دارد:

ای آب روشن!
تو را با معيار عطش می سنجم.

در اين سرابچه
آيا
زورق تشنه گی ست
آن چه مرا به سوی شما می راند

يا خود
زمزمه شماست
و من نه به خود می روم
که زمزمه شما
به جانب خويش ام می خواند؟

عطش ما برای آزادی است که شاملو را به ميان ما می آورد.
زمزمه آزادی است که صدای او را به ما پيوند می دهد.

بگذار خفاشان از ترس و خشم سنگ گورها را ويران کنند.بی سنگ نگاهش ميداريم.

مصاحبه با سياوش شاملو را اين جا بخوانيد:

http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20060408162658.html

+ نوشته شده در  Thu 13 Apr 2006ساعت 12 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
مصوبه 18 دسامبر 1979(27آذر 1358)- قطعنامه شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد
قدرت اجرايي بنابر ماده 27(1) سوم سپتامبر 1981(12 شهريور1360)

دولتهاي عضو کنوانسيون حاضر:
 
  • با توجه به منشور سازمان ملل مبني بر اعتقاد راسخ به اصول پايه اي حقوق بشر و احترام به ارزش ذاتي و برابري خدشه ناپذير حقوق مردان و زنان
     
  • با توجه به اعلاميه جهاني حقوق بشرکه اصل قابل قبول نبودن تبعيض را تائيد نموده است و اعلام داشته است که تمام افراد بشر آزاد و برابر بدنيا ميآيند و همه از کليه حقوق و آزاديهائی که در آن بيان شده است بدون هيچگونه تمايزي از جمله تمايز در جنسيت برخوردار ميباشند.
     
  • با توجه به اينکه دولتهاي عضو ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر، متعهد شده اند که حقوق برابر مردان و زنان را در بهره مندی از کليه امور اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و سياسي تضمين نمايند.
     
  • با در نظر گرفتن ميثاقهاي بين المللي تحت نظر سازمان ملل و نمايندگي هاي تخصصي جهت ترويج و پيشرفت حقوق برابر مردان و زنان
     
  • با توجه به قطعنامه ها، اعلاميه ها و توصيه هايي که بوسيله سازمان ملل و نمايندگي هاي تخصصي جهت ترويج و پيشرفت برابري حقوق مردان با زنان، تصويب شده است.
     
  • با نگراني از اينکه عليرغم اسناد گوناگون و فراوان، هنوز ادامه تبعيض ها عليه زنان وجود دارد.
     
  • با تذکر و يادآوري به اينکه تبعيض عليه زنان، نقض اصول برابري حقوق و احترام به شخصيت انساني ميباشد و (اين تبعيضها) مانعی است براي شرکت زنان در شرايط مساوي با مردان در زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کشورهاي آنان و نيز از رشد سعادت جامعه و خانواده جلوگيري ميکند و باعث بوجود آوردن مشکلات بيشتر براي توسعه و قابليتهاي زنان جهت خدمت به کشور خودشان و (جامعه) بشري ميشود.
     

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 11 Apr 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
کنوانسيون حقوق کودک
قدرت اجرايی کنوانسيون، طبق ماده 49 دوم سپتامبر 1990
ديباچه
بر اساس اصول پايه اي سازمان ملل متحد که از طرف تمامي نمايندگان جامعه بشري عضو آن پذيرفته شده است، احترام به ارزش ذاتي و برابري خدشه ناپذير حقوقي انسانها ترسيم گر آزادي، عدالت و صلح در جهان است.
ملتهاي دنيا بر مبناي همين اعتقاد به مقام و منزلت انساني، خواهان سعادت عموم بشري در قالب پيشرفتهاي اجتماعي، بهبود وضعيت زندگي همراه آزاديهاي هر چه بيشتر هستند.
با اعلام پذيرش اعلاميه جهاني حقوق بشر از سوي سازمان ملل متحد و تضمين بهره مندي تک تک افراد بشري از حقوق مندرج در آن بدور از وابستگيهاي نژادي، جنسي، مذهبي، فرهنگي، سياسي، مالي، قومي و يا هرگونه تبعيض ديگري.
و با توجه به اينکه سازمان ملل متحد در اعلاميه جهاني حقوق بشر به رعايت حقوق ويژه ي کودکان و حمايت آنها تاکيد کرده است.
و با آگاهي به اينکه خانواده، واحد ساختاري جامعه و مکان رشد و پرورش تمام اعضاي آن و به ويژه شکل دهنده ي شخصيت کودکان است.
و اينکه کودکان براي شکوفايي خود نيازمند داشتن خانواده اي هستند سرشار از محبت، عشق، تفاهم و احترام.
و با اين يادآوري که بايد کودک را براي فرداي جامعه آماده و او را مطابق ايده آل هاي اعلام شده از طرف سازمان ملل يعني آزاديخواه، باشخصيت، صلح جو با روحيه اي داراي تفاهم و همبستگي تربيت نمود و با توجه به ضرورت حمايت ويژه کودکان مطابق مصوبات بين المللي مختلف و از آن جمله:
قرارداد ژنو در سال 1924 ميلادي در باره حقوق کودکان، قرارداد رعايت حقوق کودکان از طرف مجمع عمومي سازمان ملل متحد در بيستم نوامبر 1959 ميلادي، اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، پيمان بين المللي در باره حقوق سياسي و شهروندي (بخصوص در ماده 23 و 24 آن)، پيمان جهاني براي حقوق اجتماعي، سياسي و فرهنگي (بخصوص در ماده 40)، اسناد و اساسنامه هاي ديگر تشکل هاي بين المللي که بنفع کودکان فعاليت ميکنند.
و بدنبال آنچه در اسناد حقوق کودک ذکر شده است، مبني بر اينکه: کودک بخاطر عدم بلوغ جسمي و رواني خود، نيازمند حمايت ويژه حقوقي قبل و بعد از تولد ميباشد.
و بر اساس مصوبات و قراردادهاي مربوط به حمايت کودکان و بخشنامه هاي سازمان مل در باره تعيين حداقل سن و شرايط مجازات قانوني براي نوجوانان و حمايت از زنان و کودکان در زمان جنگ و درگيريهاي مسلحانه.
و بر پايه اين واقعيت که در بسياري از کشورهاي دنيا، کودکان در موقعيت بد و نابساماني زندگي ميکنند و نياز به توجه فوري و ويژه دارند.
و با درک اهميت و ارزش همکاري هاي بين المللي براي بهبود شرايط زندگي کودکان در همه ي دنيا و بويژه در کشورهاي در حال رشد.
پيمان نامه اي براي حفظ و رعايت حقوق کودکان جهان به قرار زير تصويب ميشود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 11 Apr 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

گفتگوی کيواندخت قهاری با عبدالکريم لاهيجي، صداي آلمان

در ايران حق آزادى وجدان، آزادى عقيده و مذهب رعايت نمى‌شود. اين موضوعى است كه گزارشگران ويژه سازمان ملل متحد بر آن تاكيد كرده‌اند. بتازگى سازمانهاى حقوق بشر بار ديگر نسبت به وضعيت بهاييان در ايران هشدار مى‌دهند. فدراسيون بين‌المللى جامعه‌هاى حقوق بشر در اطلاعيه‌اى مطبوعاتى از فشارهاى تازه و سازمان‌يافته بر اين بزرگترين اقليت مذهبى ايران خبر مى‌دهد. در اين رابطه كيواندخت قهارى با دكتر عبدالكريم لاهيجى، نايب رييس فدراسيون بين‌المللى جامعه‌هاى حقوق بشر، به گفتگو پرداخت.

 

آقای دکتر عبدالکریم لاهیجی، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر اظهار نگرانی کرده از اقدامات مخفیانه اخیر جمهوری اسلامی علیه جامعه بهاییان در ایران. چه اقدامات مخفیانه‌ای دارد علیه بهاییان صورت می‌گیرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 10 Apr 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

انتخاب : خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» گزارش داد: مسافران پروازهای داخلی فرودگاه مهراباد تهران عصردیروز صحنه های رفتار نامناسب ماموران بازرسی پلیس با دختری 10 ساله که همراه خانواده اش به کرمان  می رفت را بخاطر کوتاه بودن مانتو وی مشاهده کردند و پدر دختر نوجوان از فرط عصبانیت از رفتار ماموران دختر خویش را مورد ضرب و شتم قرار داد.
شاهدان ماجرا می گویند پدراين دختر زماني كه واحد بازرسي به مانتوي كوتاه دخترش ایراد گرفت اعتراض خود را با فرياد درمحوطه فرودگاه بیان کرد.‏
بنابراین گزارش، این موضوع باعث جلب توجه مسافران وهمراهان آنان شد و دخترک نیز گریه می کرد.‏  پدر وی  درداخل مقرشیشه ای افسرنگهباني پليس با صداي بلند، گفت: خانم هايي كه ايراد گرفته اند اگر راست می گویند بيايندبااين بچه درمسايل  ديني مسابقه دهند‏!‏"
پليس تلاش کرد اين پدربشدت عصباني را  آرام  کند اما وی گفت من پدرم باید بدانم جرم دخترم چیست و در مقابل دیدگان همه به وی سیلی محکمی زد .‏
خبرنگار «انتخاب» در پایان می افزاید: پلیس در پایان از پدر و دختر 10 ساله تعهد گرفت.

+ نوشته شده در  Fri 7 Apr 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

جلوگیری از آزادی بهنام وفا سرشت

روابط عمومی جبهه دمکراتیک ایران : از آنجایی که در دولت جدید فشار بر زندانهای سیاسی افزایش یافته یکی از زندانیهای سیاسی این زندان که در تاریخ۵شنبه ۱۷فروردین ۸۵ باید ازاد میشود و تاریخ ازادی وی به این تاریخ درج گردیده بود ازاد نشده و در همین روز قرار بازداشت دوباره به وی اعلام گردید.بهنام وفا سرشت که به اتهام هواداری و رابطه با سازمان مجاهدین خلق در ۲۵ خرداد ۸۲ دستگیر گردید و در طول مدت بازداشت مدت ۹ ماه را در سلول های انفرادی۲۰۹ اطلاعات و۵۹ سپاه سپریکرد و پس از دوران بازداشت به ۳ سال حبس تعزیری ویک سال حبس تعلیقی محکوم گردید . شایان ذکر است که وی پس از تجمعات درمقابل درب زندان اوین ممنوع مرخصی گردید و تاکنون به هیچ عنوان نتوانسته به مرخصی اعزام گردد وی که ۳۵ سن دارد دارای همسر و فرزند ۵ ساله می باشدولی امروز قرار بازداشت دیگری از اجرای احکام دادگاه انقلاب به وی ابلاغ گردید.

+ نوشته شده در  Fri 7 Apr 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
متن کامل اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي


تذکر:متن این اساسنامه که مشتمل بر 23 ماده و يک ضميمه است در جلسه روز سه شنبه ششم خرداد ماه 1337 به تصويب مجلس شوراي ملي رسیده است و بدون هیچ تغییری از نظر خوانندگان میگذرد.

ماده اول - در تاسيس موسسه
اصحاب اين اساسنامه يک موسسه بين المللي انرژي اتمي که من بعد در اين اساسنامه بنام موسسه خوانده خواهد شد طبق مباني و شرايط مصرحه ذيل تاسيس مي کنند.
ماده دوم - در مقاصد
موسسه خواهد کوشيد تا سهم انرژي اتمي را در صلح سلامت و سعادت سراسر جهان تسريع کند و توسعه بخشد و تا جائي که بدان قادر باشد کسب اطمينان خواهد کرد که هر کمکي که بوسيله موسسه يا بنا به تقاضاي آن و يا تحت سرپرستي و نظارت آن بعمل خواهد آمد براي پيشرفت هيچ منظور نظامي مورد استفاده قرار نگيرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 7 Apr 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 

یک سایت نزدیک به احمدی نژاد (عارف نیوز) در واکنش به مصاحبه آخوند ناطق نوری با روزنامه حکومتی شرق که در آن به انتقاد از سیاست دولت احمدی نژاد پرداخته بود، مطلبی منتشر کرده است.

این سایت حکومتی نوشت: "در هفته گذشته روزنامه شرق گفتگویی با علی اکبر ناطق نوری انجام داد و سوالاتی را مطرح نمود که این روزنامه خود بهتر می داند که سوالات مطروحه به چه میزان اولویت داشته است .در هر صورت خبرنگار سایت \"عارف نيوز\" بارها با دفتر آقای ناطق نوری جهت انجام مصاحبه تماس گرفته اما وی از انجام گفتگو خودداری کرده است ، از خبرنگار محترم روزنامه شرق می خواهیم در صورت امکان سوالات ذیل را نیز مطرح سازند:

 

1- تعریف آقای ناطق نوری از اصولگرایی چیست؟ آیا این اصولگرایی آنقدر گل وگشاد است که میتوان در خانه چند هزار متری در فرمانیه نشست وهم خود را شیخ اصولگرا نامید؟

2 - هتل نارنجستان و مجموعه وسیع حاشیه آن در شمال کشور را از چه طریقی بدست آورده اند وآیا هزینه آن صرف اداره منزل فرمانیه می شود یا

3- آقازاده جنابعالی (مصطفی) در کشور کانادا با سرمایه چه کسی اقامت دایم دریافت کرده ومشغول جمع آوری ثروت برای مردم مستضعف است!؟

4- دیگر آقازاده جنابعالی با ثروت چه کسی شرکت معظم بیمه ای راه اندازی کرده است؟

5- حفاریهای تاریخی در برخی مناطق شمالی از جمله محمودآباد، آمل، نور و…واستخراج اشیای عتیقه وارتباط آن با شرکت…واحمد ن خبری دارند؟

6- ارتباط مالی سایپا یدک با ایشان چگونه است؟همچنین در مورد کارخانه کاله همین سوال را تکرار فرمایید؟

7- آقای ناطق نوری – شیخ جناح راست سنتی- در جریان انتخابات دوم خرداد 76 شکست سنگینی را متحمل شد. در آن انتخابات مطرح ساخت که \"من آخر نوکرهای آقای هاشمی هستم \". آیا برهمین اساس است که در انتخابات نهم ریاست جمهوری سعی داشتند از کاندیداهای اصولگرا به عنوان ابزاری برای پیروزی آقای هاشمی استفاده نمایند(که البته در این مورد هم دچار شکست شدند)؟ این موضوع تا جایی جلو رفت که علی لاریجانی (نامزد راست سنتی) مطرح می ساخت که آقای ناطق در روزهای آخر به من تکلیف شرعی میکرد که به نفع آقای هاشمی انصراف دهم.

8- اولین فردی که \"ذوب در ولایت\" را مطرح ساخت ایشان بود چرا بر خلاف نظر رهبری وی همچنان بر این شعار غیر عقلانی وغیر شرعی ادامه داد تا با عتاب رهبری مواجه شد؟

9- جریان فحاشی رکیک وغیر اخلاقی وی به حسین فدایی ،محمود احمدي نزاد ومحمد باقر قالیباف در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری چیست؟

10- آقای ناطق بعد از شکست خرداد 76 و شکستهای بعد از آن از جمله نامزد راست سنتی در انتخابات نهم ریاست جمهوری، آیا همچنان در این توهم است که وزنی در میان مردم دارد وتاثیر گذار است؟

+ نوشته شده در  Fri 7 Apr 2006ساعت 9 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

امید حبیبی نیا             پژوهشگر ارتباطات 

درمیان صدها خبر جعلی،تحریف شده و نادرستی که از سوی منابع خبری منتشر می شود،شایدبرگزیدن و معرفی چند خبر و گزارش مشهور جعلی و نادرست به مناسبت دروغ سیزده خالی از لطف نباشد.

سال ها پیش انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران که از حیض انتفاع ساقط شده بود بر آن شد تا به بدترین فیلم های هر سال "زرشک طلایی" اهدا کند.

شاید برای بهترین( یا در واقع بدترین) خبرها و گزارش های نادرست ایران هم بشود جایزه ای مانند سه حلبی و چنین چیزهای پیشنهاد کرد.

پیش از پرداختن به اصل موضوع لازم است به چند عامل اصلی که در "صحت" اخبار اخلال ایجاد می کند اشاره کنم:

- سانسور: اخبار را مطابق سیاست های خود شکل می دهد.

- شرایط نامتوازن: از دسترسی همگانی به جریان آزاد اطلاعاتی جلوگیری می کند.

- ابرآلودگی اطلاعاتی: تاثیر منابع خبری نا معتبر بر روی توده انبوه مخاطب.

- فقر سواد رسانه ای: دشواری درک و تحلیل فرم و محتوای محصولات رسانه ای برای بخشی از محاطبان انبوه.

- عدم پایبندی به معیارهای حرفه ای روزنامه نگاری: فقدان یک سیستم حرفه ای و متکی بر موازین روزنامه نگاری در منابع خبری.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 6 Apr 2006ساعت 8 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
پروتکل اختياري کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان

مصوبه 15 اکتبر 1999- قطعنامه شماره 4/54 مجمع عمومی سازمان ملل متحد

دولتهاي عضو پروتکل حاضر:

  • با توجه به منشور سازمان ملل متحد مبني بر اعتقاد راسخ به اصول پايه اي حقوق بشر و احترام به ارزش ذاتي و برابري خدشه ناپذير حقوق مردان و زنان.
  • با توجه به اعلاميه جهاني حقوق بشر تمام افراد بشر آزاد بدنيا ميآيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابر هستند و همه از کليه حقوق و آزاديهايي که در آن بيان شده است بدون هيچگونه تمايزي از جمله تمايز در جنسيت، برخوردار ميباشند.
  • با يادآوري و تذکر به ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر و ديگر اسناد بين المللي حقوق بشر که تبعيض برمبناي جنسيت را منع کرده اند.
  • با يادآوري و تذکر به کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان که دولتهاي عضو بوسيله آن تبعيض عليه زنان را در تمام اشکال آن محکوم کرده اند و پذيرفته اند که با تمام ابزارهاي مناسب و بدون درنگ رويه حذف تبعيض عليه زنان را پيگيري کنند.
  • با تائيد مجدد بر تصميم آنها (دولتهای عضو) جهت بهره مندي کامل و مساوي زنان و برخورداري آنها از حقوق بشر و آزاديهاي اساسي و نيز اطمينان از اقدامات موثر براي ممانعت ازنقض اين حقوق و آزاديها.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 4 Apr 2006ساعت 10 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
مقاوله نامه اختياري ميثاق حقوق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگ
قدرت اجرايي مقاوله نامه، 12 فوريه 2002 (23 بهمن 1380)


دولتهاي عضو اين مقاوله نامه:
براي پيشبرد و حمايت کامل از ميثاق حقوق کودک و تلاش در جهت تحقق گسترده آن و حفاظت حقوق کودک. در تاييد دوباره به رعايت حقوق کودک که مستلزم حفاظت ويژه اي است و ياد آوري و درخواست براي ادامه بهبود وضعيت کودکان در پيشرفت و آموزش آنها بدون تبعيض و در محيطي سرشار از صلح و امنيت. بخاطر آشفتگي و اضطرابي که بوسيله جنگ براي کودکان بوجود ميايد و نتايج دراز مدت آن براي صلح و امنيت پايدار و پيشرفت کودکان زيان آور است. جهت محکوم کردن جنگ که آماج آن کودکان هستند و در مخالفت با حملات مستقيم بر مواضعي که بوسيله قوانين بين المللي محافظت شده اند و مکانهائي که عموما کودکان در آنجا حضور دارند مانند مدارس و بيمارستانها، با توجه به اساسنامه دادگاه جزايي بين المللي رم، بويژه در مورد جرائم جنگي، سرباز گيري و نام نويسي کودکان زير 15 سال و استفاده آنان در جنگهاي داخلي و بين المللي، جرم محسوب ميشود. با توجه به تقويت اجراي مواد ميثاق حقوق کودک مبني بر نياز مبرم به افزايش حفاظت کودکان در جنگها و منازعات مسلحانه. با توجه به ماده اول ميثاق، انساني که سن 18 سالگي را تمام نکرده است، کودک محسوب ميشود مگر اينکه سن بلوغ از نظر حقوق جاري دولتي کمتر تعيين شده باشد. با اعتقاد به اينکه مقاوله نامه اختياري حقوق کودک، سن افراد را در جنگها افزايش ميدهد و اين اقدام را يکي از اقدامات اوليه جهت حفظ منافع کودکان ميداند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 4 Apr 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 

مصاحبه منوچهر شفائی از آزادگی با آقای عبدالرضا کریمی از حزب دموکرات کردستان با موضوع : حزب دموکرات کردستان و فدرالیسم

+ نوشته شده در  Tue 4 Apr 2006ساعت 3 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

پارادوکس سنت ومدرنيزم:

زنان سنتی وزنان مدرن

 

 paradoxical situation of women

 

 One of the most important issues of  development in Iran ,is paradoxes of tradition & modernity .In this spher situation of women is a most critical field . Central reason of this subject lie in matters  that in Islam as called tradition world, has a big challenges about status and role of women in society. In iran from Reza Shah epoch, by act of "veil discovery" spread of modernity & modernism concepts & opportunities had appeared. In contemporary of Iran role of women & their situations is a problem  yet. This article focused on situation of women in tradition & modernity positions in Iran.

  

يکی از مهمترين دغدغه های اساسی وبحران زای رويارويی سنت ومدرنيزم در ايران از همان بدو اوح کيری نوکرايی در ايران در عصر رضا پهلوی بويژه با وقوع پديده کشف ححاب ؛ تعامل يا تقابل ميان زن ومرد است. از همين رو در فرايند سکولاريزاسيون ونوکرايی در حوزه های عمومی وخصوصی ؛ راهيابی حکونکی برون رفت از تضاد های ميان زن ومرد يکی از مهمترين فراز های توسعه ای ايران امروز بشمار ميرود. در مطلب حاضر به شناسايی برخی از ابعاد اين تضاد وتمييز موقعيت پارادوکسيکال زنان در حامعه ايران  اهتمام می شود:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 3 Apr 2006ساعت 7 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 

همسران كودك؛ كودكان مطلقه!

 

 وقوع ازدواج در سنين خردسالی و به تعبير مشخص كودكی كه در كنواكسيون‌های جهانی تا ۱۸ سالگی را در بر می‌گيرد ، پديده‌ای است كه در اكثر جوامع توسعه نيافته ، سنتی و بسته روی می‌دهد. اين پديده با وجود برخورداری از كاركردهايی كه در برهه‌هايی از تاريخ اجتماعی انسان چه بسا دارای كاركردهای مناسبی نيز بوده است! وليكن با پيشرفت و تحولات اجتماعی و فرهنگی حاصل از توسعه اقتصادی و صنعتی جوامع و نوسازی و مدرنيزاسيون آنها، امروزه از آثار و تبعات آسيب شناختی مهمی برخوردار است. عدم توانايی جسمی ، روحی و همچنين عدم آمادگی آموزشی و‌تربيتی كودكان برای پذيرش مسئوليت اجتماعی و اقتصای بزرگ و سنگينی همچون همسری (اعم از زن يا شوهر) ، پدری و مادری ، ‌نه تنها منجر به آسيب‌پذيری و عدم ماندگاری آنان در اين نقشهای اجتماعی گرديده ، بلكه سبب سستی بنيان‌های خانواده ، وقوع تجربه تلخ اجتماعی ، آسيب پديری جسمی و روحی فرد كودك و در نهايت محروميت‌های اجتماعی و اقتصادی حاصل از انگ بی‌همسری (بيوه يا مطلقه) شده است. مروری بر وضعيت وقوع و فراگيری اين پديده در ايران می‌تواند زمينه‌های بازانديشی و مهندسی اجتماعی جامعه ايران امروز برای رهايی از آثار و تبعات نامناسب اين پديده را فراهم سازد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 3 Apr 2006ساعت 7 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 افت شاخص‌های آموزشی در ايران
ايران در سال ٢٠٠٣ ار نظر زنان باسواد در بين ١٨٤ كشور، رتبه ١٢٥ را احراز كرده است! اين رتبه برای مردان ١١٦ است. از هر يكصد هزار نفر ايرانی فقط ٢ نفر عضو كتابخانه‌ها هستند و ٦ كتاب برای هر يكهزار نفر ايرانی در كتابخانه‌ها وجود دارد.
بر پايه بررسی‌های انجام شده توسط سايت برترين‌های ملتها كه آمار مقايسه‌ای بين ملتها را با استفاده از منابع معتبرارايه می‌دهد، گزارش شاخص‌های آموزشی ايران در مقايسه با ساير كشور‌ها بسيار خواندنی است. از اين پس در نظر است بطور منظم هريك از شاخص‌های مندرج در اين سايت ترجمه و برای علاقمندان ارايه شود. در اين ميان ارايه مقايسه ايران با برخی كشورهای نزديك به آن نيز سودمند خواهد بود. مهمترين شاخص‌های آموزشی عبارتند از:

١. ازنظر نسبت هزينه آموزش وپرورش به كل توليد ناخالص داخلی در طول سالهای ١٩٩٩-١٩٩٠ عبارت از ٣.٣ درصد است كه از اين منظر ، ايران در بين ١٣٠ كشور دنيا ، رتبه ٨١ را احراز كرده است. به عبارت ديگر درمقايسه با مقياس‌های بالا، متوسط و پايين، در آستانه ورود به كشورهايی با موقعيت بد است
٢. شاخص باسوادی در ايران، در بين افراد ١٥ ساله وبالاتر كه توان خواندن ونوشتن دارند، گويای اين امر است كه در سال ٢٠٠٣ ، ٧٣ درصد از زنان ايرانی با سواد هستند. مقايسه اين شاخص در بين ١٨٤ كشور، نشان می‌دهد كه ايران رتبه ١٢٥ را احراز كرده است! همين شاخص برای مردان ايرانی نيز برابر با ٨٦ درصد باسوادی است كه درمقياس جهانی نيز از بين ١٨٤ كشور، حايز رتبه ١١٦ است.
٣. شاخص تعداد كتاب‌های كتابخانه‌ها در ايران حاكی است كه ايران با ٤١١ هزار كتاب در سال ١٩٩٥، در بين ٨١ كشور مورد بررسی رتبه ٥٨ را اشغال كرده است كه به بيان ديگر در مقياس كشورهايی است كه در موقعيت پايينی قرار گرفته‌اند.
٤. همچنين نسبت تعداد كتابهای كتابخانه‌ها در ايران به كل جمعيت كشور نشان می‌دهد كه با ٦ كتاب برای هر يكهزار نفر ايرانی، در مقايسه با ٨١ كشور مورد بررسی، ايران در رتبه ٧٢ و بدترين وضعيت قرار دارد! مقايسه اين آمار با تعداد زندانيان نشان دهنده رابطه بالقوه مستقيمی است كه در نبود امكانات فرهنگی رخ می‌ دهد.
٥. برپايه آمار سال ١٩٩٥، در كل كشور ١٣،٢١٧عضو كتابخانه وجور دارند كه اين رقم در مقايسه با مقياس جهانی ، نمايانگر اين است كه از بين ٦٨ كشور مورد بررسی كه اطلاعات آنها در دسترس می‌باشد، ايران دارای رتبه ٤٨ می‌باشد. به بيان ديگر از اين نظر نيز در وضعيت نامطلوب و پايينی قرار دارد.
٦. وضعيت ناگوارتر شاخص نسبت اعضای كتابخانه‌ها به كل جمعيت كشور است كه از هر يكصد هزار نفر ايرانی فقط ٢ (دو) نفر عضو كتابخانه‌ها هستند. ای اين نظر نيز ايران در بين ٦٨ كشور مورد بررسی دارای مقام ٦٤ می‌باشد!
٧. از نظرشاخص نسبت متوسط دانش آموزان به كلاس درس در بين نه ساله‌ها، آمار‌ها گويای وضعيت نامطلوبی است . بطوريكه از بين ١٧ كشور دارای شرايط نامطلوب، ايران با ٣٢ نفر درهر كلاس درس رتبه دوم را بخود اختصاص داده است.
٨. بر اساس نتايج بررسی بين المللی علم ورياضيات قريب نيم ميليون دانشجو در ٤١ كشور جهان مشغول تحصيل در سطح چهار رياضی هستند. از زاويه اين شاخص در ايران، ٤٢٩ نفردر رياضيات و٤١٦ نفر در علم در اين سطح اشتغال به تحصيل دارند كه اين رقم‌ها در مقياس جهانی ميان ٢٨ كشور، رتبه ٢٥ را احراز كرده است.
٩. از نظر شاخص دختران خارج از مدرسه در مقطع ابتدايی يا عدم پوشش تحصيلی كودكان واقع در سن تحصيل، در ايران ٧ درصد دختران در فضاهای آموزشی نيستند. جايكاه ايران در بين ١٠٩ كشور مورد بررسی نيز رتبه ٧١ است.
٨. ازنظر شاخص اميد به زندگی تحصيلی نيز شواهد حاكی است ايران از بين ١١٣ كشور مورد بررسی در سال تحصيلی ١٩٩٩- ٢٠٠٠، با ١١،٣( يازده وسه دهم ) سال، رتبه ٦٠ را بخود اختصاص داده است. اين رتبه برای زنان ٦٤ از ٩٩ و برای مردان ٤٣ از يكصد كشور مورد بررسی می‌باشد.
١٠. شاخص ديگر مربوط به دسترسی به امكانات است. بطوريكه دسترسی دانش آموزان ٩ ساله درخانوارهای ايرانی به ماشين حساب ٣٧ درصد است كه در مقايسه با ١٦ كشور مورد بررسی رتبه ١٦ را احراز كرده است! همچنين دسترسی آنان به كامپيوتر نيز برابر ٨ درصد است كه در مقايسه با ١٦ كشور مورد بررسی رتبه ١٥ را اتخاذ كرده است. از سوی ديكر نسبت همين افراد از نظر دسترسی به كتاب فرهنگ لفت در ايران ٢٧ درصد است كه در ميان ١٦ كشور مذكود رتبه ١٦ را بخود اختصاص داده است! شاخص مقايسه اين گروه سنی از نظر داشتن بيش از ٢٥ كتاب، حاكی است ١٨ درصد اين گروه سنی از اين امكان برخوردارند كه در بين ١٦ كشور پيش گفته رتبه ١٦ را اشغال كرده است! درنهايت اينكه نسبت دسترسی اين گروه به ميز تحرير يا مطالعه، در ايران ٢٣ درصد است كه باز هم از ميان ١٦ كشور آخرين رتبه را كسب نموده است.
+ نوشته شده در  Mon 3 Apr 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 

ليست قتل عام زندانيان سياسی سال 1367  

 ليست اعداميان سياسی بعد از سال 1360

--  ليست بخشی از بهائيان اعدام شده

ليست اسامی قتلهای زنجيره ای 

+ نوشته شده در  Mon 3 Apr 2006ساعت 0 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
باز هم بلائی دیگر بر مردم ستم دیده نازل شد

باز هم راه دزدی دیگری بر سران کشور پیدا شد

باز هم روضه خوانها به نوائی میرسند

باز هم مردم بدبخت تر از همیشه

باز هم ...

وقوع زلزله‌های نسبتا شديد طی ديشب و امروز در استان لرستان تاكنون ٧٠ كشته و بيش از ١٢٦٤ نفر زخمی بر جای گذاشته است. بيش از ۱۰۰روستا در لرستان بين ۳۰ تا ۱۰۰ درصد تخريب شده‌اند. شدت زمين‌لرزه‌ها بين ٦ ، ١/٥ و ٧/٤ ريشتر بوده و مركز آن در مناطق شمال استان لرستان شامل بروجرد و دورود بوده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 1 Apr 2006ساعت 10 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
شکنجه در جمهوری اسلامی
+ نوشته شده در  Sat 1 Apr 2006ساعت 0 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
خوب نگاه کنید راستکی است

 (کتابی از پروانه علیزاده و خاطرات زندان )

+ نوشته شده در  Sat 1 Apr 2006ساعت 0 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

مصوبه 10 دسامبر 1984/ قطعنامه شماره 46/39 مجمع عمومي سازمان ملل متحد

قدرت اجرائي کنوانسيون، 26 ژوئن 1987

 مقدمه مترجم :

 شکنجه واژه ای است که همواره در تاريخ مدون بشريت از آن ياد شده است و آن به همراه تکامل تکنولوژی ، در هر عصر و نسلی ، به شيوه های گوناگون بکار برده شده است . شکنجه دغدغه مهم فکری جامعه بشری امروز است . با وجود قوانين و مقرراتی مانند اعلاميه جهانی حقوق بشر، ميثاقهای بين المللی و قوانين مدنی که شکنجه را در هر شرايطی ممنوع اعلام کرده اند ، اما همچنان داغ و درفش و آزار و اذيت در بسياری از رژيمها از جمله رژيم جمهوری اسلامی برقرار است .

 امروز براستی سخن از نبود و يا کمبود قانون و مقررات در ميان نيست ، بلکه آنچه که ضرورت دارد و نياز مبرم جامعه بشری است ، همکاری و همياری در اين زمينه است تا بدينوسيله نه تنها از هر نوع اعمال شکنجه ممانعت بعمل آيد بلکه آمران و عاملان آن تحت پيگردهای قانونی و بين المللی قرار گيرند.

بر اين اساس کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن ، غير انسانی يا تحقير کننده در 10 دسامبر 1984 و طی قطعنامه شماره 46 / 39  از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصويب شده است . اين کنوانسيون در 20 ژوئن 1987 يعنی پس از اينکه بيست دولت مفاد آنرا در مراجع قانونگذاری خود به تصويب رساندند ، قابليت اجرايی پيدا کرد. کنوانسيون شامل يک مقدمه و 33 ماده در 3 بخش تدوين شده است . اين کنوانسيون بعد از آنکه شکنجه را تعريف نموده است ، آثار حقوقی ، صلاحيت و مسئوليت های دولتها ، نحوه حل اختلاف ، انصراف و تشکيل کميته منع شکنجه و وظايف آنها را توضيح داده است.

 بنابر آماری که سازمان ملل در تاريخ 8 فوريه 2002 در مورد کليه کشورهای عضو که 12  سند مهم بين المللی اين نهاد را امضاء کرده اند ، آمده است که از مجموعه 189 کشور عضو ،  128  کشور کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار با مجازات خشن ، غير انسانی و تحقير کننده را امضا کرده اند. دولت جمهوری اسلامی کنوانسيون منع شکنجه را امضا نکرده است.

 

ن. نوريزاده ( سام . آ ) مونترال

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 31 Mar 2006ساعت 10 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

فریده پورعبدالله پنجشنبه ١٠ فروردين ١٣٨٥

سرانجام پس از ماهها مذاکره، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با رای موافق اکثریت کشورهای عضو، طرح ایجاد شورای حقوق بشر را تصویب کرد. شورای حقوق بشر که امید و قرار است سازمانی مؤثر و با نفوذ باشد، نه تنها می‌تواند نقش بنیادین سازمان ملل متحد را که گسترش صلح، امنیت و حمایت از حقوق بشر است بر آورده کند، بلکه نشانگر انعطاف پذیری این نهاد برای بوجود آوردن تغییرات ضروری، وتوانائی بر طرف کردن اشتباهاتی است که به دلیل نا کارآئی کمیسیون منحل شده حقوق بشر و جنجال آفرینی آن، به این سازمان لطمه زده است. و مشروعییتی را که این سازمان به آن نیازمند است تا بتواند امیدهای میلیونها مردمی را که حقوقشان بوسیله دولتهایشان زیر پا گذاشته می‌شود دو باره جایگزین کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 31 Mar 2006ساعت 10 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

مسجد و کتابخانه

پارادوکس‌های سنت و مدرنيزم

  

در نظريه‌های مربوط به تکامل اجتماعی، بسياری از جامعه شناسان به دوره بندی تاريخی جوامع و معارف بشری پرداخته و دنبال تفکيک قلمروها و روشهای طرح و بيان مسايل و دستيابی به پاسخ‌های آن بوده‌اند. اگوست کنت در مورد اين فرايند به سه دوره اشاره ميکند: دوره ربانی يا الهيات با رهبری پيامبران، دوره متافيزيک يا فلسفی با رهبری فيلسوفان طبيعت گرا، و دوره اثباتی يا علمی به رهبری دانشمندان (۱۶.Ritzer, p). با الهام از همين ديدگاه باور بر اين است که با وجود سپری شدن هر دوره و آغاز دوره ديگر، نمی‌توان حد فاصل مشخصی بين اين دوره‌ها کشيده و آنها را از يکديگر متمايز ساخت. از همين روست که در دوره معاصر يعنی در بين فرهنگ‌های مدرن و نيمه مدرن نيز به نحوی بارقه‌ای از باورهای دينی (گاه حتی با ظهور چهره‌های کاريزماتيک) را می‌توان ديد. به طوريکه اين باورها چندان بهره‌ای حتی از فلسفه مدرن ندارند. بر پايه همين رويکرد ميتوان چنين اذعان کرد که در جامعه ايران پس از عصرمشروعيت تاکنون با قرارگرفتن در دوره گذار از سنت به مدرنيزم تلاش بسياری صورت گرفت تا انتقال از دوره رهبری رهبران دينی و فلسفی طی شده و نوبت سيطره باورهای علمی و نوانديش فرارسد. ازهمين رو ميتوان گفت يکی از چالش‌های اصلی مدرنيزم در ايران عصر پهلوی‌ها که هم خصلت برونزا و هم از بالا به پايين را همواره به همراه داشت‏ ‏تضاد ميان نهادها و نمادهای دينی و علمی بوده است. در نوشتار حاضر تلاش بر اينست که به چالش "دين وعلم" از منظر مکان شناسی يعنی "مسجد و کتابخانه" در جامعه ايران پرداخته شود. لذا در اين راستا به رشد و توسعه همچنين ساختار و کار کردهای آنان نيز توجه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 30 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 

اعضای دائم شورای امنيت پس از سه هفته مذاکرات فشرده بر سر بيانيه مربوط به ايران به توافق رسيدند. شورای امنيت سازمان ملل متحد در اين بيانيه از ايران خواسته است غنی سازی اورانيوم را معلق کند. متن بيانيه بلافاصله پس از توافق پنج عضو دائمی شورای امنيت بر سر آن، از سوی 15 عضو شورا به تصويب رسيد. شورای امنيت در اين بيانيه همچنين از آژانس بين المللی انرژی اتمی خواسته است ظرف 30 روز گزارش دهد آيا ايران با درخواست های شورا همکاری کرده است يا خير

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

پنجشنبه ١٠ فروردين ١٣٨۵ – ٣٠ مارس ٢٠٠۶

 

بی بی سی: اعضای دائم شورای امنيت بالاخره پس از سه هفته مذاکرات فشرده بر سر بيانيه مربوط به ايران به توافق رسيدند.

شورای امنيت سازمان ملل متحد در تلاشی برای مهار بلندپروازی های اتمی ايران، بيانيه ای را تصويب کرده است که اين کشور را ترغيب می کند غنی سازی اورانيوم را معلق سازد. متن بيانيه بلافاصله پس از توافق پنج عضو دائمی شورای امنيت بر سر آن، از سوی 15 عضو شورا به تصويب رسيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 30 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 اقدام دولت آمریکا برای اختصاص 85 میلیون دلار بودجه جهتِ کمک به نیروهای مخالف رژیمِ جمهوری اسلامی، امضا کنندگان این بیانیه را ملزم به اعلام موضع روشن در باره آن می سازد.

1ـ اپوزیسیون مستقل ایران دریافتِ هر گونه کمک (اعم از مالی و غیر مالی) از ایالات متحده و دیگر دولت های خارجی را عملی مذموم و از نظر اخلاق سیاسی مطرود می داند، آن را محکوم و توهینی آشکار به مردم ارزیابی می کند.

2 ـ اپوزیسیون مستقل ایران همواره، چه در دورانِ دیکتاتوری پهلوی ـ که از حمایت آشکار و مستقیم ایالات متحده ی آمریکا برخوردار بود ـ و چه از نخستین روزهای حاکمیت رژیم استبدادِ مذهبی جمهوری اسلامی، بدون هیچ چشمداشت به کمک مالی از قدرت های ذینفع خارجی به مبارزه پرداخته است و تا پیدایشِ ایرانی آزاد، مستقل و دمکراتیک از پای نخواهد نشست.

3 ـ اهداف سوداگرانی که همواره در هر مقطع مهم تاریخِ ایران از استبداد پشتیبانی کرده اند و در سرکوب جنبش های ملّی و ترقی خواهانه دخالت مستقیم و آشکار یا غیر مستقیم و پنهان داشته اند از اختصاص چنین کمک هائی روشن است. مردم ایران هنوز از یاد نبرده اند که دولت آمریکا دستاوردهای تلاش هایشان برای دستیابی به آزادی و استقلال را با کودتای ننگین 28 مرداد علیه دولت ملّی دکتر مصدق پایمال کرد و کشور را به محاقِ دیکتاتوری پهلوی فرو کِشاند.

4 ـ آزادی خواهانِ ایرانی نیازی به کمکِ سوداگرانِ نفت و خون ندارند. هدف اینان اسارت و چپاول مردم است.چشم دوختن به کمک خارجی نشانه ی وابستگی است. سرنوشتِ غم انگیز مبارزاتِ مردم افغانستان و عراق برای رهایی از دیکتاتوری برای همگان درس روشنی از عواقب چنین دخالت هایی به شمار می رود. تنها با برچیده شدنِ نظام جمهوری اسلامی است که شرایط واقعی آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در ایران برقرار می شود. سرنوشتِ کشور تنها به دست مردم تعیین خواهد شد.

29 اسفند 1384

امضاهای اولیه: مجید آژنگ، بهرام آوخ، بهروز اسدی، اصغر اسلامی، نسرین الماسی، پوران بازرگان، رضا براهنی، سهراب بهداد، امین بیات، ناصر پاکدامن، مهران پاینده، نصرت تیمورزاده، ناهید جعفرپور، علی اصغر حاج سید جوادی، حسن حسام، امیر حسن پور، تراب حقشناس، نسیم خاکسار، علی راسخ افشار، سعید رهنما، مجید زربخش، حسن زرهی، اسد سیف، اکبر سیف، خسرو شاکری (زند)، حماد شیبانی، کامران صادقی، عباس عاقلی زاده، سرور علی محمدی، شهرام قنبری، هوشنگ کشاورز صدر، مریم متین دفتری، هدایت متین دفتری، شهرزاد مجاب، باقر مرتضوی، رضا مرزبان، مهران مصطفوی، بهروز معظمی، هایده مغیثی، ناصر مهاجر، شیدا نبوی، علیرضا ندیمی، بهمن نیرومند، فریدون هشیارنژاد.

برای امضا متن فوق (به زبان انگلیسی)، خواهشمندیم به نشانی اینترنتی زیر مراجعه بفرمایید.

http://www.petitiononline.com/NoUSAID/petition.html 

+ نوشته شده در  Thu 30 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

سازمان عفو بين الملل با انتشار يک اطلاعيه علنی نسبت به خطر اعدام فيض مهدوی اخطار داد و اعلام کرد که بعد از اعدام حجت زمانی رژيم اسلامی تهديد به اجرای حکم اعدام ولی الله فيض مهدوی ۲۸ ساله را نموده است. عفو بين الملل، خواهان لغو حکم اعدام فيض مهدوی که بجرم هواداری از سازمان مجاهدين خلق در سال ۲۰۰۱ دستگير و در زندان گوهردشت کرج زندانی شده است
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

پنجشنبه ١٠ فروردين ١٣٨۵ – ٣٠ مارس ٢٠٠۶


روز چهار شنبه ۲۹ ماه مارس، سازمان عفو بين الملل با انتشار يک اطلاعيه علنی نسبت به خطر اعدام فيض مهدوی اخطار داد و اعلام کرد که بعد از اعدام حجت زمانی رژيم اسلامی تهديد به اجرای حکم اعدام ولی الله فيض مهدوی ۲۸ ساله را نموده است.
عفو بين الملل، خواهان لغو حکم اعدام فيض مهدوی که بجرم هواداری از سازمان مجاهدين خلق در سال ۲۰۰۱ دستگير و در زندان گوهردشت کرج زندانی شده است، شده و از همگان دعوت کرده است که به اين حکم اعتراض کنند.
کميته بين المللی عليه اعدام دو روز پيش با دادن اطلاعيه مطبوعاتی نسبت به اجرای حکم اعدام ولی الله فيض مهدوی اخطار داد و با تماس گرفتن با نهادهای مدافع حقوق انسانی مجموعه اقداماتی را برای نجات جان فيض مهدوی آغاز کرده است.
اين کميته از مردم در ايران و در سراسر دنيا و از همه نهادهای مدافع حقوق انسانی دعوت کرده است بهر طريق ممکن به اين حکم وحشيانه اعتراض کنند.

 

+ نوشته شده در  Thu 30 Mar 2006ساعت 10 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 

سازمان عفو بين الملل با انتشار يک اطلاعيه علنی نسبت به خطر اعدام فيض مهدوی اخطار داد و اعلام کرد که بعد از اعدام حجت زمانی رژيم اسلامی تهديد به اجرای حکم اعدام ولی الله فيض مهدوی ۲۸ ساله را نموده است. عفو بين الملل، خواهان لغو حکم اعدام فيض مهدوی که بجرم هواداری از سازمان مجاهدين خلق در سال ۲۰۰۱ دستگير و در زندان گوهردشت کرج زندانی شده است
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

پنجشنبه ١٠ فروردين ١٣٨۵ – ٣٠ مارس ٢٠٠۶


روز چهار شنبه ۲۹ ماه مارس، سازمان عفو بين الملل با انتشار يک اطلاعيه علنی نسبت به خطر اعدام فيض مهدوی اخطار داد و اعلام کرد که بعد از اعدام حجت زمانی رژيم اسلامی تهديد به اجرای حکم اعدام ولی الله فيض مهدوی ۲۸ ساله را نموده است.
عفو بين الملل، خواهان لغو حکم اعدام فيض مهدوی که بجرم هواداری از سازمان مجاهدين خلق در سال ۲۰۰۱ دستگير و در زندان گوهردشت کرج زندانی شده است، شده و از همگان دعوت کرده است که به اين حکم اعتراض کنند.
کميته بين المللی عليه اعدام دو روز پيش با دادن اطلاعيه مطبوعاتی نسبت به اجرای حکم اعدام ولی الله فيض مهدوی اخطار داد و با تماس گرفتن با نهادهای مدافع حقوق انسانی مجموعه اقداماتی را برای نجات جان فيض مهدوی آغاز کرده است.
اين کميته از مردم در ايران و در سراسر دنيا و از همه نهادهای مدافع حقوق انسانی دعوت کرده است بهر طريق ممکن به اين حکم وحشيانه اعتراض کنند.

+ نوشته شده در  Wed 29 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

درباره اکرم قويدل، محکوم به اعدام

فرشته قاضی،روزنامه نگار

بسمه تعالی

سران قواي مجريه و قضاييه جمهوري اسلامي

آقايان سيد محمد خاتمي و سيد محمود هاشمي شاهرودي

زماني كه در شهريور 82 در نامه اي سر گشاده خطاب به شما و رئيس وقت قوه مقننه، وضعيت افسانه نوروزي را متذكر شدم هرگز گمان نمي بردم به خاطر آن نامه و سوالاتي كه در آن به عنوان يك زن مسلمان ايراني مطرح كرده بودم ساعت هاي متمادي تحت باز جويي قرار بگيرم به خصوص كه آقاي شاهرودي نيز بعد از آن نامه و پي گيري هاي نهادهاي حقوق بشري ،حكم اعدام افسانه را متوقف كرده بودند .

در اين نامه قصد پرداختن يا طرح موارد باز جویي ام را ندارم كه خود نيك بدان آگاهيد، قصد من تشويش اذهان عمومي يا نشراكاذيب و تخريب وجهه قوه قضائيه هم نيست اما مي خواهم بر مبناي وظيفه انساني ام به افسانه نوروزي ديگري اشاره كنم كه چهار سال است به دليل دفاع از ناموس و شرف خود در انتظار اعدام به سر مي برد .

نمي دانم اكنون كه اين نامه را مي نويسم چه تعداد زن ايراني ، عفت و پاكدامني خود را با مرگ معامله كرده و در زندان ها در انتظار چوبه دار هستند اما طي دو روزي كه در بند عمومي زندان اوين بودم به افسانه نوروزي ديگري بر خوردم ؛ اكرم قویدل ، زن جواني است كه در دفاع از ناموس و پاكدامني خود ، مرتكب قتل مردي شده است كه در غياب شوهرش وارد منزل او شده و قصد تجاوز به وي داشته است .

اكرم ، افسانه ديگري است كه به اعدام محكوم شده و قاضي پرونده ، همسر اورا نيز به اتهام معاونت و مشاركت در قتل بازداشت كرده اما پس از نفض تحقيقات – قاضي پرونده ، همسر اكرم را تبرئه و مجدداً بر حكم اعدام او تاكيد كرده است .

ماده 61 قانون مجازات اسلامي صراحتاً مي گويد : هر كس در مقام دفاع از نفس يا عرض يا ناموس يا مال خود يا ديگري و يا آزادي تن خود يا ديگري در برابر هر گونه تجاوز فعلي يا خطر قريب الوقوع ، عملي انجام دهد كه جرم باشد در صورت اجتماع شرايط زير قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود : 1 – دفاع با خطر و تجاوز متناسب باشد ،2 – عمل ارتكابي بیش از حد لازم نباشد ، 3 – توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت ، عملاً ممكن نباشد و يا مداخله قواي مذكور در رفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود .

مواد 625 و 629 قانون مجازات اسلامي نيز دايره دفاع مشروط را با لحاظ شرايط ، حتي به جرح و ضرب و قتل نيز توسعه داده اند .

آقاي رئيس جمهور و جناب آقاي رئيس قوه قضائيه

اكرم قويدل، مردی را در منزل خود با يك ضربه چاقو به قتل رسانده اما قاضي پرونده ، دفاع مشروع را رد كرده است بدون اينكه انگيزه اي براي قتل او ذكر كرده باشد و يا به اين سوال پاسخ دهد كه آن مرد در غياب شوهر اكرم در خانه وي چه مي كرده كه به قتل او منجر شده است .

طبيعي است كه اگر اكرم قويدل بدون آنكه مورد تعدي قرار بگيرد اقدام به قتل كرده است مسئولان قضائي بايد به صراحت توضيح دهند كه در تحقيقات خود درباره انگيزه قتل – كه پايه و اساس هر جنايتي است – به چه نتيجه اي رسيده اند و مهم تر اينكه آن مرد در آن زمان در خانه قاتل چه مي كرده است .

قاضي پرونده در رد دفاع مشروع عنوان كرده كه قاتل از پليس كمك نخواسته است .جادارد به اين سوال پاسخ داده شود زني كه در چنان شرايطي قرار گرفته چگونه مي توانست از دست مردي كه قصد تعرض داشته و قطعاً از لحاظ بدني ، قوي تر و ورزيده تر از زن مقابل خود بوده است ، خود را برهاند و از پليس كمك بخواهد .

اكرم قويدل يك مصداق است همچنان كه افسانه نوروزي يك مصداق بود.

در جامعه اي كه هر لحظه امكان دارد هر زني در موقعيتي چون اكرم و افسانه قرار گيرد واقعاً تكليف يك زن مسلمان كه نمي خواهد تن به زنا بدهد چيست ؟ افسانه پس از يك سال و اندي از توقف حكم اعدامش آزاد شد اما كسي ازمسئولانی كه مورد خطابشان قرار داده بودم به سوال من پاسخ نداد كه اگر زني در موقعيتي همچون او يا اكرم قرار بگيرد چه بايد بكند آيا بايد تن به زنا دهد وسنگسار ( كه اخيراً به مجازات اعدام تبديل شده است ) را به جان بخرد يا اينكه مقاومت كند ولو به قيمت كشتن فرد متعدي و پاكدامني خود را با مرگ معامله كند ؟

در شرايطي كه بيش از نيمي از پرونده هاي تجاوز به عنف به دليل شرمساري قربانيان از بيان جزئيات ، مسكوت مي ماند و به دليل حجب و حيايي كه دختران و زنان ما دارند حتي اگر مورد تجاوز نيز قرار گيرند به مراكزحمايتي يا مراجع قضائي رجوع نمي كنند و حاضرند اين خفت را تحمل كنند اما پرونده هايشان به جريان نيفتد ، آيا پاداشي زني كه تا پاي جان ، پاي پاكدامني خود ايستاده، چوبه دار است ؟ اگر اكرم و امثال او پاي چوبه دار بروند ، پس از آن ‌زناني كه در موقعيت او قرار مي گيرند با چه جرات و اميدي از ناموس خود دفاع كرده و دست متجاوز را كوتاه كنند ؟

آقايان خاتمي و شاهرودي

مورد ديگر كه به عنوان دغدغه يك روزنامه نگار 26 ساله مسلمان با شما مطرح مي كنم دخترك 19 ساله اي است كه به دليل تجاوز برادرش در زندان اوين به سر مي برد . سميه دچار عقب افتادگي ذهني و اختلالات رواني است وبه اتفاق كودك پنج ماهه اش در زندان اوين زنداني است .سميه ، محمد كوچكش را در زندان به دنیا آورده و هر كس كه با او صحبت مي كند به سادگي متوجه عقب ماندگي ذهني او مي شود هنوز حکم پرونده او صادر نشده و در این میان دغدغه اصلي من كودك پنج ماهه اوست . كودكي كه چون پدر و مادرش ، خواهر و برادر هستند ، كودكي كه چون در زندان به دنيا آمده و شكل گرفته است از هم اكنون در جامعه ما مطرود است و قريب به يقين ، بزهكار آينده.

سقط جنين در دين ما و قوانين موضوعه كشور ما حرام است ، نيك بدان آگاهم . اما همانگونه كه مجلس سقط جنین را در مواردي مجاز شمرده است آيا نمي توان در اين موارد نيز سقط جنين را مجاز شمرد تا از به دنيا آمدن كودكاني سر خورده و مطرود جامعه كه قطعا ً بزهكاراني خواهند شد در آينده جلوگيري كرد ؟ واقعاً زمان آن نرسيده كه فكري براي محمد و محمد ها شود؟ فراموش نكنيم امثال بیجه كه اكنون جامعه به شدت منتظر مجازات اوست در شرايطي رواني درستي بزرگ نشده و از كودكي مطرود جامعه بوده اند .
جنابان عالي مي توانيد با ارائه لايحه اي به مجلس در اين زمينه كمك شايان توجهي به جامعه نموده و سقط جنين ولدين زنا به خصوص زناي با محارم را قانونی كنيد .از سوي ديگر بايد توجه داشت كه پدران و مادران اين كودكان در اكثر موارد محكوم به اعدام و مرگ مي شوندو اين كودكان از سوي خانواده ها ي والدين خود طرد مي شوند. يا در مراكز بهزيستي عمر خود را سپري مي كنند و يا به سرنوشتي نا معلوم دچار مي گردند پس چه بهتر كه پيش از پا نهادن به عرصه اجتماع و با قانوني كردن
سقط جنين در اين مورد ، از فجايع بعدي جلوگيري به عمل آيد .

 
+ نوشته شده در  Tue 28 Mar 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 

 

>>> فلوجه، کشتاری پنهان <<<

+ نوشته شده در  Tue 28 Mar 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
در کشور اسلامی و تحت رهبری ولی فقيه سال گذشته روزانه 4 قتل اتفاق افتاده و روزانه  6 هزار عمليات پليسي  تنها در شهر تهران انجام شد

ايلنا : در سالي كه گذشت؛ اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي, ساماندهي معتادان ولگرد خياباني, پاكسازي ناصرخسرو، افتتاح پليس ضربت, راه‌‏اندازي گارد حفاظتي محيط زيست و توسعه برنامه‌‏هاي ترافيكي در شهرها و جاده‌‏ها از مهم‌‏ترين اقدامات نيروي انتظامي بود.
به گزارش خبرنگار ايلنا, براساس آمارهاي نيروي انتظامي, در سال گذشته به طور متوسط روزانه 4 قتل در كشور اتفاق افتاده كه سه مورد آن كشف شده است, همچنين ميزان وقوع قتل با سلاح گرم 4 درصد و با سلاح سرد 8 درصد افزايش يافته كه اين افزايش عمدتاً به دليل فراواني سلاح غيرمجاز در كشور است.
بر اساس اين آمار, در سال گذشته 9 هزار قبضه سلاح جنگي توسط نيروي انتظامي كشف شده كه اين ميزان نسبت به سال 83, رشد 30 درصدي داشته است.
همچنين, در سال گذشته كشف وسايل نقليه سرقتي رشد 50 درصدي داشته است و كل جرائم اينترنتي در كشور نيز 21 مورد بوده است.
در سال گذشته در شهر تهران, قتل‌‏هاي زنان خانه‌‏دار اتفاق افتاد كه به اعتقاد سردار طلايي, از مهم‌‏ترين حوادث سال گذشته بود كه قاتلان آن توسط پليس شناسايي و دستگير شدند و در اين قتل‌‏ها سه زن خانه‌‏دار به شيوه‌‏هاي مشابه و توسط يك زن و مرد به قتل رسيده بودند.
همچنين, در سال گذشته طرح ارتقاي امنيت اجتماعي توسط ناجا در تهران و شهرهاي بزرگ كشور اجرا شد كه مهم‌‏ترين هدف اجراي اين طرح برخورد با اراذل و اوباش و معتادان ولگرد و مجرمان مواد مخدر بود, در اين طرح كه مرحله اول آن در اواسط سال جاري در تهران اجرا شد و بسياري از نقاط سطح شهر مانند خليج و مراكز تجاري از وجود اشرار پاكسازي شد.
اين گزارش مي‌‏افزايد؛ از ابتداي بهمن‌‏ماه, اجراي مرحله دوم طرح ارتقاي امنيت اجتماعي آغاز شده است كه محوريت آن ساماندهي معتادان, زنان خياباني و جمع‌‏آوري اراذل و اوباش به جاي مانده از مرحله اول اجراي طرح است.
در سال گذشته,براي اولين بار طرح ساماندهي و نگهداري از معتادان ولگرد و پرخطر توسط نيروي انتظامي و به صورت آزمايشي در تهران اجرا شد كه در اين طرح مركز شفق(شورآباد) تحت نظارت ستاد مبارزه با مواد مخدر با همكاري وزارت بهداشت و سازمان بهزيستي براي نگهداري معتادان انتخاب شد.
براساس اين گزارش, در طرح ساماندهي معتادان, نيروي انتظامي نسبت به جمع‌‏آوري معتادان ولگرد و پرخطر از سطح شهر اقدام كرده و اين افراد پس از تاييد پزشكان حاضر در نيروي انتظامي به مركز شفق منتقل مي‌‏شدند.
طرح ساماندهي معتادان كه هنوز نمي‌‏توان برآوردي در ميزان موفقيت‌‏آميز بودن آن داشت, از اول اسفندماه در تهران آغاز شده و قرار است كه اجراي آن علاوه بر تهران در شهرهاي ديگر نيز توسعه مي‌‏يابد.
در سالي كه گذشت؛ روزانه 6 هزار عمليات پليسي در شهر تهران انجام شده و 10 هزار و 800 مورد تماس تلفني از سوي مردم درخصوص عملكرد پليس تهران با 110 برقرار شده است.
براساس آمار مركز نظارت بر اماكن عمومي نيروي انتظامي, در سال گذشته يك ميليون و 991 هزار و 917 مورد بازديد انتظامي از اماكن و اصناف سراسر كشور صورت گرفت كه در اين بازديدها 5 هزار و 789 مغازه به دليل تخلف پلمپ شد.
با اقدامات صورت گرفته, پاسخ استعلام مشاغل غيرحساس در مدت زماني حدود يك روز انجام مي‌‏شود كه يكروزه شدن ارائه پاسخ استعلام اصناف اقدامي در جهت قانونمند كردن فعاليت واحدهاي صنفي غيرمجاز است.
در ماه‌‏هاي پاياني سال گذشته, پليس ضربت در تهران در قالب گروه‌‏هاي گشتي موتورسوار افتتاح شد كه حدود 100 واحد موتورسوار در مرحله اول به كارگيري گروه ضربت در سطح شهر تهران فعال شد كه اين گروه‌‏ها عمدتاً با افراد شرور و سابقه‌‏داري كه براي مردم و شهروندان ايجاد مزاحمت مي‌‏كنند, برخورد خواهد كرد و توسعه اين گروه‌‏ها در دستور كار نيروي انتظامي قرار دارد.
براساس اين گزارش, در سال گذشته, 5 باند دختران فراري در شيراز, اصفهان و تهران توسط پليس فرودگاه كشور شناسايي و 37 نفر از اعضاي اين باندها دستگير شدند همچنين در اين مدت 500 پرونده در خصوص وضعيت نامناسب پوشش خانم‌‏ها تشكيل شده و 700 نفر از زنان بدحجاب دستگير شدند.

+ نوشته شده در  Tue 28 Mar 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 شهروند در گفت وگو با ديان علايي نماينده جامعه بهايي در سازمان ملل متحد

خسرو شمیرانی

shemiranie@yahoo.com

دوشنبه گذشته کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو براي دومين دوشنبه متوالي تشکيل جلسه داد. اين جلسه تنها 15 دقيقه به طول انجاميد و تاريخ نشست بعدي را دوشنبه آينده، 27 مارس، اعلام کرد تا طي آن پايان کار خود را رسما اعلام کند.

اين در حالي است که طبق روال معمول اين ارگان سازمان ملل، همه ساله از ميانه ماه مارس تا روزهاي پاياني ماه آوريل به مدت شش هفته تشکيل جلسه ميدهد و به بررسي کارنامه حقوق بشر در کشورهاي مختلف ميپردازد.

امسال وضعيت به کلي تغيير کرده است. چرا؟

آيا معضل حقوق بشر در جهان حل شده است و ديگر به بررسي کارنامه دولت ها در اين رابطه نيازي نيست؟ ميدانيم که با توجه به گزارشهاي مربوط به نقض حقوق بشر در غالب کشورهاي جهان بويژه در کشور خودمان پاسخ مثبت به سئوال بالا ممکن نيست.

در سالهاي اخير به طور پيوسته صداي اعتراض گروه هاي حقوق بشري بلندتر شده است. همواره اعتراض اين بود که بسياري از 53 عضو کميسيون حقوق بشر سازمان ملل خود بزرگترين و شناخته شده ترين پايمال کنندگان حقوق بشر هستند، پس اين گروه چگونه ميتواند براي رسيدگي به وضعيت حقوق بشر در کشورهاي مختلف صاحب صلاحيت باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 26 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
*با توجه به افزايش فاجعه بار مصرف مواد مخدر در کشور، فلاکت گسترده، بيکاری روز افزون و بسته شدن راه های اميد آينده، سرکوب در مناطق مرزی چه مستقلا و چه در واکنش به تحريکات خارجی در مرزها، قطعا اين واقعه اسف بار را نمی توان يک حادثه منفرد به شمار آورد
http://www.roshangari.net/
روشنگری. نوع جرايم و حوادثی که در يک کشور اتفاق می افتد، نوع مجازات و چاره جويی های دولت در برابر آن، شدت و گستره ی هردوی اين ها تصوير روشنی از اوضاع يک جامعه و ماهيت دستگاه سياسی حاکم بر جامعه به دست می دهد. در خبری در بخش حوادث روزنامه اعتماد آمده است يک کودک 13 ساله که 13 بسته مواد مخدر را بلعيده بوددر بيمارستانی در مشهد مورد عمل جراحی قرار گرفت.در انتهای خبر آمده است اين کودک در سفر به‌ يكي‌ از شهرهاي‌ جنوب‌ شرقي‌ بسته‌هاي‌ حاوي‌ مواد مخدر را بلعيده‌ بود.

اين کودک می تواند احتمالا درگير ماجراهای يک باند مواد مخدر باشد، يا داستانی مشابه که در آن کودکان قربانی می شوند، اما ماجرا هر چه باشد نشانه تماس نزديک کودک با مواد مخدر و باندهای پخش کننده آن است. با توجه به افزايش فاجعه بار مصرف مواد مخدر در کشور، فلاکت گسترده، بيکاری روز افزون و بسته شدن راه های اميد آينده، سرکوب در مناطق مرزی چه مستقلا و چه در واکنش به تحريکات خارجی در مرزها، قطعا اين واقعه اسف بار را نمی توان يک حادثه منفرد به شمار آورد که در هر کشوری ممکن است اتفاق بيفتد. بلکه اين نقطه اوج فلاکت و نوک کوه يخی است که جامعه ای سرطان زده و در حال انفجار را در پايه آن می توان مشاهده کرد، جامعه ای که در آن انواع گرگ ها و کرکس ها آن را سفره ای گشاده ای برای اشتهای سيری ناپذير خود می بينند.

اما برخورد رژيم که خود مسبب اصلی اين فلاکت گسترده است چيست؟ روانه کردن ماموران سرکوب به خيابان ها برای برخورد با ,ناهنجاری های اجتماعي، ,انباشتن زندان ها به ميزانی که اعتراض خود زندانبانان و ماموران دولتی را نيز برانگيخته است و گسترش بی سابقه و مستمر اعدام هابويژه در مقابله با جرايم اجتماعی. خشونت در برخورد به آن چه که ,ناهنجاری اجتماعی, می نامند در رژيم اسلامی به درجه ای رسيده است که واضعان نظريه تحمل صفر نومحافظه کاری در غرب به گرد آن هم نمی رسند. همانطور که منتقدان نظريه تحمل صفر به درستی تاکيد می کنند، خشونت و اعدام در مقابل جرايم اجتماعی يا سياسی فقط نشان دهنده وجود خشونت و بی عدالتی گسترده در رژيم سياسی و نظام حاکم بريک کشور است.

برای چاره قطعی هر نوع دردي، حتی درد جسمی بايد علت درد را از بين برد، و علت اين همه درد در کشور ما چيست به جز وجود يک رژيم مخرب از نظر اقتصادی و سياسی و اجتماعي، ضد دمکراتيک و سرکوبگر در داخل و آشوبگر در خارج که در مقابل مردم خود و در برابر مخالفت های خارجی فقط بر زور و سلطه متکی است؟

بنابراين معدوم کردن اين رژيم اگر شرط کافی نيست، شرط لازم هست برای مقابله با خشونت های جاری در متن جامعه و نجات کودکان ما، و مقابله با تشديد خشونت دولتی و اعدام ها که رژيم اين همه بر آن متکی است.

متن گزارش اعتماد
در بيمارستان‌ امام‌ زمان‌ مشهد؛13 بسته‌ مواد از شكم‌ نوجوان‌ 13 ساله‌ خارج‌ شد
در بيمارستان‌ امام‌ زمان‌ مشهد؛13 بسته‌ مواد از شكم‌ نوجوان‌ 13 ساله‌ خارج‌ شد
,مرتضي‌.م‌, پسر بچه‌ 13 ساله‌يي‌ كه‌ به‌ علت‌ درد شديد از ناحيه‌ شكم‌ توسط‌ مادرش‌ به‌ اورژانس‌ بيمارستان‌ امام‌ زمان‌ )عج‌( مشهد مراجعه‌ كرده‌ بود با تشخيا بموقع‌ كادر درماني‌ و پزشكي‌ بيمارستان‌ امام‌ زمان‌ )عج‌( از مرگ‌ حتمي‌ نجات‌ يافت‌. وي‌ كه‌ 13 بسته‌ كوچك‌ مواد مخدر بلعيده‌ بود و با عدم‌ اعلام‌ به‌ پزشك‌ كار درماني‌ خود را مشكل‌ كرده‌ بود با تشخيا بموقع‌ پزشك‌ اورژانس‌ به‌ وجود اجسام‌ خارجي‌ در روده‌ وي‌ سريعاص به‌ اتاق‌ عمل‌ اعزام‌ و زيرنظر دكتر شاهرخي‌ جراح‌ مورد عمل‌ قرار گرفت‌.دكتر شاهرخي‌ اظهار داشت‌: از بسته‌هاي‌ بلعيده‌ شده‌ 2 بسته‌ در روده‌ كوچك‌ به‌ هم‌ چسبيده‌ و باعث‌ تورم‌ و سياهي‌ روده‌ شده‌ بود كه‌ با تشخيا صحيح‌ و جراحي‌ بموقع‌ توانستيم‌ 11 بسته‌ از روده‌ كوچك‌ و 2 بسته‌ از روده‌ بزرگ‌ وي‌ خارج‌ كنيم‌. حال‌ عمومي‌ بيمار در حال‌ حاضر خوب‌ و عمل‌ جراحي‌ رضايت‌بخش‌ بوده‌ است‌.
مدير عامل‌ بيمارستان‌ امام‌ زمان‌ )عج‌( در اين‌ رابطه‌ گفت‌: مواد تخليه‌ شده‌ كه‌ از نوع‌ ترياك‌ بود، تحويل‌ نيروي‌ انتظامي‌ گرديده‌ و پرونده‌ وي‌ توسط‌ مقامات‌ ذي‌ربط‌ در دست‌ بررسي‌ است‌. وي‌ از والدين‌ خواست‌ از سفرهاي‌ بي‌هدف‌ فرزندان‌ خود جلوگيري‌ و بيشتر مراقب‌ فرزندان‌ خود باشند. گفتني‌ است‌ ,مرتضي‌.م‌, در سفر به‌ يكي‌ از شهرهاي‌ جنوب‌ شرقي‌ بسته‌هاي‌ حاوي‌ مواد مخدر را بلعيده‌ بود.

+ نوشته شده در  Sat 25 Mar 2006ساعت 5 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

                                                              گزارشی از جهان وايران 

 عليرغم اينكه بيش از نيمي از دولتهاي جهان بر اساس گزارش منتشر شده از سوي سازمان ملل در باره وضعيت  كودكان سرباز در جهان  هنوز بسياري از كشورها اقدام به بهره گيري نظامي از كودكان مي كنند. براي منع استفاده نظامي از كودكان تلاش كرده يا دراغاز انجام اين را هستند، ولي هنوز نيز صدها هزار كودك تقريبا در هر كشمكشي در جهان به نحوي درگير وكشته مي شوند. اسناد مورد بررسي نشان مي دهد از سال 2001 تا 2004  در بيش از 20 كشور وسرزمين عمليات خصمانه نظامي رخ داده است و دراين ميان حداقل 10 كشورنظير بروندي، افغانستان، آنگولا،  كلمبيا،  ساحل عاج،  گينه، هند؛ عراق، اسراييل،  فلسطين،  اندونزي، ليبريا، نپال، فيليپين، چچني هاي روسيه، رواندا، سري لانكا، سومالي، سودان، اوگاندا،جمهوري دمكراتيك كنگو وميانمار از كودكان براي جنگ استفاده كرده اند. كشورهاي ديگري كه ادعاي رعايت حقوق بشررا دارند نيز با تشكيل گروههاي شبه نظامي، چريكي و دفاعي از كودكان براي جنگيدن وكشتن استفاده كرده اند مانند كلمبيا، سومالي، سودان و زيمبابوه. همچنين 6 كشور ديگر كه مدعي پايان بخشيدن به ثبت نام ار كودكان براي اهداف نظامي هستند نيز  از كودكان براي تجسس وگشت هاي شناسايي، ديده باني وپيام رساني در جنگ ها استفاده كرده اند  كه عبارتند ازاسراييل، اندونزي ونپال.         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 25 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

 

نمآهنگ "مرغ سحر" با صدای فرهاد، وبلاگ ايهام

 

  خیابان خواب ها  علیرضا عصار

 

دوباره می سازمت ای وطن  داریوش

+ نوشته شده در  Fri 24 Mar 2006ساعت 3 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی

مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه شماره ۱۳۵/۴۷

مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲

مجمع عمومی سازمان ملل متحد؛

- با تاکيد مجدد بر يکی از اهداف بيان شده در چارتر سازمان ملل متحد پيشبرد و حمايت احترام به حقوق انسانی و آزاديهای اساسی همه افراد بشر بدون درنظر گرفتن تفاوت های نژادی جنسی زبانی ويا دينی آنان؛

وبا تاکيد مجدد اعتقاد به حقوق اساسی انسان به کرامت و ارزش ذاتی هرانسان به حقوق برابر زن و مرد و حقوق ملل اعم از ملل کوچک ويا بزرگ؛

- با آرزوی پيشبرد و تحقق اصول مندرج در چارتر(منشور) سازمان ملل متحد و در اعلاميه جهانی حقوق بشر در کنوانسيون جلوگيری و مجازات اقدام برای نابودی نژادي ، کنوانسيون بين المللی ستردن تمام انواع ستم های نژادی کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی وسياسی، کنوانسيون بين المللی حقوق اقتصادي اجتماعی و فرهنگی، اعلاميه امحاء همه نوع عدم تحمل و ستم مبتنی بر اختلاف عقيده و مذهب و کنوانسيون حقوق کودکان و همچنين ديگر راهکارهای مربوطه بين المللی که در سطح جهانی و يا منطقه يی و يا بين هر يک از کشور هاي عضو سازمان ملل متحد تصويب و منعقد گرديده است ؛

- با توجه به مفادماده ۲۷ کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی مبنی بر حقوق افراد متعلق به اقليتهای قومی دينی و زبانی ؛

- با ملاحظه اينکه تامين و حفظ حقوق افراد متعلق به ملتها و اقوام اديان و زبانهای اقليت ها منجر به ثبات سياسی و اجتماعی کشورهائی که درآن بسر ميبرند ميشود ؛

- با توضيح اين حقيقت که تامين و حفظ مستمر حقوق افراد اقليتهای ملی نژادی مذهبی و زبانی يکی از شرايط لازم پيشرفت اجتماعی و بطور عام ودر چهارچوب يک دموکراسی مبتنی بر حکومت قانون باعث تقويت مودت و همکاری ساکنين آن کشورها ميباشد؛

- با توجه به نقش مهمی که سازمان ملل متحد در حفظ اقليتها بعهده دارد ؛

- با يادآوری کاريکه در مجموعه سازمان ملل متحد علل الخصوص در کميسيون حقوق بشر سو (زیر) کميسيون جلوگيری از ستم به اقليتها و حفظ آنان و ضميمه هايالحاقی کنوانسيونهای بين المللی حقوق بشر و ديگر ساز و کارهای مناسب اعلاميه جهانی حقوق بشر برای حفظ و پيشبرد حقوق افراد اقليتهای ملی و نژادي و مذهبی و زبانی بايد انجام گيرد ؛

- با تکيه بر کار های مهمی که بوسيله حکومتها و موسسات غير وابسته به حکومتهابرای حفظ اقليتها و پيشبرد و حفظ حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملی و نژادی مذهبی و زبانی بايد انجام پذيرد ؛ با برسميت شناختن احتياج افراد به اطمينان به کارآيی تمهيدات پيشبرد حقوق بشر بين المللی در مورد حقوق افراد اقليتهای ملی و نژادی مذهبی و زبانی ؛ اين بيانيه را در مورد حقوق افراد اقليتهای ملی يا نژادی دينی و زبانی اعلام ميدارد:

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

ماده ۱

1- ملل عضو موجوديت و هويت اقليتهای ملی و قومي فرهنگی مذهبی و زبانی را در محدوده مرزهای اين اقليتها حفظ و شرايط حمايت از حفظ هويت آنانرا فراهم خواهند نمود.

2- ملل متبوع کليه تمهيدات لازم قانونی و تصميمات ضروری را در جهت نيل به اين هدف اتخاذ خواهند نمود.

--------------------------------------------------------------------------------

ماده ۲

۱- افراد متعلق به اقليتهای ملی و قومي مذهبی و زبانی (که ازاين پس اقليتها خوانده ميشوند) در حوزه شخصی و اجتماعی حق دارند که آزادانه بدون هیچ نوع اعمال تبعيض يا مزاحمت از فرهنگ خود برخوردار شده مذهب خود را علنا ابرازداشته و مراسم آنرا انجام دهند و زبان خود را بکار گيرند.

۲- افراد متعلق به اقليتها حق دارند که بگونه يی موثر در حوزه های فرهنگي مذهبی اقتصادي، اجتماعی فعال بوده و در زندگانی عمومی شرکت جويند .

۳- افراد متعلق به اقليتها حق دارند که بطور موثر در تصميمات ملی شرکت داشته و در سطح محلی در اقليتی که به آن تعلق دارند ويا در محلی که در آن زندگی ميکنند در تصميمات ( تا آنجائيکه با قوانين ملی در تضاد نباشد ) شرکت کنند.

۴- افراد متعلق به اقليتها حق دارند که انجمنهای مخصوص به خود را ايجاد و راه اندازی نمايند.

۵- افراد متعلق به اقليتها حق دارند که بدون هيچ تبعيض و اجحافی تماسهای آزادانه و صلح آميز خود رابا اعضاء ديگر گروه خود و با افراد ديگری که به اقليت آنان تعلق دارند برقرار نموده وادامه دهند و هم چنين با اتباع ملل هم مرز که باآنان قرابت ملی قومی ويا مذهبی وزبانی دارند تماس داشته باشند.

--------------------------------------------------------------------------------

ماده ۳

۱- افراد متعلق به اقليتها منفردا يا با ديگر افراد گروه به حالت اجتماع ميتوانند بدون هيجگونه اعمال تبعيض و اجحاف کليه حقوق خود را منجمله آنچه که در اين بيانيه اعلام شده است اعمال نمايند.

۲- اعمال ويا عدم اعمال حقوق اعلام شده در اين بيانيه دارای هيچ نتيجه منفی برای افراد متعلق به اقليتها نمی باشد.

--------------------------------------------------------------------------------

ماده۴

۱- ملل متبوع کليه اقدامات لازم را هرجا که ضروری باشد برای اطمينان افراد متعلق به اقليتها در تامين به اعمال موثر حقوق انسانی و آزاديهای اساسی آنان و برابری در مقابل قانون بدون هيچگونه اجحاف و تبعيض اعمال خواهند داشت .

۲- ملل متبوع اقدامات لازم را برای خلق شرائط مناسب در مورد افراد متعلق به اقليتها در جهت ابراز ويژه گيهای آنان وترويج فرهنگ زبان مذهب سنن ولباسهای آنان اعمال خواهند داشت مگرآنجا که انجام آن مورد خاص باقوانين ملی يا استانداردهای بين المللی مغايرت داشته باشد .

۳- ملل متبوع در صورت امکان بايداقدامات لازم را در اينکه افراد متعلق به اقليتها فرصتهای مناسبی برای يادگيری زبان مادری ويا دريافت قوانين و مقررات به زبان مادری خود داشته باشند ايجاد نمايد.

۴- ملل متبوع در صورت امکان تمهيدات لازم را در زمينه تحصيل به زبان مادری و تشويق در کسب معلومات تاريخی سنتها زبان و فرهنگی که در درون مرزهای آن اقليتها وجود دارد اعمال خواهند نمود.

۵- ملل متبوع بايد اقدامات لازم را برای شرکت کامل افراد متعلق به اقليتها در توسعه اقتصادی و پيشرفت ملی در کشورشان بنمايند .

--------------------------------------------------------------------------------

ماده ۵

۱- سياستها و برنامه های ملی بايد درجهت تحقق بخشيدن به منافع مشروع اشخاص متعلق به اقليتها برنامه ريزی و تعبيه شوند.

۲- برنامه های تعاون و همکاری بين ايالات بايد در تحقق بخشيدن به منافع مشروع افراد متعلق به اقليتها برنامه ريزی و تعبيه شوند.

--------------------------------------------------------------------------------

ماده ۶

ايالات بايد در مسائل مربوط به افراد متعلق به اقليتها با در نظرگرفتن ديگر مسائل بايد درزمينه تبادل اطلاعات و تجارب برای تشويق متقابل و کسب تفاهم و اطمينان در بين آنان نيز کوشا باشند.

--------------------------------------------------------------------------------

ماده ۷

ملل متبوع بايد در جهت تحقق حقوق مشروحه در اين اعلاميه برای اقليتها کوشا باشند.

--------------------------------------------------------------------------------

ماده ۸

۱- هيچ چيز در بيانيه حاضر نبايد مانع تحقق تعهدات بين المللی ملل متبوع دررابطه با افراد متعلق به اقليتها باشد. خصوصا ملل متبوع با اعتقاد کامل تعهدات و الزاماتی را که در معاهدات وموافقت نامه های بين المللی پذيرفته اند انجام خواهند داد.

۲- تحقق عملی حقوق مندرج در اين اعلاميه نبايد مانع بهره وری افراد از حقوق مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشر و آزاديهای اساسی آنان شود .

۳- اقدامات انجام شده بوسيله ملل متبوع برای تحقق موثر برخورداری از حقوق اعلام شده در اين بيانيه نبايد در درجه نخست طوری تفسير شود که در تخالف با اصل برابری افراد متخذ از اعلاميه جهانی حقوق بشر قرار گيرد.

۴.هيچ چيز در بيانيه حاضر نبايد بنيان هيچ فعاليتی در مخالفت با اهداف و اصول سازمان ملل متحد قرار گيرد علی الخصوص حق ملل در برابری در حاکميت تماميت ارضی و استقلال سياسی ملل را خدشه دار نمايد.

--------------------------------------------------------------------------------

ماده ۹

آژانسهای تخصصی و ارگانهای ديگر سازمان ملل متحد بايد در تحقق کامل حقوق و اصول مندرج در اين بيانيه در حيطه صلاحيت های مربوطه خودشان شرکت نمايند.

+ نوشته شده در  Fri 24 Mar 2006ساعت 3 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

چرا باور ندارید ؟

 

زمانی که بر اساس قانون و مذهب حاکم بر ایران ( اسلام شیعه دوازده امامی، اصولی ) زن به عنوان نصف انسان محسوب می شود و حق حضانت بچه و حق انتخاب مکان زندگی، شغل، طلاق، مسافرت و... ندارد.

عملا اعلامیه جهانی حقوق بشر را در 13 مورد ذیل زیر پا گذاشته است :

 

ماده 1

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

 

ماده 2

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت  دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده  باشد.

 ماده 3

هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

 

ماده 6

هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .

 

ماده 7

همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

 

ماده13

1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

2- هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

 

ماده16

1- هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.

2- ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

3- خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

 

ماده21

1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود،  خواه مستقیما و خواه با وساطت  نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

3- اساس و منشا قدرت حکومت  ، اراده مردم است . این اراده  باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی  رای  تامین  نماید .

 

ماده22

هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد. 

 

ماده23

1- هر کس حق دارد کار کند. کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایتبخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

2- همه حق دارند که بدون هیچ  تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت دارند.

3-هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.

4-هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

 

ماده25

1- هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری  که به علل خارج از اراده  انسان ، وسایل امرار معاش از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

2- مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج  به دنیا آمده باشند  ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

 

ماده27

1- هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.

2-هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

 

ماده29

1- هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

2- هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک  وضع  گردیده  است.

3- این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

 

آیا این رژیم با این بینش و اجرای آن، صلاحیت و مشروعیت ادامه حکومت بر مردم ایران را دارد ؟

+ نوشته شده در  Thu 23 Mar 2006ساعت 6 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 8 مارس "روز جهاني زن"

 

ضرب و شتم زنان را در 8 مارس در پارک دانشجوی تهران توسط نظام محکوم می نمائیم.

  زنان ایرانی بار دیگردر 8مارس، گرد هم آمده تا اراده شان را برای مبارزه با تمامی عوامل و افکاری که به بهانه شرع، مانع رسیدن به حقوق برابردر جامعه مردسالارایران شده است، با شعارهای زیرنشان دهد.

 

آموزش و اشتغال برابر حق مسلم زنان"

"منشور زنان : برابري, عدالت, آزادي, صلح, همبستگي"

"ما زنان خواهان حقوق انساني خود هستيم"

"نقض حقوق زنان مساوي نقض حقوق بشر"

"داشتن كرسي قضاوت مساوي حق مسلم زنان"

 

زنان ایرانی تنها برای بهبود وضعیت اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی خود مبارزه نمی کند و خواهان رفع هر گونه نقض حقوق بشر واستقرار دمکراسی و عدالت اجتماعی درجامعه می باشد.

ما اعضای کانون دفاع از حقوق بشر درایران ضمن ارج نهادن به مبارزات زن ایرانی ، ازاقدام  شجاعانه آنان درراستای دست یافتن به خواست های بر حقشان، دفاع می کنیم و یورش ماموران رژیم اسلامی ( نیروهای ضد شورش و انواع گروه فشارهای) را به تجمع حقه زنان محکوم کرده،  ضرب و شتم آنان و دستگیری تنی چند از ایشان را نشانه بارز نقض حقوق بشر می دانیم.

ما ازهمه نهادهای جهانی حقوق بشر  و آزادیخواهان می خواهیم تا در برابر این گونه برخوردهای وحشیانه وغیر انسانی که هرروز توسط عوامل جمهوری اسلامی نسبت به مردم ما اعمال می شود، واکنش جدی نشان بدهند .

زنان و مردان آزادی خواه ایران!

 ما همه به همراه هم ، برای رسیدن به جامعه ای به دور از تبعیض و نابرابری ، برای اجرای کانل حقوق بشر و استقرار آزادی و دمکراسی مبارزه کنیم.

 

کانون دفاع از حقوق بشر درايران - كميته زنان

+ نوشته شده در  Thu 23 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 

  سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث و گفتگو 17 فوریه 2006 هانوفر موضوع : جمهوری اسلامی ، اتم  و انرژی هسته ای

 

 

 سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث و گفتگو 11 فوریه 2006 الدنبورک  نگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی به زن

+ نوشته شده در  Thu 23 Mar 2006ساعت 4 PM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل متحد   مصوبه دهم دسامبر، 1948

 

مقدمه:

از آنجا که شناسائي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي، عدالت و صلح را در جهان تشکيل ميدهد،

از آنجا که عدم شناسائي و تحقير حقوق منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيائي که در آن افراد بشر در بيان و عقيده، آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است،

از آنجا که اساسا حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد،

از آنجا که اساسا لازم است توسعه روابط دوستانه بين ملل را مورد تشويق قرار داد،

از آنجا که مردم ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و تساوي حقوق مرد و زن مجددا در منشور اعلام کرده اند و تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزادتر وضع زندگي بهتري بوجود آورند،

از آنجا که دول عضو متعهد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند،

از آنجا که حسن تفاهم مشترکي نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي کامل اين تعهد، کمال اهميت را دارد،

مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل اعلام ميکند تا جميع افراد و همه ارکان اجتماع، اين اعلاميه را دائما در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم و تربيت، احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي، شناسائي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم کشورهائي که در قلمرو آنها مي باشند تامين گردد.

________________________________________

ماده 1

تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند.

________________________________________

ماده 2

الف/ هر کس ميتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، نسب يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزاديهائي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است بهره مند گردد.

ب/ بعلاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد که مبتني بر وضع سياسي، اداري و قضائي يا بين المللي کشور يا سرزميني باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه اين کشور مستقل تحت قيمومت يا غيرخود مختار بوده يا حاکميت آن به شکلي محدود شده باشد.

________________________________________

ماده 3

هر کس حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد.

________________________________________

ماده 4

احدي را نميتوان در بردگي نگاهداشت و داد و ستد بردگان به هر شکلي که باشد ممنوع است.

________________________________________

ماده 5

احدي را نميتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد.

________________________________________

ماده 6

هر کس حق دارد که شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود.

________________________________________

ماده 7

همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي که ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريکي که براي چنين تبعيضي به عمل آيد بطور تساوي از حمايت قانون بهره مند شوند.

________________________________________

ماده 8

در برابر اعمالي که حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع موثر به محاکم ملي صالحه دارد.

________________________________________

ماده 9

احدي را نميتوان خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد نمود.

________________________________________

ماده 10

هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوايش بوسيله دادگاه مستقل و بيطرفي منصفانه و علنا رسيدگي بشود و چنين دادگاهي در باره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزائي که به او توجه پيدا کرده باشد، اتخاذ تصميم بنمايد.

________________________________________

ماده 11

الف/ هر کس که به بزه کاري متهم شده باشد بيگناه محسوب خواهد شد تا وقتي که در جريان يک دعواي عمومي که در آن کليه تضمينهاي لازم براي دفاع او تامين شده باشد تقصير او قانونا محرز گردد.

ب/ هيچکس براي انجام يا عدم انجام عملي که در موقع ارتکاب آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم بدان تعلق ميگرفت در باره احدي اعمال نخواهد شد.

________________________________________

ماده 12

احدي در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخله خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد. هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد.

________________________________________

ماده 13

الف/ هر کس حق دارد که در داخل هر کشوري آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.

ب/ هر کس حق دارد هر کشوري و از جمله کشور خود را ترک نمايد يا به کشور خود باز گردد.

________________________________________

ماده 14

الف/ هر کس حق دارد در برابر تعقيب، شکنجه و آزار، پناهگاهي جستجو کند و در کشورهاي ديگر پناه اختيار کند.

ب/ در موردي که تعقيب واقعا مبتني به جرم عمومي و غير سياسي يا رفتارهائي مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نميتوان از اين حق استفاده نمود.

________________________________________

ماده 15

الف/ هر کس حق دارد که داراي تابعيت باشد.

ب/ احدي را نميتوان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

________________________________________

ماده 16

الف/ هر زن و يا مرد بالغي حق دارد بدون هيچگونه محدوديت از نظر نژاد، مليت، تابعيت يا مذهب با همديگر زناشوئي کنند و تشکيل خانواده دهند. در تمام مدت زناشوئي و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج داراي حقوق مساوي مي باشند.

ب/ ازدواج بايد با رضايت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.

ج/ خانواده رکن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

________________________________________

ماده 17

الف/ هر شخص منفردا يا بطور اجتماع حق مالکيت دارد.

ب/ هيچکس را نميتوان بدون مجوز قانوني از مالکيت محروم کرد.

________________________________________

ماده 18

هر کس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب ياعقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و نيز شامل آزادي تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هر کس ميتواند از اين حقوق منفردا يا مجتمعا بطور خصوصي يا بطور عمومي برخوردار باشد.

________________________________________

ماده 19

هر کس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.

________________________________________

ماده 20

الف/ هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشکيل دهد.

ب/ هيچکس را نميتوان مجبور به شرکت در اجتماع کرد.

________________________________________

ماده 21

الف/ هر کس حق دارد که در اداره امور عمومي کشور خود، خواه مستقيما و خواه با وساطت نمايندگاني که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويد.

ب/ هر کس حق دارد با تساوي شرايط به مشاغل عمومي کشور خود نايل آيد.

ج/ اساس و منشاء قدرت حکومت، اراده مردم است. اين اراده بايد به وسيله انتخاباتي ابراز گردد که از روي صداقت و بطور ادواري صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد که آزادي راي را تامين نمايد.

________________________________________

ماده 22

هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بوسيله مساعي ملي و همکاري بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصيت اوست با رعايت تشکيلات و منافع هر کشور به دست آورد.

________________________________________

ماده 23

الف/ هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نمايد، شرايط منصفانه و رضايت بخشي براي کار خواستار باشد و در مقابل بيکاري مورد حمايت قرار گيرد.

ب/ همه حق دارند که بدون هيچ تبعيضي در مقابل کار مساوي، اجرت مساوي دريافت دارند.

ج/ هر کس که کار ميکند به مزد منصفانه و رضايت بخشي ذيحق ميشود که زندگي او و خانواده اش را موافق شئون انساني تامين کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسائل ديگر حمايت اجتماعي، تکميل نمايد.

د/ هر کس حق دارد که براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و در اتحاديه ها نيز شرکت کند.

________________________________________

ماده 24

هر کس حق استراحت و فراغت دارد و بخصوص به محدوديت معقول ساعات کار و مرخصيهاي ادواري، با اخذ حقوق ذيحق مي باشد.

________________________________________

ماده 25

الف/ هر کس حق دارد که سطح زندگي او، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراک و مسکن و مراقبتهاي طبي و خدمات لازم اجتماعي تامين کند و همچنين حق دارد که در مواقع بيکاري، بيماري، نقص اعضاء، بيوگي، پيري يا در تمام موارد ديگري که به علل خارج از اراده او وسائل امرار معاشش از دست رفته باشد از شرايط آبرومندانه زندگي برخوردار باشد.

ب/ مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند. کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند حق دارند که همه از يکنوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند.

________________________________________

ماده 26

الف/ هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودي که مربوط به تعليمات ابتدائي و اساسي است بايد مجاني باشد. آموزش ابتدائي اجباري است. آموزش حرفه اي بايد عموميت پيدا کند و آموزش عالي بايد با شرايط تساوي کامل، به روي همه باز باشد تا همه، بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.

ب/ آموزش و پرورش بايد به طوري هدايت شود که شخصيت انساني هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام  حقوق و آزاديهاي بشر را تقويت کند. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام عقايد مخالف و دوستي بين تمام ملل و جمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليتهاي ملل متحد را در راه حفظ صلح، تسهيل نمايد.

ج/ پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند.

________________________________________

ماده 27

الف/ هر کس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شرکت کند، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پيشرفت علمي و فوائد آن سهيم باشد.

ب/ هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوي و مادي آثار علمي، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.

________________________________________

ماده 28

هر کس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد که از لحاظ اجتماعي و بين المللي، حقوق و آزاديهائي را که در اين اعلاميه ذکر گرديده است تامين کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

________________________________________

ماده 29

الف/ هر کس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصيت او را ميسر سازد.

ب/ هر کس در اجراي حقوق و استفاده از آزاديهاي خود، فقطs تابع محدوديتهائي است که بوسيله قانون، منحصرا به منظور تامين شناسائي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي رعايت مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني، در شرايط يک جامعه دموکراتيک وضع گرديده است.

ج/ اين حقوق و آزاديها، در هيچ موردي نميتواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

________________________________________

ماده 30

هيچيک از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود که متضمن حقي براي دولتي يا جمعيتي يا فردي باشد که به موجب آن بتواند هر يک از حقوق و آزاديهاي مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرد و يا در آن راه  فعاليتي بنمايد.
+ نوشته شده در  Thu 23 Mar 2006ساعت 3 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_

چهاردهم خرداد ، پایان شانزدهمین سالی است که حکومت ایران با ، تحت رهبری ولایت مطلق فقیه علی خامنه ای ،سپری شده است.( ٢ سال عضویت در شورای انقلاب ، مجلس و نمایندگی رهبری در شورای عالی دفاع ، ٨ سال ریاست جمهوری و ١٦ سال رهبری )، مسئولیت تمامی اوضاع کنونی کشور را در مرتبه‌ی اول بر دوش ولایت فقیه خامنه ای و در مرتبه‌ی دوم بر دوش آقای‌ هاشمی رفسنجانی می‌گذارد ( ٩ سال رئیس مجلس ، ٨ سال رئیس جمهور ، ٨ سال رئیس مجمع تشخیص مصلحت ). مدیریتی که به سبب آن ، کشور در آستانه‌ی اتفاقات تعیین کننده و خطیری قرار گرفته که سر نوشت همه را شدیدا تحت تاثیر قرار می‌دهد و ملک و ملت را در دو راهی موجود ، یا به تاراج بیگانگان و یا تروریست‌‌هایی از سنخ القاعده می سپارد.

گزینش ریاست جمهوری در چنین شرایطی ، حکم « رفراندومی » را پیدا کرده است که از میان چهار گزینه‌ی ؛ « نفی جمهوری اسلامی ، تغییر ساختار کلی قدرت در قانون اساسی ، قرائت استبدادی از قانون اساسی و حفظ وضع غیر دموکراتیک موجود »، اصلاحات بنیادی و کارساز و محدودیت همه‌ی قدرتمندان در چارچوب قانون اساسی با قرائت و رویکردی علمی و دموکراتیک ، یکی بر کرسی واقعیت می‌نشیند. واقعیتی که در شرایطی ناعادلانه ، غیر آزاد و غیر دموکراتیک شکل گرفته و می‌گیرد و پیشاپیش به اعتبار آن صدمه‌ی جبران ناپذیری خورده است.

با همه‌ی این نابسامانی‌‌ها و رفتارهای ناعادلانه ، اگر اکثریت ملت ایران به پای صندوق رأی بروند ، یکی از گزینه‌‌های سوم یا چهارم را برخواهند گزید و اگر از رأی دادن امتناع کنند ، یکی از دو گزینه‌ی نخست رأی خواهد آورد. این داوری ، برآیند حقیقتی است که در ایران می‌توان به آن رسید ، چرا که هم خامنه ای و اقتدارگرایان حامی او سخن از « لزوم و وجوب شرکت » به میان می‌آورید و هم مخالفان خامنه ای گزینه‌‌های « لزوم شرکت و رأی دادن به اصلاحات » یا « لزوم عدم شرکت و تحریم » را تبلیغ کرده و می‌کنند.

وضعیت شکننده و خطر ناک موجود ، البته ناشی از اختیار و انتخاب رهبر خامنه ای و یاران و همراهان صادق و غیر صادق آن است که در طول ٢٦ سال تسلط بر قدرت ، شکل گرفته و می‌رود که به تصمیمی سرنوشت‌ساز ( که یا به « خیانت » می‌انجامد و یا به « فداکاری و از خود گذشتگی ضروری  اما به یاد ماندنی ) منتهی شود.

می‌خواهم برای یاد آوری ، چند نکته‌ی تاریخی را یاد آور شوم.

 

١- همه‌ی آدمیان در زندگی گذشته‌ی خویش ، کم یا بیش ، خطا‌‌هایی داشته‌‌اند. چه در اندیشه و چه در عمل. خطای بزرگ روحانیت ما این بود که بدون دانش « مدیریت » مدعی « حکومت » شد و با سرمایه‌ای به نام « فقه » که در جای خود ارزشمند است و به گفته‌ی مرحوم آیة‌‌الله محمد حسین غروی اصفهانی ( معروف به کمپانی ) ؛ « هیچ ارتباطی به ریاست حکومت و نظام و مدیریت ندارد » ، نامزد ریاست و سیاست شده و بر ارکان قدرت مسلط شد و « ولایت مطلقه » را طلب کرد. ولایتی که با قرائت رایج در بین اصحاب قدرت ، نه امکان منطقی داشت و نه عملی و علمی بود ، ولی در برخی زمینه‌‌ها ، مصداق « آش نخورده و دهان سوخته » شد ، هرچند در برخی زمینه‌‌های منفی ، چهره‌ای ناپسند از آن پدیدار شد که در ادامه به برخی از آن‌‌ها اشاره می‌کنم.

البته در سال آخر عمر ، مرحوم بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز به این نکته واقف شد و با صراحت اعلام کرد که در امر حکومت ؛ « فقه مصطلح ، کفایت نمی‌کند ». یعنی در برخی زمینه‌‌ها ، به همان نتیجه‌ای رسید که مرحوم کمپانی به آن رسیده بود.

 

٢- از آغاز جمهوری اسلامی ، حکومت ایران در صحنه‌ی سیاست داخلی ، به دام خشونت‌طلبان افتاد و چهره‌ی « اسلام » با غبار خشونت‌‌های غیر اصولی و اعدام‌‌های مکرر و تصمیم به حذف و هتک مخالفان سیاسی و اعتقادی ( از جبهه‌ی ملی و نهضت آزادی تا مجاهدین خلق و مارکسیست‌‌ها ) همراه شد و به جای « همزیستی و تحمل و مدارا با مخالفان » که توصیه‌ی عقل و شرع بود ، قیچی دو دم « مخالفان مسلح خشونت طلب ، همچون مجاهدین خلق و فدائیان خلق و احزاب مسلح کرد و عرب و ترکمن و بلوچ از یک سو و دستگاه‌‌های اطلاعاتی و قضائی به شدت کم تجربه و یا بی‌تجربه و جوانان احساساتی و خشن مسلط بر این دستگاهها از سوی دیگر » کشور و نظام حاکم بر آن را به سوی دره‌ای عمیق و هولناک از کینه و انتقام و جنگ طلبی و بی‌اعتمادی مطلق ، سوق داد.

کشور از سوی دو نیروی مخالفان مسلح انقلاب اسلامی و برخی حامیان مسلط بر قدرت ، که وجه مشترک آنان « اسراف در قتل و خون ریزی » بود ، به وادی خشونت بی‌مهاری کشیده شد که حاصل آن ، کشتار هزاران نفر از سرمایه‌‌های انسانی بود که بسیاری از آنان «جرمی در حد قتل » نداشتند و به ناحق کشته شدند ، برخی از سوی مخالفان حکومت و بسیاری از سوی حامیان خشونت طلب حکومت.

ملت ایران هرگز از یاد نخواهد برد که در دو طرف قضیه ، افرادی قرار داشتند که در تصمیم گیری نسبت به سلب « حق حیات » دیگران و گرفتن جان آنان شدیدا اسراف کردند و اساسا هیچ ارزشی برای « انسانیت انسان » قائل نبودند و به راحتی ، دستور قتل و خون‌ریزی مخالفان خود را صادر کرده و یا خود اقدام به کشتن آنان می‌کردند.

 

نقش خامنه ای در این میان ، چه در هنگامی که به مراجعان خود از پاسداران انقلاب در خراسان توصیه می‌کردید که ؛ « خان ستمگری از اهالی بجنورد را بدون ارجاع به دادگاه انقلاب و گرفتاری در پیچ و خم آن ، اعدام کنند و از شرش راحت شوند » و چه در هنگامه‌ی « محاکمه و اعدام دوست و همراه و همفکر سابق شما ، مرحوم شیخ حبیب‌‌الله آشوری ، به اتهام ارتداد » که سکوت کردید و شاهد جان باختن فردی شدید که به جرم انتشار کتاب « توحید » و اصرار و شهادت آقایان ؛ شیخ ابوالقاسم خزعلی ( عضو سابق شورای نگهبان ) و شیخ محمد تقی مصباح یزدی ، مبنی بر کفر آمیز بودن مطالب و مرتد بودن نویسنده‌ی آن کتاب ، اعدام شد.

وجدان شما بهتر از هرکسی گواهی می‌دهد که در جلسات متعدد و تلاش‌‌های مکرر و نا موفق دوستان مشهدی و خراسانی برای آشتی دادن شما با مرحوم آشوری ( پیش از پیروزی انقلاب )، سخن اصلی شما این بود که « مطالب کتاب توحید ، از من است که این آقا به نام خودش چاپ کرده است ». شگفت انگیز نیست که از دو نفر با یک دیدگاه ، یکی اعدام شود و دیگری تکریم؟!! یکی شایسته‌ی « گور » باشد و دیگری شایسته‌ی « رهبری نظام اسلامی ».

البته از دهها نفری که از چند و چون این ماجرا باخبر‌‌اند ، هنوز تعداد بسیاری زنده‌‌اند و هنوز وجدان بیدارشان این حقیقت را گواهی می‌دهد.

کاش این شهادت را در دادگاه مرحوم آشوری و نزد دوستان خود ( آقایان خزعلی و مصباح ) نیز می‌دادید تا یک روحانی زاهد و فقیر و معتقد به خدا و رسول ( ولی مخالف شما ) مظلومانه کشته نمی‌شد و همسر و فرزندانش بی‌سرپرست و یتیم نمی‌شدند.

البته کم نیستند کسانی که سخنان پر شور شما در مسجد امام حسن (ع) را در مشهد و قبل از انقلاب را به یاد دارند که پس از قرائت آیه‌ی ؛ « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض ، و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین » با صدای بلند ، فرمودید: « ماتریالیسم تاریخی ، آقا ، ماتریالیسم تاریخی »!!!

جناب آقای خامنه‌ای ، این رویکردهای نظری متفاوت با آنچه اکنون به آن رسیده‌اید ، حق شماست. ولی آیا اگر از اعدام مرحوم آشوری جلوگیری می‌کردید ( با فرض اینکه تصورات او خطا بوده باشد ) آیا امکان منطقی تغییر رأی و رسیدن به حقیقت برای او وجود نداشت؟! چرا باید شما این فرصت را داشته باشید ولی دیگری از این فرصت محروم بماند؟ آیا از نظر شما ، مرحوم آشوری مستحق اعدام بود؟!!

آیا این خون به ناحق ریخته شده و خون صدها بی‌گناه دیگر در اعدام‌‌های سیاسی و امنیتی دادگاه‌‌های انقلاب در سال‌‌های ٦٠ تا ٦٨ ، سرنوشت خطیر امروز را رقم نزده است؟

در فرهنگ دینی ما آمده است که ؛ « الحجر الغصب فی الدار رهن علی خرابها = سنگ غصبی در یک بنا ، گروی خرابی آن است ». و این مضمون از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که ؛ « الملک یبقی مع الکفر ، و لایبقی مع الظلم = حکومت با کفر می‌ماند ولی با ظلم وستم نمی‌ماند ». آیا این رویکردهای مسرفانه نسبت به قتل و اعدام مخالفان ، منجر به هیچ ظلمی از جانب حاکمان جمهوری اسلامی نشده است و اگر شده است ، چه کسی جز مرتکبان این ظلم‌‌ها را می‌توان به « براندازی نظام » متهم کرد؟!!

نگویید که در زمان حکومت علی (ع) نیز از این گونه اتفاقات می‌افتاد ، چرا که علی (ع) به محض اطلاع از ستم کارگزارانش ، از مردم عذر خواهی کرده و مجرمان را متناسب با جرمشان کیفر داده و در مواردی نیز از کار بر کنارشان کرده است. آیا در این ٢٦ سال نیز اینگونه عمل شده است؟!!

 

٣- در دوران رهبری شما ( ١٦ سال ) ستم دستگاه‌‌های قضائی و شبه قضائی و اطلاعاتی و امنیتی بیش از گذشته فزونی گرفته است و قانون شکنی و قانون گریزی در آن‌‌ها به یک روند ، تبدیل شده است. مخالفان سیاست‌‌های شما ، شدیدا سرکوب شده و با محرومیت‌‌های مختلف از حقوق فردی و اجتماعی مواجه بوده‌‌اند. به نمونه‌‌هایی از آن تذکر می‌دهم ؛

 

الف ) ترورهای مخالفان سیاسی و اعتقادی در داخل و خارج کشور ادامه یافته است. برای نمونه به قتل برخی کشیش‌‌ها ، فعالان سنی مذهب ، و دگر اندیشانی چون سعیدی سیرجانی اشاره می‌کنم.

 

ب ) برخوردهای نامشروع و غیرقانونی با علما و مراجع مخالف سیاست‌‌های شما درحوزه‌‌ها از قبیل آقایان ؛ سید حسن قمی ، سید صادق روحانی ، مرحوم سید محمد روحانی ، مرحوم سید محمد شیرازی و... ادامه یافت و این آقایان با حصر دراز مدت یا محرومیت‌‌های مختلف اجتماعی و سیاسی روبرو بوده‌‌اند. گرچه در این اواخر ، یکی دو نفر از آنان آزادی مختصری پیدا کرده‌‌اند ولی برخی دیگر تا زمان مرگ ، مورد تعرض دستگاه‌‌های امنیتی و قضائی شما قرار داشتند.

 

پ ) برخوردهای خشن و غیر قانونی و غیر اخلاقی با آیة‌‌الله منتظری و منسوبان و اماکن مربوط به ایشان از سوی ارگان‌‌های شبه قضائی و امنیتی رسمی و منسوب به شما و هتک حیثیت ایشان از جانب شخص شما در بیانات و جلسات مختلف و « حصر غیر قانونی پنج سال و اندی ایشان » و بی‌توجهی مکرر شخص شما در این خصوص به راهنمایی‌‌ها‌ی دلسوزان و بزرگان.

به یاد آورید که در پاسخ برخی پیشنهادات مبنی بر رفع حصر از ایشان ، با تأکید گفته بودید: « تا من زنده‌ام ، ایشان باید در حصر بماند » !!!

هنوز هم اموال و املاک شخصی ایشان و بستگانشان در قم و مشهد ، در تصرف غاصبانه‌ی دادگاه ویژه و سپاه پاسداران است و موقوفاتی که ایشان متولی خاص آن‌‌ها است در تصرف غاصبانه‌ی دیگران است.

 

ت ) سریال قتل‌‌های زنجیره‌ای و اظهارات عجیب شما پس از قتل مرحوم فروهر و اسکندری ، بدون آنکه تسلیتی به بازماندگانشان بگویید و شتاب بیش از حد شما در انتساب بی‌دلیل آن اتفاقات فجیع به « استکبار جهانی و اسرائیل » و محکوم کردن کسانی که انگشت اتهام را به سوی نهادهای حکومتی نشانه می‌گرفتند ، اقدامات غیر قانونی فراوانی را در پی داشت که بعدها در فیلم اعترافات خانم سعید امامی در قالب « اصرار بازجویان ، همراه با شکنجه برای اعتراف متهمان به ارتباط با اسرائیل » خود را نشان داد ، تا اتهامات القاء شده از جانب شما را مستند کنند.

برملا شدن حقیقت آن جنایات ، بر اثر اصرار آقای خاتمی ، و روشن شدن خطای شما در انتساب آن جنایات به بیگانگان و در محکوم کردن مخالفان خود ، حتی یک عذر خواهی ساده از جانب شما را درپی نداشت!!.

به یاد آورید که « بوش و بلر » در مورد « اطلاعات غلط در مورد جنگ عراق » از ملت خود عذر خواهی کردند ولی شما در تمام دوران زمامداری خویش ، از این وسیله‌ی مطلوب خدا و خلق خدا ( عذر خواهی از مردم ) ، بهره نگرفته‌اید.

حتی بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز در موارد مختلف ، و از جمله در مسأله‌ی پذیرش قطعنامه‌ی آتش بس و عدم توفیق کامل در دفاع ٨ ساله ، از ملت ایران عذر خواهی کرد.

رویکرد حکومت به ترور مخالفان سیاسی ، ناشی از عادت حاکمان به این روش ( ترور ) برای حل مشکلات انسانی فرا روی حکومت بوده است. وقتی برای پرهیز از حساسیت مجامع بین المللی حقوق بشر ، دستگاه قضائی بجای محاکمه و اجرای حکم از طریق قانونی ، به ترور افراد شرور و باجگیر در مناطق جنوبی تهران پرداخت و شما در برترین منصب حکومتی ، مانع از این پدیده‌ی شوم نشدید ، باید امکان تسری این روش به سایر موارد را نیز در نظر می‌آوردید.

سکوت و رضای شما به این اقدامات ، تا آنجا پیش رفت که مباشر اصلی قتل‌‌های زنجیره‌ای سال ٧٧ ( کاظمی ) آن را دلیلی بر رضایت شما نسبت به قتل‌‌های زنجیره‌ای دانسته بود و به هیئت مشترک شما و رئیس جمهوری گفت ؛ « ما در موارد مشابهی به آقای خامنه‌ای گفتیم که از ترور استفاده کرده‌ایم و ایشان لبخند زد و در مورد دیگری سکوت کرد ». گرچه شما در برابر گزارش هیئت یاد شده ، گفتید: « این‌‌ها دلیل نمی‌شود » ، ولی آیا نسبت به اتهامات دیگران نیز از همین منطق استفاده می‌کنید یا در ایراد اتهام به مخالفان خود ، از نظر شما اینگونه موارد « دلیل می‌شود »؟!!

 

ث ) در مورد متهم شدن روزنامه‌‌های اصلاح‌طلب از طرف شما به عنوان « پایگاه دشمن » که بدون ارائه‌ی دلیل در سال ٧٩ تحقق یافت و توقیف موقت تعداد کثیری از نشریات ، مبتنی بر اظهار نظر شما ( که برخی از آن‌‌ها هنوز هم در توقیف موقت بسر می‌برند ) ، باید به اطلاع برسانم که جز « آقای سیامک پورزند » هیچ دلیل دیگری برای ادعای شما در مجموعه‌ی دستگاه قضائی و اطلاعاتی کشور پیدا نشده است.

آیا رهبری نظام حق دارد که بدون دلیل معتبر و به صرف حدس و گمان ، کارکنان نشریات را به انواع اتهامات متهم کرده و سال‌‌ها از درآمد مشروع خویش محروم کند و در نهایت نیز « دلیلی از نوع اعترافات پورزند ، در خلوت بازداشتگاه » را که نه اعتبار شرعی دارد و نه اعتبار قانونی ، به عنوان مستند خویش به ملت ایران عرضه کند؟!! ( این اعترافات، تداعی می‌کند اعترافات تحت شکنجه‌ی خانم سعید امامی و همکاران او یا اعترافات وبلاگ نویسان را که برای قوه‌ی قضائیه‌ی شما نیز قابل قبول نبوده است ).

وقتی مقام رهبری که باید استحکام منطق و وقار رفتاری او به دیگران آرامش دهد ، و تشویش اذهان را برطرف کند ، برعکس رفتار کند و خود بدون سند و مدرک به تهمت زدن بپردازد و اذهان را مشوش کند و آرامش شغل و زندگی شهروندان را برهم زند ، چه اتفاقی جز آنچه امروز در ایران و در اتباط با جایگاه رهبری افتاده است را می‌توان انتظار داشت.

جناب آقای خامنه‌ای ، آیا عکس العمل بیگانگان را ناشی از تضعیف جایگاه رهبری ( که ناشی از عملکرد شخص شماست ) و سایر مسئولیت‌‌های قانونی نمی‌دانید؟

 

ج ) در انتخابات مجلس چهارم و پنجم و ریاست جمهوری آقای‌ هاشمی در دو دوره ، بی‌توجهی به قانون و رد صلاحیت‌‌های مکرر و غیر قانونی ، چه اثری جز روگردانی بیشتر مردم از انقلاب را درپی داشت. مگر این روند خسارت‌بار را مکررا نیازموده‌اید که هنوز هم بر تکرار آن اصرار می‌ورزید؟

 

چ ) در انتخاب آقای خاتمی به ریاست جمهوری ، ابتدائا دریافتید که « ملت راهی دگر برگزیده است ». کاش این فرصت را مغتنم شمرده و لااقل به آقای خاتمی اعتماد می‌کردید و راه خدمتگزاری را برایش باز می‌کردید و به بحران آفرینان هشدار داده و یا آنان را از قدرت برکنار می‌کردید تا این « فرصت طلایی جمهوری اسلامی برای بقاء » را این گونه راحت از دست نمی‌دادید.

دوم خرداد ٧٦ تمامی بیگانگان را مات کرد و آنان را وادار به تأمل و تدبیر کرد. تدبیری که اگر می‌خواست به « شکست جمهوری اسلامی » بیانجامد ، هیچ روشی جز « بحران آفرینی‌‌های مکرر و نا کارامد جلوه دادن اصلاحات درونی نظام » و رساندن مردم به گزینه‌‌های ؛ « ١. تغییر ساختارهای بنیادی نظام از طریق تغییر قانون اساسی ٢. تغییر نظام جمهوری اسلامی از طریق رفراندوم » را درپیش نمی‌گرفت. کاری که شما و همراهان و همفکرانتان به آن مشغول شدید و حقیقتا در این کار ( مأیوس کردن اکثریت مردم از اصلاح درونی نظام ) موفق بوده‌اید.

بستن دست و پای دو دولت آقای خاتمی و بستن دست و پای مجلس ششم با فعال‌تر کردن شورای نگهبان ، مجمع تشخیص مصلحت نظام و قوه‌ی قضائیه و ایجاد نهاد‌‌های موازی اطلاعاتی که با هدایت و تأیید شما انجام گرفته است ، تنها بهره‌ای که رساند این بود که ؛ « در این کشور تنها یک نفر حکومت می‌کند و اگر او نخواهد ، نه رئیس جمهور و نه دولت و نه مجلس شورا ( دو قوه‌ی اصلی و انتخابی نظام ) هیچ اقدام مثبتی نمی‌توانند انجام دهند ».

شاید در نگاه اول ، این پیام سترگ ، برای شخص شما شیرین و دوست داشتنی جلوه کند ، ولی ملت ایران همیشه مثل حاکمانش نمی‌اندیشد. این پیام حاوی « بی‌خاصیت بودن قوای مقننه و مجریه در نظام جمهوری اسلامی » نیز بوده است. پیامی که شهد پیش گفته را درکام صاحبان قدرت به زهری کشنده تبدیل می‌کند و یاد آور « جام زهر »‌ی دیگر می‌شود.

 

ح ) در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ٧٧ با تمام وجود به صحنه آمدید و لشکر شکست خورده‌ی جناح راست را سازمان دهی کردید تا تمامی مخالفان سیاست‌‌های شما ( جز ١٠ تا ١٢ ) نفر را رد صلاحیت کنند تا نظارت مؤثر بر عملکرد ، استیضاح یا عزل رهبری در مجلس خبرگان ناممکن گردد. اظهار نظر‌‌های مکرر و دفاع بی‌پایان شما از اقدامات غیر قانونی شورای نگهبان ، از چشم بیدار ملت دور نمانده است.

 

خ ) وقایع ١٨ تیرماه ٧٨ و لرزه‌ای که بر ارکان قدرت نشاند ، می‌توانست به تصحیح برخی روش‌‌ها بیانجامد ولی اقتدارگرایانی که مورد عنایت شما قرار دارند ، با جمع آوری نیروهای خاص ، راه سرکوب و ارعاب را در پیش گرفتند و شما به آن رضایت دادید. مجرمان وقایع فجیع کوی دانشگاه آزادانه به راه خود رفتند و وکیل دانشجویان مضروب و مجروح ، راهی زندان شد. اعتماد مردم به رهبری که در خصوص جنایات کوی گریه می‌کند و از مجازات مجرمان سخن می‌گوید و آخر الأمر در دستگاه قضائی تحت امر او تنها یک سرباز وطیفه به جرم « دزدیدن ماشین ریش تراشی » محکوم می‌شود ، تا چه اندازه سلب می‌شود و تا چه حدی باقی می‌ماند؟ خود به آن پاسخ دهید. از طرفی ، دانشجویانی وجود دارند که از آن روز تاکنون در زندان بسر می‌برند.

این وقایع در دانشگاه تبریز نیز تکرار شده بود و باز هم افرادی که مورد تعدی وتجاوز قرار گرفته بودند ، تحت تعقیب قضائی قرار گرفتند.

 

د ) زندانی کردن عبدالله نوری و سایر روزنامه‌نگاران زندانی همچون عمادالدین باقی و اکبر گنجی و بسیاری از فعالان سیاسی ملی و مذهبی و روحانیان مخالف سیاست‌‌ها ( که از دیگر افراد فعلا گرفتار زندان به آقایان ؛ ناصر زر افشان ، رضا علیجانی ، هدی صابر ، تقی رحمانی و عباس عبدی نیز اشاره می‌کنم ) روند بی‌اعتمادی به نهادهای مورد حمایت شما را به نهاد حامی آنان ( نهاد رهبری ) تسری داده است.

کمتر کسی است که از مخالفت‌‌های شما با عفو مشروط آقای عبدالله نوری مطلع نباشد و یا از دفاع بی‌چون و چرای شما از دادگاه ویژه‌ی روحانیت بی‌خبر باشد.

 

ذ ) انتخابات مجلس ششم و وقایع نفس‌گیر پس از آن ، تا جایی که سخن از کودتا به میان آمد و کمیته‌ی بحران تشکیل شد و بسیاری از دلسوزان ملک و ملت را از اصلاح نظام از طرق قانونی و مسالمت آمیز مأیوس کرد ، نیز نمونه‌ای از اتفاقات دوران مدیریت عالی شما بر کشور است. نتیجه‌ی ملموس آن ابطال بی‌دلیل و غیر قانونی ٧٥٠ هزار رأی مردم تهران و نشاندن آقای حداد عادل بر کرسی آقای علیرضا رجایی بود. گویی گرفتن حقوق ماهیانه‌ی دیگری ونشستن بر جایگاهی که حق دیگری است ، نه عنوان « غصب » را دارد و نه « لقمه‌ی حرام » را تداعی می‌کند!!

این همه ، در مرآی و منظر رهبری نظام انجام گرفت و جز تأیید و تشکر شما از شورای نگهبان و تهدید و تحقیر مخالفان ، نتیجه‌ای در بر نداشت.

 

ر ) ترور حجاریان و اقدام نامناسب دستگاه قضائی در نحوه‌ی پی‌گیری این فاجعه و رفتار تحقیر آمیز متهمان یا مجرمان با پدیده‌ی ترور در متن دادگاه ، جز سکوت و تأیید رهبری را درپی نداشت.

 

ز ) اقدامات دستگاه قضایی و ضابطان آن در مورد بازداشت و شکنجه‌ی شهرداران مناطق تهران و محاکمه و زندانی کردن آقای کرباسچی ، اعتبار این دستگاه تحت امر شما را از بین برد. شما از تعقیب آقای تیمسار نقدی و عوامل آن فاجعه حمایت نکردید و هرگز آنان مجازات نشدند.

این در حالی بود که دستگاه قضائی مکررا ( قبل و بعد از این فاجعه ) مورد تأیید شما نیز قرار گرفت.

 

ژ ) اقدام فاجعه بار دستگاه قضائی در مورد محاکمه و محکوم کردن آقای دکتر آقاجری به اعدام ، آنهم با جوسازی و اتهام اهانت به مقدسات ، حیثیت سیاسی ، علمی و حقوقی نظام را بکلی مخدوش کرد و دو سال تمام ، بسیاری از نهادهای علمی و سیاسی غیر دولتی و دولتی بین المللی را علیه نظام جمهوری اسلامی به تحرک واداشت و افکار عمومی داخل و خارج ، خصوصا دانشگاهیان را به شدت نسبت به حاکمان ایران بدبین کرد و در تمام این مدت ، هیچ اقدام فوری و مؤثری از جانب شما انجام نگرفت.

می‌خواهم بدانم که ؛ « اگر سخنان آقای آقاجری اهانت به مقدسات بود ( که نبود ) آیا اقدام بازجویان خانم سعید امامی که با شکنجه و تهدید ، زن مسلمانی را وادار به اعتراف دروغ در مورد "شنیع‌ترین اهانت به قرآن" می‌کردند ، مصداق اهانت به قرآن و مقدسات نبود و نباید به این جرم محاکمه می‌شدند؟!! ». آیا با توجه به اینکه نوار آن شکنجه‌‌ها به شما داده شد و از متن آن اطلاع یافتید ، هیچ اقدامی برای توبیخ یا مجازات این اهانت کنندگان حقیقی و واقعی انجام دادید؟ چرا آن افراد هنوز مورد توجه و عنایت شما و دوستان شما هستند؟!!

 

س ) فاجعه‌ی قتل زهرا کاظمی که نقش مجرمانه‌ی قاضی مرتضوی در آن ( که شما در خصوص اقداماتش بر علیه مطبوعات ، شدیدا و مکررا از وی حمایت کرده بودید و با نظر مساعد شما ، ارتقاء یافته و دادستان تهران شده است ) تا آنجا آشکار است که منسوبین شما به آن اعتراف کرده‌‌اند ، و اقدامات خلاف شرع دستگاههای رسمی ، پس از آن ، نسبت به عدم ارسال جسد به کانادا ( برخلاف نظر پسر و مادر مقتوله ) و تدارک دیدن اقدامات شدید بین‌المللی در محکومیت ایران از نظر نقض حقوق بشر ( که کاملا صحت دارد ) چیزی جز رسوایی و اضمحلال اخلاقی و سیاسی حاکمان ایران را تداعی نمی‌کند. بر فرض که آن بانوی محترم ، تخلف کرده یا جرمی مرتکب شده بود ، آیا از نظر حکومت شما مستحق قتل بود؟

اگر جناب عالی با این اقدامات موافق نبودید ، باید با پی گیری شدید نسبت به آن واکنش نشان می‌دادید و مجرمان را شدیدا تنبیه می‌کردید. ولی گویا کشتن مظلومانه‌ی یک زن مسلمان ایرانی بی‌پناه در خلوت بازداشتگاه ، از نظر شما ارزشی کمتر از تعرض به یک زن یهودی تحت حمایت حکومت اسلامی و سرقت زینت و زیور او دارد که علی (ع) می‌فرماید: « اگر آدمی از غم این واقعه ( سرقت ) بمیرد ، سزاوار است » و شما از دادن یک پیام تسلیت ( برای قتل حکومتی ) و اظهار تأسف ، خودداری کردید !!

اگر تصور عمومی این باشد که ؛ « شما از این مجرمان حمایت می‌کنید » نباید کسی جز خود را ملامت کنید. چرا که گفتار و کردار شما ، بیانگر حمایت از آنان است.

 

ش ) جناب آقای خامنه‌ای ، اختصاص بودجه‌‌های کلان دولتی برای سفرهای جنابعالی و همراهان در داخل کشور که تنها در سال ٨٠ ، بالغ بر ٣٧ میلیارد تومان بوده است ، تحمیل هزینه‌ای هنگفت به بودجه‌ی عمومی است. جناب عالی که در زندگی شخصی ، فردی اهل مراعات و زهد نسبی هستید ، آیا در خصوص این مبلغ درشت ( و سایر مبالغ هنگفتی که مسرفانه در دستگاه رهبری و نهادهای وابسته هزینه می‌شود ) هیچ مسئولیت شرعی و ملی احساس نمی‌کنید؟ آیا بنیانگذار جمهوری اسلامی که به چنین سفرهایی اقدام نمی‌کرد ، توفیق کمتری از شما در امر رهبری کشور داشت؟ آیا بهتر نیست که این سفرها به صورت ناشناس و بدون اطلاع قبلی و برای کشف کمبود‌‌ها و خدمات و درک تصور حقیقی ملت از حاکمیت ، تحقق یابد؟

 

ص ) سلب حقوق بسیاری از فرهیختگان ملت در مسأله‌ی رد صلاحیت‌‌ها از طریق شورای نگهبان منصوب شما و دفاع‌‌های مکرر و صریح شما از این رفتار غیر قانونی و تعرض به حقوق ملت ، علیرغم امضای قرارداد اجتماعی و میثاق ملی « قانون اساسی » از سوی شما در دو یا سه نوبت ، برگی سیاه در کارنامه‌ی این دو دهه‌ی حکومت است. دورانی که ٨ سال آن با ریاست جمهوری شما و سیاست گذاری سران سه قوه همراه بود و ١٦ سال آن با رهبری و ولایت مطلقه‌ی شما.

جالب است که خود اعتراف کرده‌اید که پس از این دوره‌ی مدیریت عالی شما بر کشور ، مشکل اصلی مردم سه چیز است ؛ « فقر و فساد و تبعیض ». البته از اصلاح‌طلبان توقع داشتید که در زمانی اندک و بدون ابزار لازم برای تصمیم‌گیری و اعمال برنامه‌‌های علمی ، این سه آفت رشد یافته را از دامان کشور و زندگی ملت ، پاک کنند !!

 

٤- در زمینه‌ی سیاست خارجی ، تصورات نادرست بزرگان جمهوری اسلامی از توانایی‌‌های خود و رقیبان اصلی منطقه‌ای و جهانی و برخی اظهارات شتاب زده ، منجر به بی‌اعتمادی منطقه‌ای و بین المللی گردید و تلاش برای سرنگونی نظام در قالب آشوب‌‌های قومی ، درگیری‌‌های امنیتی ، جنگ ٨ ساله‌ی عراق علیه ایران ، تحریم‌‌های بین المللی ، قطع ارتباط دیپلماتیک با برخی کشورها ، اقدامات تلافی جویانه‌ی امریکا بعد از اشغال سفارت امریکا در تهران ( که برخلاف قوانین پذیرفته شده‌ی بین المللی بود ) خود را نشان داد.

از طرفی نیز جمهوری اسلامی با تلاش و اقدام برای ترور مخالفان سر شناس خود در خارج از کشور( رستوران میکونوس ) ، یاری رساندن به برخی گروه‌‌های پیکارجو‌ی مسلمان در جوامع مختلف ، با عنوان « نهضت‌‌های آزادیبخش » و اتهامات جدی و همراه با برخی قرائن مبنی بر دخالت ایران در بعضی اقدامات تروریستی و... و دخالت در اوضاع داخلی افغانستان و لبنان و ارسال سلاح همراه کاروان‌‌های حج به عربستان سعودی ، عملا چهره‌ای مهاجم از خود به حکومت‌‌های منطقه و جهانیان نشان می‌داد.

این رویکرد‌‌ها ، عملا به تشنج در روابط بین‌المللی و سیاست خارجی کشور می‌انجامید و خسارت‌‌های جبران ناپذیر مادی و معنوی را برای کشور درپی داشت.

در رویکرد آقای خاتمی از مقوله‌ای به عنوان « تشنج زدایی از سیاست خارجی » سخن به میان آمد که اقدامات اولیه‌ی عملی ایشان با واکنش مثبت جهانیان و بخصوص حکومت‌‌های منطقه رو برو شد. نتایج پربار اقتصادی و سیاسی این روش تا آنجا بود که اکنون در مقام نظر ، رویکرد اصلاح طلبانه‌ی ایشان به اصلی تغییر ناپذیر در سیاست خارجی تبدیل شده است.

 

٥- اکنون آن بذرهای کاشته شده در سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی در طول ٢٥ سال گذشته به بار نشسته است.

رقیبان خارجی ، در منطقه‌ی خاورمیانه و در سطح بین‌المللی ، پشتوانه‌ی مردمی جمهوری اسلامی را به عنوان مانعی بزرگ برای زیاده خواهی‌‌های خویش ، به یاری عملکردهای نادرست حاکمیت ، از سر راه خود برداشته‌‌اند و از تفرقه ی‌ای که بین ملت و حاکمیت پدید آمده ، به نفع سیاست‌‌های خویش بهره می‌برند.

دیر زمانی است که در مذاکرات رویا رو با اروپا ، حکومت ایران در موضع ضعف قرار دارد و مجبور به دادن امتیاز شده است و هرروزه عقب‌نشینی می‌کند ولی باز هم شما این حقیقت را به ملت نمی‌گویید و همچنان در تبلیغات داخلی ، به تهدید و تحقیر لفظی رقیبان بین المللی می‌پردازید تا کسی از شکست سیاست‌‌های غیر علمی شما در سیاست خارجی باخبر نشود و بتوانید به روش گذشته بر ملت حکومت کنید. این موضع ضعف ، خود را در بسیاری موارد و از جمله اختلافات منطقه‌ای در مورد جزایر سه گانه در جنوب و سهم ایران از دریای خزر نیز نشان داده است.

 

٦- از همه مهمتر این است که ، موجودیت حکومت با خطر مواجه شده است. در تمام ٢٥ سال گذشته ، ایران تا این حد در موضع ضعف نبوده است که حکومت امریکا با صراحت از « تغییر حکومت در ایران » دم بزند. آیا نقش خود را در پدید آمدن این وضعیت کم‌تر از دیگران می‌دانید؟ آیا در نیمه‌ی دوم سال ٧٦ نیز چنین جسارتی در موضع‌گیری دولت مردان آمریکایی وجود داشت؟

از خود بپرسید که فاصله‌ی بین « پذیرش خطا در مورد رفتارهای گذشته و بخصوص در مورد کودتای ٢٨ مرداد ، توسط وزیر خارجه‌ی امریکا در دولت کلینتون ، تا تصریح به لزوم تغییر حاکمیت در ایران در دولت بوش را چگونه و با چه سرمایه‌ی عملی طی کرده اید؟ ». چه اتفاقی در این میان افتاده است که این تغییر رفتار را شاهدیم؟

پیشرفت مطالبات سیاسی را می‌توان در تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری نزدیک به خودتان نیز مشاهده کنید. حتی یکی از کاندیداهای راست گرای ریاست جمهوری ، از ضرورت انطباق ولایت فقیه با تسلط احزاب و لزوم ایجاد فرصت و امکان برای اجرای برنامه‌‌های حزبی سخن گفته است.

جناب آقای خامنه‌ای ، اگر با اصرار غیر اصولی برخی از یاران شما ، تلاقی احتمالی خاتمی و کلینتون در سازمان ملل ، که فرصتی طبیعی برای آغاز رفع تنش بین ایران و امریکا بود را با رفتاری تحمیلی و غیر اخلاقی تعویض نمی‌کردند ، امروز همان دوستان شما مجبور نبودند که از حضور احتمالی امریکا در مذاکرات هسته‌ای ذوق زده شوند و در مقابل با استنکاف امریکا مواجه شوند ، یا در مراسم تشییع و تدفین پاپ ، علیرغم تلاش ژاک شیراک برای تلاقی بوش و خاتمی ، با بی‌اعتنایی طرف آمریکایی مواجه شوند.

 

+ نوشته شده در  Thu 23 Mar 2006ساعت 1 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 

گزارش ماهانه اسفند ماه ۱۳۸۴ در مورد  نقض حقوق بشر مستمر و

 برنامه ریزی شده در ایران

+ نوشته شده در  Tue 21 Mar 2006ساعت 1 AM  توسط آریانپور-ماه منیر اصانلو |  صفحه نخست_
 
درباره وبلاگ
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند....
صحبت از پژمردن یک برگ نیست...
وای...جنگل را بیابان میکنند...

ارتباط با ما: aiene_eli@yahoo.com

نوشته های پیشین
11/22/2009 - 12/21/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
10/23/2005 - 11/21/2005

 آینه RSS

قدر آيينه بدانيم که هست

نه در آن وقت که اُفتاد و شکست!







پیوند ها


آزادگی

به پاخیز

بشریت

بوف کور

شبکه مدافعین حقوق بشر

نماهنگ ها

کمیته کودکان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته زنان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته روابط عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

بانگ

فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی

سایت خبری حقوق بشر فعالان ایرانی به زبان انگلیسی

نجات ایران

پائیزان

کميته دفاع از حقوق بشر در ايران - سوئد

درباره صادق هدایت

دیده بان حقوق بشر

اعلامیه جهانی حقوق بشر

گزارشگران بدون مرز

کمیته دانشجوئی گزارشگران حقوق بشر

کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی

سیاه پوشها (کاری زیبا از آبی)

پیک ایران

رادیو فردا

نجات ایران

مبارزگر

زنان و زندان

کمیته گزارشگران حقوق بشر

راه آزادی

صدای ترکمن

افلاطون ایرانی

تیر آخر

















مبارزین