![]() |
![]() |
|
| سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی |
|
خانم "ناي بن سعودن" (حقوقدان برجسته در اسپانيا) تحقيقاتي را درخصوص تلاش زنان براي دستيابي به حقوق خويش در طول تاريخ انجام دادهاست و "گيتي خورسند" اين مطالعات را ترجمه نمودهاست. بخشي از آنچه كه از نظرتان ميگذرد (مقايسه ميان حقوق زنان در خارج از كشور) برگرفته از تحقيقات اين حقوقدان عرب تبار است. حقوق زنان در انگليس: تمامي ازدواجها در اين كشور توسط نماينده ثبت احوال انجام ميشود و دولت برخي از ازدواجهاي مذهبي را به رسميت ميشناسد. حقوق زن شوهردار بر اموال مشترك زندگي زناشويي از "قانون مالكيت زن شوهردار" مصوبه اواخر سده ۱۹و " قانون مالكيت و فرآيند زناشويي" در سال ۱۸۷۰منتج ميشود. اگر يكي از طرفين كالايي را به نام خود خريداري كند وي صاحب كالا خواهد بود گرچه مبلغ آن را طرف مقابل پرداخته باشد.در انتخاب مسكن زن و مرد از حق يكساني برخوردارند و همسران ميتوانند جداگانه زندگي كنند. درخواست طلاق در انگلستان با ارايه يكي ازدلايل زير ارايه ميشود: - شوهر مرتكب زنا شده باشد . - شوهر همسر را به مدت دو سال ترك نمايند. - زوجين دو سال جدا زندگي كنند و پس از آن براي طلاق توافق كنند - طرفين پنج سال از يكديگر جدا زندگي كنند و سپس درخواست طلاق كنند "قانون حضانت اطفال" مصوب ۱۹۷۳به مادر حقوق وقدرت مشابه پدر را تفويض مي كند. در صورت توافق نداشتن زوجين قاضي راي ميدهد. مصالح كودكان از اولويت برخوردار است اگر هنگام طلاق كودكان خردسال باشند چه پسر و چه دختر مي توانند معمولا به مادر واگذار شوند ولي هريك از والدين به طور جداگانه مي توانند چند روز در هفته را برحسب ساعات فراغت ازفرزندان نگهداري كنند. . حقوق زنان در آمريكا: در ماه اگوست سال ۱۹۲۰ميلادي نوزدهمين اصلاحيه قانوناساسي ايالات متحده آمريكا مبني بر اعطاي حق راي به زنان به تصويب رسيد و نخستين هدف "جنبش فمنيستي" در آن زمان تحقق يافت. در ايالات متحده مسايل خانوادگي،ازدواج وطلاق در هر ايالتي برحسب قانون و حقوق قضايي آن ايالت اجرا ميشود و در نتيجه قوانين داراي گوناگونيهاي بسيار ميباشند. درموردازدواج ميانايالات تفاوتهاي چشمگيري وجود ندارد چون مراسم ازدواج در حضور نماينده ثبتاحوال انجام ميشود ولي در مورد طلاق قوانين اين ايالات با هم اختلاف دارند در بعضي ايالات ارتكاب خطا ميتواند موجب طلاق باشد و در برخي ديگر اعلام شكست ازدواج ، مجوز گسست آن است. ايالات "كانكتيكت، ايلينويز، ماين، ماساچوست، اوهايو و پنسيلوانيا" از جمله ايالاتي هستند كه طلاق را اساسا ناشي از كوتاهي يا تقصير در زندگي زناشويي ميدانند. در برخي ايالات، قوانين مربوط به طلاق را بر شكست غيرقابل ترميم ازدواج بنا كردهاند و كاليفرنيا، كلرادو، آيووا، ميشيگان، نبراسكا و تگزاس از آن جملهاند ايالتهاي آلاسكا، جزاير ويرژ، نيويورك، ورمونث، نيومكزيكو يكسال يا بيشتر را براي جدايي داوطلبانه زن و شوهر توصيه ميكنند. اين در حالي است كه در ايالت "نوادا" گذراندن دوران جدايي زن و شوهر الزامي نيست.اگر زن و شوهر فرزندي داشتهباشند،كسي كه از او نگهداري ميكند (معمولا مادر) تا زمان رسيدن به سن قانوني كودك خود ازدريافت نفقهبرخوردار ميشود و در صورت ازدواج مجدد، نفقه قطع ميشود. براساس قانون عمومي مصوب ،۱۹۷۳هرگونه تبعيضي مبتني بر جنسيت انسان در همه موسسات ممنوع شد و اين ممنوعيت شامل تمام بخشهاي خصوصي، سازمانهاي غيردولتي و بخشهاي عمومي فدرال و يا ايالات متحده ميشود حقوق زنان در فرانسه: قانون اساسي ۱۹۴۶مقرر ميدارد ، قانون در تمامي زمينهها حقوق برابر با مرد را براي زن تضمين ميكند در صورت تخطي و انجام ندادن وظايف زناشويي وغيرقابل تحمل بودن ادامه زندگي مشترك (توهين و بدرفتاري) ميتوان تقاضاي طلاق كرد. به خاطر اشتباهات يكي از زوجين يا هردو طرف ، درخواست طلاق قابل رسيدگي است به لحاظ شكست زندگي مشترك و ممكن نبودن زندگي زن و شوهر با يكديگر حكم طلاق جاري ميشود. درخواست طلاق از جانب زن: زن ميتواند درخواست طلاق مبني بر شكست در ازدواج ارايه دهد و قاضي پس از بررسي درخواست ممكن است به لحاظ حفظ مصالح كودكان و همسران خواهان تغييراتي شود و درست سه ماه به زوجين فرصت تامل دهد. طلاق توافقي: هركدام از زوجين درصورت درخواست طلاق ميبايست توسط وكيل خود دلايل توجيهي تقاضاي خود را به قاضي ارايه دهد و اگر زوج ديگر بپذيرد حكم طلاق صادر ميشود. طلاق ناشي از گسست زندگي مشترك: اگر به مدت شش سال در زندگي مشترك جدايي مداوم پيش آيد، اين جدايي ميتواند دليلي بر طلاق باشد. چنين تقاضايي در مورد بيماري رواني شديد كه شش سال طول بكشد نيز مصداق پيدا ميكند ولي اگر قاضي تشخيص دهد كه طلاق اثرات مخربي بر وضعيت همسر ديگر خواهد داشت ميتواند درخواست را رد كند. ميانگين زندگي مشترك يك زوج در قرن هجدهم حدود ۱۸سال بود ولي در سال ۱۹۷۵به ۴۵سال رسيد حقوق زنان در آلمان: در ماده سوم قانون اساسي آلمان چنين آمدهاست: همه انسانها در مقابل قانون برابرند. مردان و زنان داراي حقوق يكسان هستند. هيچكس به دليل جنسيت ، تبار ، نژاد، وطن ، منشا خانوادگي و نژادي، اعتقادي و عقايد مذهبي و سياسي نبايد فرودست يا فرادست قرارگيرد. ازدواج و خانواده از حمايت خاص حكومت برخوردارست. قانونگذاران براي تشويق خانوادهها،امتيازات مالياتي،كمكهاي نقدي به خانواده، كمك به پرداخت اجاره خانه و قوانيني براي حمايت از مستاجران پيش بيني كردند. نخستين قانون حقوق ازدواج و خانواده در ۱۴ژوئن ۱۹۷۱در آلمان وضع شد و قانون مصوبه اول ژوييه ۱۹۷۶تحولي اساسي در قوانين ازدواج و بويژه طلاق بوجود آورد. قانون ۲۰فوريه ۱۹۸۶قاضي را مجاز ميكرد كه در موارد خاص جانب عدل و انصاف را رعايت كند. اصل بر مساوات ميان زوجيناست و هردوي آنان باهم مسوول خانه و خانواده هستند.نامي كه زوجهاي آتي به آن مشهور ميشوند الزاما نام شوهر نيست. تقسيم كار در زندگي زناشويي بنابر توافق زن و شوهر انجام ميشود. فعاليتهاي شغلي و آموزش فرزندان مسووليت زوجين باهم است. قاضي در مورد امكان دوام ازدواج تحقيق ميكند، اگر تداوم آن ممكن نبود، موضوع متاركه را مورد بررسي قرار ميدهد. شكست ازدواج تنهاانگيزه طلاق است و قاضي ديگر بهعنوان يك انسان اخلاقي در پي آن نيست كه صحت وسقم عمل يكي از زوجين را با اعتقادات خودش بسنجد، آن هم اخلاق و اعتقاداتي كه با زمان و مكان دستخوش تغيير است. درصورتيكه زن و شوهرآلماني بمدت پنج سال ازهم جدا زندگي كردند، بنابر ماده ۱۵۶۸طلاق به گونه خودكار جاري ميشود. در مورد حضانت فرزندان اقتدار والدين ناديدهگرفته ميشودوقاضي ميتواند در صورت تشخيص ، توافق زن و شوهر را ناديده بگيرد. حقوق زنان در چين قانون اساسي چين در ماده ۵۳ميگويد: زن همانند مرد در تمامي عرصههاي زندگي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و خانوادگي از حقوق كامل برخوردار است. زن و مرد در مقابل كار مشابه حقوق يكسان دريافت ميكنند تساوي زن و مرد در زمينه اشتغال را قانون تضمين كرده است. گرچهدرآوريل ۱۹۵۰و در دومين سالگرد انقلاب چين، حكومت خلقي قانون جديد ازدواج رااعلام كرد، "ازدواج خريد و فروشي" ملغي شد و تك همسري نهادينه شد اما هنوز هم رسوم قديمي ادامه داشته و مبادله دختر با پول انجام ميشود. براساس قانون اداره خانه با توافق زوجين انجام ميشود و شوهران بيش از گذشته به كارهاي خانه و تعليم فرزندان ميپردازند. از زمان فراخوان مائوتسه تونگ در سال ۱۹۵۶مبني بر محدوديت زاد و ولد و كاهش رشد جمعيت، برنامه تنظيم خانواده محكم و مستمر چه در مورد مردان و چه در مورد زنان پابرجاست. در اين كشور پهناور عقيده عدم مساوات ميان زن و مرد بصورت عميق در افكار رسوب كرده و تنفر از زن و يا زن گريزي بخشي از عرف است. حقوق زنان درجمهوری اسلامی ایران مطابق اصل چهارم قانون اساسی « کلیه قوانین و مقررات مدنی ،جزایی ،مالی ،اقتصادی ،اداری ،فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر .....» بر اساس موازین فقهی تعیین می گردد. این اصل برهمه اصول قانون اساسی حاکم است و تشخیص آن بر عهده فقهای شورای نگهبان است. نا برابری زن و مرد ، یکی از اصول اساسی و انکار نا کردنی فقه است . نا برابری حقوقی نه تنها در قانون مدنی مشهود است ، بلکه در حقوق سیاسی نیز به گونه ای بارز خود را عیان نموده است . مطابق اصل 115 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، رئیس جمهور از میان مردان انتخاب می شود . بالطبع وقتی زنان نتوانند رئیس جمهور شوند ، تکلیف رهبری ، عضویت در شورای نگهبان ، قوه قضائیه ، مجلس خبرگان رهبری ، مشخص است . نیمی از جمعیت کشور از نظر قانونی در وضعیتی کاملا نابرابر قرار دارند . یک سر طیف نیمی از جمعیت کشور ( زنان ) صرفا خواهان برابری حقوقی اند ولی سر دیگر طیف آنان از اندیشه های فمینیستی دفاع می کنند. اکنون در قرن 21 هستیم و متاسفانه جمهوری اسلامی ایران همچنان با قرون وسطایی خویش دست و پنجه نرم می کند. و از نظر قانون، زنان را موجوداتی ناقص العقل محسوب می کند ، کلا حکومت اسلامی و قوانین آن بر پایه تبعیض و نقض حقوق بشر استوار است . حکومتهای دینی انسانها را بر اساس جنسیت ،باور و اعتقاد از نظر حقوقی تقسیم کرده است . این تقسیم حقوقی که از احکام اسلامی نشات می گیرد ، موجب ایجاد شرایطی کاملا تبعیض آمیز شده است . که بر طبق آن عده ای نسبت به عده دیگری از امتیازات ویژه ای بر خوردارند . |
|
گزارشی کوتاه از تجمع اعتراضی 13 مارس 2006 فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی در مقابل دفتر اروپائی سازمان ملل در ژنو الهه آریانپور در تاريخ 13 مارس 2006 همزمان با افتتاح اجلاس سالانه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ، به دعوت « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی» و حمايت و حضور تعدادی از خانواده های قربانيان نقض حقوق بشردرايران. بیش از صد نفر از کشورهای مختلف در اعتراض به نقض حقوق بشر در ايران در ميدان ملتها در مقابل دفتر اروپائی سازمان ملل در ژنو گرد آمدند تا صدای قربانيان ايرانی نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر را بگوش جهانيان بر سانند. در ساعت 2 بعد از ظهر تجمع اعتراضی با خوش آمد گوئی به شرکت کنندگان توسط خانم توران شوهان و خانم الهه آریانپور از جانب « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی » آغاز شد. در اين تجمع اعتراضی خانم نسرین اسدیان که 15 تن از اعضای خانواده و بستگان وی توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران در سالهای 60 تا 1367 به قتل رسیدهاند ، خانم شهره بدیعی همسر نوری دهکردی (از قربانيان ترور میکونوس)، سهراب مختاری فرزند محمد مختاری از قربانبان قتل های "زنجيره ای"، به ايراد سخن پرداختند و شهادت خود را در مورد نقض حقوق بشر در ايران اعلام کردند. در این مراسم شعر «فریاد »سروده فریدون مشیری توسط آقای محسن حمزه ئیان برای حاضرین خوانده شد. همچنين آقای حمید رضا ظریفی نیا نماينده کميته دانشجوئی گزارشگران حقوق بشر پيام اين تشکل را در حمايت از خواستهای اين تجمع قرائت نمودند . و بدنبال آن آقای کلود ریموند رئیس بخش ژنو اتحادیه سندیکاهای کارگری سوئیس (CGAS ) به سخنرانی پرداخت . در فواصل سخنرانی ها پیامهای دریافتی از سوی نهادهای غیر ایرانی حمایت کننده از خواسته های اين تجمع به سمع حضار رسانده شد . در پايان این مراسم خواستهای تجمع کنندگان از شصت و دومین نشست کميسيون حقوق بشر سازمان ملل به شرح زير اعلام گردید: 1 ـ محکوميت نقض گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران. 2 ـ تعيين ناظری ويژه و دائمی برای نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران از سوی کميسيون حقوق بشر سازمان ملل و يا نهاد آلترناتيو آن. خواسته های فوق بصورت گسترده ای از سوی نهادها، اشخاص و خانواده های قربانی نقض حقوق بشر در ايران و خارج از کشور حمايت شد. همچنین در ساعت سه بعدظهر روز 14 مارس آقای حسین ماهوتیها هماهنگ کننده « فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی » به همراه خانم شهره بدیعی و آقای سهراب مختاری با مسئول میز ایران در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل ملاقات کرده و گزارش سالانه نقض حقوق بشر در ایران را بصورت کتبی و چندی از پرونده ها را بصورت شفاهی گزارش دادند. در ضمن در نشست سالانه « فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی » در روزهای 11و 12 مارس ، با بررسی آئین نامه داخلی و تصویب آن آقای حسین ماهوتیها برای مدت یکسال بعنوان هماهنگ کننده و آقای حمید یزدانفر به عنوان جانشین هماهنگ کننده انتخاب شدند |
|
قطعنامه تجمع اعتراضی در ژنو برقراری مجدد نظارت دائمی بر وضعيت حقوق بشر در ايران را از کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستاريم امروز ما دور هم جمع شده ايم تا صدای اعتراض خود عليه نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران را به گوش جهانيان برسانيم . بنابر گزارش سالانه "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"، 1279 مورد نقض حقوق بشر در ايران اتفاق افتاده است. که 584 مورد نقض حقوق فعالين اجتماعی و سياسی، 213 مورد نقض حقوق دانشجويان و 184 مورد نقض حقوق خبرنگاران و مطبوعات را شامل می گردد. بنا بر اين گزارش 232 نفر اعدام و يا حکم اعدام گرفته اند، که بين آنها جوانان اعدام شده زير 18 سال هم ديده می شود . حکم 43 نفر از اعدام شده گان در 20 شهر مختلف ايران اجرا شده است. قابل توجه است که بيش از نيمی از اعدام ها در بعد از آخرين نشست کميسيون حقوق بشر سازمان ملل به اجرا در آمده است. علاوه بر اين؛ اعدام زندانیان سیاسی, سرکوب تظاهرات، سنگسار، شلاق زدن، قطع اعضای بدن، دستگيرهای دستجمعی , نقض حقوق زندانیان و ... از جمله موارد ديگری است که در اين گزارش به آنها پرداخته شده است. لازم به ذکر است که 840 مورد نقض حقوق بشر در اين گزارش ، در بعد از تاريخ آخرين نشست کميسيون حقوق بشر سازمان ملل بوقوع پيوسته است ، نشستی که ايران در دستور کار آن قرار نگرفت . بدين ترتيب حقوق بشردر ایران نه به صورت خودسرانه و توسط چند نفر قانون گریز ، بلکه بطور گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران نقض میگردد. براین اساس و از آنجائيکه : · نقض حقوق بشردر ایران روندی افزايشی داشته و · رژيم جمهوری اسلامی گفتگوهای چند سال گذشته با نهادهای بین المللی را برای فرار از محکومیت جهانی مورد سوء استفاده قرار داده و همچنين · ناظرین داخلی بعلت نداشتن مصونیت و محدوديت های گسترده قادر به ایفای نقش نظارتی خويش نيستند ؛ ما "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی" همراه با قربانيان نقض حقوق بشر در ايران و تمامی کسانی که از رعايت ميثاق های حقوق بشر در ايران و از خواست های اين تجمع حمايت بعمل آورده اند؛ از کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد می خواهيم: 1. نقض حقوق بشر در ايران را محکوم کند، 2 . ناظری ويژه و دائمی برای نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران تعيين نمايد. 14/3/2006 برابر 23 /12/1384 « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی » انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران – فرانسه اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) : yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش : mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس: کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین: info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر |
|
باید NGO حضرت عباس را تشکیل دهیم! دکتر رامشت سرپرست دانشگاه اصفهان طی سخنانی در جمع فعالان فرهنگی دانشگاه: بدانید اوضاع ازچه قرار است. رک میگویم دوستان. من به عنوان رییس دانشگاه آمده ام وقرار است که مسجد درست کنم ، آمده ام که هیات درست کنم ،آمده ام هیات سینه زنی درست کنم ،قرار است نماز راه بیندازم ،قرار است کانون قرآن راه بیندازم،آمده ام که مجلس هفتگی روضه زنانه دردانشگاه راه بیندازم ،آمده ام نوحه گر در دانشگاه تربیت کنم . یادتان هست جشنواره ای به نام اقوام ایرانی به راه انداخته بودید. من با آن مخالفم؛ چون قومیت گرایی اسلامی نیست. من اگردرست کنم، همه اقوام ایرانی را جمع میکنم و میگوییم نشان بدهید برای حسین چگونه سینه میزنید. هرکانونی که مختلط باشد عامل تولید فرهنگ اختلاط است و یک روز به این جرم سربانیانش را میبرند . ما در محلههایمان مگر چند کانون عکس و فیلم داریم که در دانشکاه داشته باشیم . ما اگر میگوییم مسلمانیم باید کانونهای اسلامی تشکیل دهیم ، نماز جماعت ونماز جمعه برپا کنیم ومسجدی تربیت شویم . باید ان.جی .او حضرت عباس دردانشگاه تشکیل دهیم که آدمها در آن رنگ حسینی پیدا کنند وعاشورایی تربیت شوند. سرپرست جدید دانشگاه اصفهان که بموجب این سخنان خود یک پا روانی است، در خاتمه گفت: دوستان آن چیزی که برای من اهمیت دارد ذهن شماست و سلامت روانیتان. |
|
تصویب بودجه 85 لایحه بودجه 1385 کل کشور، در آخرین روزهای سال و با عجله و زیر فشاری که از بیرون به مجلس وارد میآمد و محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس منتقل کننده آن از محافل خارج مجلس به داخل مجلس بود تصویب شد. بودجه با 155 رای موافق، 35 رای مخالف و 10 رای ممتنع و از مجموع 203 رای اخذ شده تصویب شد. در این رای گیری 23 نماینده اساسا شرکت نکردند و چند ده نماینده نیز طبق معمول هفتههای اخیر در مجلس نبودند و غیبت داشتند. مجلس 290 نماینده باید داشته باشد. شهرستان بم هنوز نماینده ای ندارد و 3 نماینده فراکسیون اکثریت نیز به عضویت کابینه محمود احمدینژاد در آمدهاند. به این ترتیب مجلس 286 نماینده دارد. بخشی از درآمدهای در نظر گرفته شده در بودجه بادهواست و معلوم نیست وصول شود یا نه، بخش عمده و اساسی آن نیز متکی به صدور نفت و قیمت کنونی نفت درجهان است. دو تکه گاهی که با اولین جرقه جنگ در ایران و آتشباری در خلیج فارس با نوسانهای عظیم روبرو خواهد شد. هم قیمت نفت و هم ممکن و یا غیر ممکن شدن صدور نفت ایران. بدین ترتیب است که تصویب بودجه امسال دولت را حتی نمایندگان مجلس هم جدی و دراز مدت ارزیابی نکردند! جنگ و جدالی بر سر تقسیم آن شد و دولت هم برای یار گیری و از تصویب گذراندن آن، لایحه بخشش 10 میلیارد ریالی به هر نماینده، به بهانه باز شدن دست آنها برای آبادگری در محل نمایندگی خود را داد، اما نه آن بخشش ممکن و عملی شد و جنگ و جدالها ریشه دار و متکی به آگاه ساختن واقعی مردم بود. ارقامی را به سبک گزارشهای بانک مرکزی منتشر کردند که متخصصان شاید چیزی از آن سردر آوردند اما 99 درصد مردم نه! |
|
یکصد روز پس از سقوط داخل هواپیما چه گذشت؟
ابطحی- از وقتی هواپیمای نظامی حامل خبرنگاران در ۱۰۰ روز پیش سقوط کرد، خبرنگاران دوست داشتند یک مجلس اختصاصی برای همکارانشان برگزار نمایند؛ اما همیشه بزرگان پیش قدم بودند و مراسم رسمی برگزار میشد. در چهلم آنان نیز نوبت به خبرنگاران نرسید. تا این که تصمیم گرفتند صدمین روز را خود خبرنگاران برگزار نمایند. در این مدت برای پیدا کردن مقصر تلاشهای متفاوتی شد. همسر یکی از آنان چند بار تماس گرفته بود که خیلی زیر فشار هستند که در مورد این مسأله و پیگیری آن نباید سخنی بگویند. میخواست این مطلب را به آقای خاتمی انتقال دهد. دیروز هم در مراسم، افشاری، خبرنگار پر تلاش خبرگزاری فارس اعلام کرد که قرار بود فیلم مستندی از دلائل سقوط با صدای خلبان و صداهای داخل هواپیما به نمایش بگذارند که بعضی از مقامات تماس گرفته اند که نباید آن را نمایش دهند و نمایش ندادند. وقتی به مراسم رسیدم آقای شمخانی، وزیر سابق دفاع در حال سخنرانی بود. آقای خاتمی هم آمده بود. از حضور مقامات رسمی هم خبری نبود؛ خود خبرنگاران بودند و خانواده ی شهدای عرصه ی خبر. آقای خاتمی سخنرانی کوتاهی کرد ولی خیلی تند نسبت به این فاجعه و قصد و تقصیرها حرف زد. آقای طلائی نیک، نماینده ی مجلس و عضو یا سرپرست گروه پیگیری کننده ی ماجرا از سوی مجلس هم در جلسه بود. پرسیدم خلاصه ی تحقیقات چه بود؟ میگفت هواپیمایی و نظامیها هر کدام به سهم خود تقصیرهایی داشتند، ضمن آنکه فرسودگی و نبود قطعات هم تأثیر بسزایی داشته است. بخش تلخ ماجرا، شهادت این همه نیروی کارآمد بود. حالا مقصر هر که باشد، چه فرقی میکند، آن هم در جائی مثل کشور ما که معمولا این پیگیریها هیچ وقت به نتیجه ی درستی نمی رسد که بتواند در آینده جلوی تکرار آن را بگیرد؛ همچنانکه بعد از مدت کوتاهی هواپیمای سردار شهید کاظمی سقوط کرد. وقتی در کلیپ کوتاهی تصاویر شهدا را پخش میکردند، صدای گریه ی بلند خانواده و فرزندان کوچک خبرنگاران همه را به گریه انداخت. اواخر جلسه عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت سابق و حضرتی، مدیر مسئول دوست داشتنی روزنامه ی اعتماد را دیدم. در مسیر خروج از سالن هم به آقای کروبی برخورد کردم؛ به احترام ایشان دوباره به جلسه برگشتم. البته آقای چمران هم به عنوان رئیس شورای شهر آمده بود؛ از ایشان پرسیدم که شهر امن و امان است؟ گفت نه، انفجار و آتش سوزی است. مرگ واقعا تلخ است. خدا به خانوادههای این شهیدان صبر دهد. این که خبرنگاران خود دست به کار این بزرگداشت بودند نیز تفاوت اصلی جلسه ی دیروز با جلسات رسمی بود. حتی وزیر ارشاد و رؤسای صدا و سیما و خبرگزاریهای ایسنا و جمهوری اسلامی و روزنامههایی که خبرنگارانشان در این حادثه شهید شده بودند در جلسه شرکت نکردند... |
|
گزارش « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی » به مناسبت روز جهانی زن نگاهی اجمالی به وضعيت زنان ايران در سال 1384 2 مارس 2006 گزارش حاضر نگاهی به وضعیت زنان در طی یکسال گذشته است که توسط فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی جمع آوری شده است . این گزارش بیان کننده بخش بسیار ناچیزی از وضعیت زنان که از سوی مطبوعات ، احزاب اپوزیسیون و نهاد های مستقل هر چندان محدود منتشر شده اند . با توجه به عدم امکان فعالیت آزاد برای نهادهای مدنی در ایران ، وجود سانسور خبری در مطبوعات و خبرگزاریها در ایران ما تاکید می کنیم که این گزارش در بر گیرنده تمامی موارد نقض حقوق بشر بخصوص در مورد زنان ایرانی نیست . با توجه به محدویت ها و قوانین اجتماعی که از سوی حاکمیت ایران علیه زنان در جامعه اعمال می شود ، شاهد خودسوزی ها ، وجود بیماری های روانی ، استفاده بی رویه از دارو های آرام بخش و ... هستیم . قوانین و محدودیت هایی که امروزه به یک مشکل اجتماعی در جامعه ایران مبدل گشته است . لازم به یادآوری است که : 1 ـ تعدادی از این زنان به دفعات متعدد به دادگاه ها ونهاد های امنیتی احضار و یا مورد بازجویی ومحاکمه قرار گرفته اند. 2 ـ خانواده زندانیان سیاسی نقش بسیار اساسی در اطلاع رسانی را بعهده داشته اند و همچنین به طور غیر مستقیم و یا مستقیم مورد اذیت و آزار نیروهای امنیتی قرار گرفته اند که از آن جمله می توان به ضرب وشتم زندانی در مقابل چشمان خانواده ، تهدید ، بازداشت خانواده ها و یا قطع ملاقات با زندانی را به عنوان نمونه های مشخص شکنجه یاد کرد . 3 ـ در سال گذشته کلیه زنانی که خود را به عنوان کاندیدای مقام ریاست جمهوری در نهمین دوره این انتخابات ثبت نام کرده بودند توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند ( ایسنا 1-3-84 ). 4 - نشریات « فیلم و سینما » ، « دنیای تصویر » ، «اکنون » و « هنر زندگی » به علت چاپ عکس زنان ، توقیف و یا مدیران مسئول این نشریات محاکمه شده اند . گزارش دربرگیرنده موارد ذیل است: ـ فعالین سیاسی ـ اجتماعی زن که بازداشت شده اند . 18 مورد ـ احضار به نهادهای امنیتی 11 مورد ـ محاکمات 11 مورد ـ احکام صادره شده علیه زنان 4 مورد ـ احکام صادره شده اعدام زنان 19 مورد ـ زنانی که اعدام شده اند 4 مورد ـ دستگیر های دست جمعی 1372 مورد ـ بازجوی زنان توسط نهادی های امنیتی 3 مورد ـ نشریات توقیف شده که مدیران مسئول آنها زنان بوده اند 3 مورد |
|
نامه مشترک به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل • ما مايل هستيم تا بوسيله اين نامه حمايت خود را از "فعالين ايرانی حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی" اعلام کنيم. قرار است آنها به منظور اعتراض به نقض حقوق بشر در ايران در تاريخ 13 مارس، يک گردهمايی در مقابل دفتر اروپايی سازمان ملل در ژنو، برگزار کنند. ما نيز همصدا با آن ها از شما خواهش ميکنيم تا از اختيارات خود برای محکوميت نقض حقوق بشر و تعيين مجدد يک نماينده ويژه برای نظارت دائمی بر وضع حقوق بشر در ايران، استفاده نماييد زويا زرافشان، سهراب مختاری، سيما پوينده، پرستو فروهر، استفان هاشمی، حسين زالزاده، حسين دوانی تاريخ: 09.03.2006 خانم لويز آربور عزيز، کميسيونر عالی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ما قربانيان نقض حقوق بشر در ايران، در نبودن حضور عزيزانمان سال¬های تلخ و دشواری را تجربه کرده¬ايم. اما در همهء اين سالها در انتظار آشکار شدن حقيقت، عدالت و پاسخگوئی در خصوص نقض حقوق انسانی اعضای خانواده خود نيز بوده ايم. چرا که آن¬ها به دليل فعاليت¬ها و عقايد روشنگرانهء خود به عنوان نويسنده، مترجم، خبرنگار و حقوقدان توسط رژيم ايران شکنجه شده، به قتل رسيده و زندانی شده اند. ما مايل هستيم تا بوسيله اين نامه حمايت خود را از "فعالين ايرانی حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی" اعلام کنيم. قرار است آنها به منظور اعتراض به نقض حقوق بشر در ايران در تاريخ 13 مارس، يک گردهمايی در مقابل دفتر اروپايی سازمان ملل در ژنو، برگزار کنند. ما نيز همصدا با آن¬ها از شما خواهش ميکنيم تا از اختيارات خود برای محکوميت نقض حقوق بشر و تعيين مجدد يک نماينده ويژه برای نظارت دائمی بر وضع حقوق بشر در ايران، استفاده نماييد. ما براين باوريم که بايد هر چه زودتر، قبل از آنکه دير شود، دست بکار شد. با احترام زويا زرافشان: دختر ناصر زرافشان، وکيل قربانيان قتل های زنجيره ايی که به دليل فعاليت¬های پيگير خود اکنون در زندان اوين است. سهراب مختاری: پسر محمد مختاری، نويسنده و شاعر ايرانی که در سال 1998 توسط مأمورين وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسيد. سيما پوينده: همسر محمد جعفر پوينده، مترجم ايرانی که در سال 1998 توسط مأمورين وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسيد. پرستو فروهر: دختر پروانه اسکندری و داريوش فروهر فعالين سياسی که در 1998 توسط مأمورين وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسيدند. استفان هاشمی: پسر زهرا کاظمی، فتو ژورناليست کانادايی ـ ايرانی که در سال 2003 توسط حکومت ايران شکنجه شده و به قتل رسيد. حسين زالزاده: برادر ابراهيم زالزاده نويسندهء و فعال سياسی که در سال 1997 توسط مأمورين وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسيد. حسين دوانی: برادر پيروز دوانی نويسنده و فعال سياسی که در سال 1998 توسط مأمورين وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسيد. |
|
تا که بوديم نبوديم کسی
کُشت ما را غم بی هم نفسی
تا که رفتيم همه يار شدند
ما که خُفتيم همه بيدار شدند قدر آيينه بدانيم که هست
نه در آن وقت که اُفتاد و شکست! ... |
|
ايرانيان مدافع حقوق بشر ! اينک گزارش ماهانه . در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم : 1 ـ سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرد : دولت ایران در پاسخ به اعتراضات رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در اقدامی پیشگیرانه صدها نفر از رانندگان ، من جمله چندین تن از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگری را بازداشت کرده است .در ادامه این بیانیه آمده است : این افراد بدون هیچ اتهام و یا دسترسی به وکیل همچنان در بازداشت بسر می برند . سازمان دیده بان حقوق بشر از دولت ایران خواسته است افراد یاد شده را فورا و بدون قید و شرط آزاد کند . (سازمان دیده بان حقوق بشر 12/11/84 ) 3 ـ نشريه دانشجويی « کاوش » که از سوی دانشجويان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبيعی گرگان منشر می شد. به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی ، مجوز نشريه باطل اعلام گرديد. ( ايسنا 2/11/84 ) 6 ـ سعید حبیبی عضو شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت ، محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت ، مجید اشرف نژاد دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رجایی ، کاوه عباسیان ، حسام تهمتن ، علی نوری ، میلاد کریمی ، صائب کریمی ، مزدک طوسی نژاد ، سروش دشتستانی ، هومن کاظمیان و بهروز کریمی زاده دانشجویان دانشگاههای تهران به علت حمایت از خواستهای کارگران اعتصاب کننده شرکت واحد اتوبوسرانی تهران توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند. ( ادوارنیوز 9/11/84 ) 7 ـ ریحانه پورغنی دانشجوی دانشگاه زنجان و مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده « قیزل اوزن » پس از بازجویی با قرار وثیقه 30 میلیون تومانی بدستور دادستان انقلاب زنجان بازداشت شد. ( ادوارنیوز 10/11/84 ) 8 ـ مصطفی صداقت جو عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ، به علت اعتراض به بازداشت فعالین سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و انتشار و توزیع بیانیه دانشگاه تربیت معلم سبزوار توسط اداره اطلاعات بازداشت و پس از چند ساعت بازجویی بطور موقت آزاد شد. (ادوار نیوز 17/11/84) 10 ـ پيمان عارف دانشجوی دانشگاه تهران ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی ، اخلال در نظم از طريق سخنرانی و شرکت در اعتراضات دانشجويی خرداد 82 در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به صورت غير علنی محاکمه شد. ( تبريز نيوز 3/11/84 ) 15 ـ محمد رضا رحیمی راد عضو انجمن دانشجویان جمهوریخواه دانشگاه یزد در شعبه دوم دادگاه انقلاب یزد به اتهام اهانت به خامنه ای به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید. (ایسنا 17/11/84) 18 ـ امتیاز هفته نامه « تمدن هرمزگان » به مدیر مسئولی علی دیرباز توسط معاونت امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گردید. ( جمهوری اسلامی 5/11/84 ) 19 ـ هفت نفر از دست اندرکاران هفته نامه توقیف شده « تمدن هرمزگان » به مدیر مسئولی علی دیرباز نماینده بندرعباس در مجلس شورای اسلامی به اتهام توهین به مقدسات نظام جمهوری اسلامی دستگیر شدند. در آخرین شماره این نشریه با چاپ مقاله طنز آمیزی ، انقلاب اسلامی را به بیماری « ایدز » تشبیه کرده بود که از سال 1357 وارد ایران شده است. مدیر مسئول این نشریه خواستار اعدام نویسنده مقاله شد، وی با قرار وثیقه 30 میلیون تومانی آزاد شد.( فردا نیوز 9/11/84 ) 23ـ یوسف عزیزی بنی طرف روزنامه نگار و عضو کانون نویسندگان ایران ، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی جهت بازجویی به شعبه سوم دادسرای ناحیه 7 عمومی و انقلاب تهران احضار شد. وی پیش از این مدت 65 روز در بازداشت بود و با قرار وثیقه 20 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(ایلنا 10/11/84) 30 ـ امين موحدی خبرنگار محلی نشريات استان اردبيل ، بدستور شعبه دوم دادياری دادگاه انقلاب اردبيل توسط نيروهای امنيتی بازداشت و مورد ضرب و جرح و شکنجه قرار گرفت . وی را مدتی در هوای آزاد را زير 10 درجه سانتيگراد اردبيل نگهداری می کنند. جرم موحدی انتشار مطالبی در خصوص آلودگی آب های منطقه به مواد سرطان زا می باشد. شاکی وی شرکتی است که مشغول ساختن يک نيروگاه در منطقه می باشد. بعد از شروع به کار اين شرکت آلودگی آبها ، ميوه جات و احشام منطقه به راديو اکتيو و افزايش بيماران سرطانی شده است . امين موحدی پيش از اين به اتهام تشويش اذهان عمومی و افشاء اسناد محرمانه به يکسال زندان تعزيری محکوم شده بود . نامبرده با قرار وثيقه از بازداشت آزاد شد . ( تبریز نیوز 2/11/82 ) 33 ـ مقامات امنیتی به مطبوعات دستور داده اند تا از پوشش خبری رخدادهای مربوط به وضعیت دستگیر شدگان و سندیکای اتوبوسرانی خودداری کنند. به گفته مدیر مسئول یک روزنامه فضای فعالیت رسانه ای روز به روز محدودتر می شود و خط قرمزهای متعدد و تعیین شده توسط مقامات امنیتی و قضایی ، مطبوعات را از رسالت اصلی خود که بازتاب دادن رخدهای جامعه و مطالبات شهروندان است ، بازداشته است. ( امروز 29/11/84 ) مطبوعات : محاکمه روزنامه نگاران 34ـ الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه « اعتماد » به اتهام تبلیغ علیه نظام،توهین به مقامات و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد.(ایلنا 9/11/84) 35 ـ فرید مدرسی و حسین عبداللهپور از وبلاگ نویسان قم به اتهام توهین ، تبلیغ علیه نظام ، ارتباط با افراد ضد انقلاب مانند احمد شاملو و آیت الله منتظری با شکایت مدعی العموم در شعبه اول دادگاه انقلاب قم محاکمه شدند. ( ایلنا 17/11/84 ) 36 ـ آرش سيگارچی 27 ساله سردبير روزنامه « گيلان امروز » به اتهام توهين به خامنه ای و فعاليت تبليغی عليه نظام در شعبه اول دادگاه تجديد نظر استان گيلان به 3 سال حبس تعزيری محکوم و روانه زندان رشت شد . وی سال گذشته به مدت 2 ماه در بازداشت بود و با قرار وثيقه صد ميليون تومانی از زندان آزاد شده بود . ( ایران ما 6/11/84 ) 39 ـ سایت فارسی رادیو بی بی سی بدستور مقامات ایرانی مسدود شد. هنگامی که در ایران به آدرس اینترنتی فارسی بی بی سی مراجعه می شود ، این پیغام روی صفحه رایانه ظاهر می گردد: « مشترک گرامی ، دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد. تعداد مراجعان به این سایت در ماههای اخیر نزدیک به 30 میلیون در ماه رسیده بود . کمیته ای متشکل از نمایندگان وزارت اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صداو سیما مسئولیت تعیین مصادیق فیلترینگ را بعهده دارند. ( بی بی سی 4/11/84 ) 41 ـ فشارهای مستقیم و غیر مستقیم حکومت بر گروههای مذهبی دگر اندیش در ماههای اخیر افزایش یافته است . تعطیلی نمازجمعه به امامت مصطفی طباطبایی درکرج ، ممنوع شدن جلسات تفسیرقرآن آقای شعار در تبریز ، تعطیلی نماز جمعه وجلسات تفسیر قرآن دکتر سید علی اصغر غروی در اصفهان ، تصرف عدوانی و تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی در قم ، ممنوع الورود شدن آقای جذبی به حسینیه دراویش نعمت اللهی در اصفهان از جمله نمونه هایی است که می توان نام برد. ( میزان نیوز 2/11/84 ) 42 ـ محمدحسن جعفری از فعالان سیاسی استان اصفهان ، بدلیل ابراز عقیده و فعالیتهای سیاسی از کار اخراج شد. نامبرده از دستگیر شدگان واقعه کوی دانشگاه در تیر 78 بوده و تاکنون به کرات مورد بازداشت و بازجویی قرار گرفته است. اخیرا نیز وی در اداره اطلاعات اصفهان مورد بازجویی قرار گرفته بود. ( هادی منتخبی 9/11/84 ) 49 ـ کامبیز نوروزی عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و استاد دانشگاه به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، تبلیغ علیه نظام و افتراء با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ایلنا 16/11/84 ) 50 ـ سعید کلانکی ، امین کرد و حسن قیصری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با شکایت مدعی العموم در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. ( ایلنا 5/11/84 ) 54 ـ داود عظیم زاده از دبیران آموزش و پرورش شهرستان مراغه توسط ادره اطلاعات مراغه بازداشت شد. ( جمعیت اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان 3/11/84 ) 59 ـ ابراهیم مددی ، سعید ترابیان ، داود رضوی ، علی زاد حسین ، عبدالرضا ترازی ، غلام میرزایی و منصور حیات غیبی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی و حومه در شعبه 14 بازپرسی دادسرای انقلاب تهران مورد بازجویی قرار گرفتند . ( ادوارنیوز 6/11/84 ) فعالين سياسی ، فرهنگی : احکام صادره شده توسط دادگاه ها 60 ـ علی سرمدی دبیر سیاسی جبهه اتحاد ملی ایران ، در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به 5 سال حبس تعلیقی و جریمه نقدی محکوم شد.( جبهه اتحاد ملی ایران 1/11/84 ) 61 ـ رسول مهرپرور نماینده درگز در دوره ششم مجلس شورای اسلامی ، در دادگاه تجدید نظر تهران به اتهام توهین به پرداخت 100 هزارتومان جزای نقدی و 900 هزارتومان بدل از چهار ماه حبس محکوم گردید. ( ایسنا 11/11/84 ) 64 ـ سامان قادرپور از زندانیان سیاسی مهاباد ، که به اتهام همکاری با سازمان کومله به 11 سال زندان محکوم شده و 17 ماه است که در زندان بسر می برد از روز جمعه 7 بهمن دست به اعتصاب غذا زده است . ( سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان 11/11/84 ) 68 ـ در شب عیدغدیر نیروهای امنیتی درقم با حمله به حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی اقدام به ضرب و شتم دراویش نمودند و 115 نفر را بازداشت کردند. ابوالحسن بهرامی بر اثر ضرب و شتم شدید در بخش آی سی یو بیمارستان بستری شده و حالش وخیم گزارش شده است . (رادیو فردا 1/11/84) 85 ـ عبدالله نوتی زهی 15 ساله و مسعود شه بخش 18 ساله بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی در زهدان کشته شدند. روح الله نوتی زهی 16 ساله نیز بشدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد.( بلوچ نیوز 12/11/84 ) 88 ـ مدیر یکی از مدارس دخترانه شهرستان چناران که به تنهایی زندگی می کرد ، به شکل مشکوکی به قتل رسید. ( شرق 16/11/84 ) 89 ـ محمدرضا 24 ساله به جرم قتل حمید در شعبه 74 دادگاه کيفری استان تهران و با تائید شعبه 33 ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شد . ( همشهری 3/11/84 ) 92 ـ ابوالقاسم 23 ساله به جرم قتل فروغ در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 40 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( شرق 5/11/84 ) 94 ـ بهجت 35 ساله و محمد 18 ساله به جرم قتل مهدی 40 ساله در شعبه 71دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شدند.(اعتماد14/11/84) 95ـ مهرداد به جرم قتل علی 17 ساله در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد . (همشهری 15/11/84) 96 ـ محمد بخشیان 25 ساله به جرم قتل محمد فروزان و سرقت مسلحانه در دادگاه کیفری اصفهان به ریاست قاضی رضایی به دو بار اعدام در ملاء عام محکوم گردید.(کیهان 15/11/84) 97 ـ آرش به جرم آدم ربایی و تجاوز به عنف در شعبه 102 دادگاه جنایی اصفهان محکوم به اعدام در ملاء عام شد. ( اعتماد 16/11/84 ) 98 ـ جواد به جرم قتل امین 9 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام گردید. ( همشهری 16/11/84 ) 99 ـ محمد حسن 18 ساله به جرم قتل دو برادر بنامهای ناصر 16 ساله و نادر 13 ساله در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به دو بار اعدام محکوم شد . (خراسان 17/11/84) 100 ـ رمضان 35 ساله به جرم قتل لیلا در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 26 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( شرق 18/11/84 ) 101 ـ اکرم به جرم قتل عبدالرضا در شعبه سوم دادگستری ملارد از توابع کرج به ریاست قاضی بابایی محکوم به اعدام شد.(ایران 18/11/84 ) 102 ـ فدا 19 ساله تبعه افغانستان به جرم قتل حسین 16 ساله در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران محکوم به اعدام شد . ( شرق 18/11/84) 103 ـ مجید به جرم قتل غلامرضا در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران و با تائید شعبه 27 ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شد . ( همشهری 18/11/84 ) 104 ـ محمد 15 ساله به جرم قتل ایمان 18 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی تهران محکوم به اعدام شد. ( شرق 24/11/84 ) 105 ـ دو نفر از این افراد بنامهای مهران 18 ساله ، عباس 18 و علی 19 ساله به جرم آدم ربایی و زنای به عنف با دختری 20 ساله در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 39 دیوان عالی محکوم به اعدام شدند. ( آفتاب 25/11/84 ) 106 ـ علی اکبر به جرم قتل جبار رشتچی 107 ـ مصطفی رسول نیا 22 ساله از بازداشت شدگان اعتراضات مردمی مردادماه در مهاباد به اتهام مضروب ساختن یک گروهبان نیروی انتظامی در شعبه دوم دادگاه انقلاب اورمیه محکوم به اعدام شد. همچنین سه زندانی محکوم به اعدام از فرقه مذهبی اهل حق بنامهای جهان علی محمدی ، بخش علی محمدی و عبادالله قاسم زاده که از یک سال پیش در زندان مرکزی اورمیه بسر میبرند، به خارج از بند منتقل شدهاند. بیم آن می رود که این سه زندانی جهت اجرای حکم به خارج از بند منتقل شده باشند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 30/11/84) 108 ـ خانعلی 45 ساله به جرم قتل همسرش کبری در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شد. ( شرق 30/11/84 ) 109 ـ غلامرضا 36 ساله به جرم قتل علی خیرمندوانی ، مهین خزایی و صابر در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید دیوان عالی کشور به سه بار اعدام محکوم شد. (ایران 30/11/84 ) اعدام زندانی سیاسی : 1110ـ مجاهد خلق حجت زمانی 31 ساله که در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به 4 بار اعدام و در دیوان عالی کشور به دو بار اعدام محکوم شده بود، در زندان رجایی شهر کرج توسط مقامات زندان در تاریخ 18 بهمن به دار آویخته شد.(سازمان مجاهدین خلق ایران 26/11/84) احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها : 111 ـ راحله و بابک به جرم قتل طناز و مادرش به حکم دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه دوم دیوان عالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شدند. ( ایران 1/11/84 ) 112 ـ آرش شهبازی 24 ساله به جرم قتل احسان مومنی 21 ساله در شعبه 47 دادگاه جنایی اصفهان به رياست قاضی سلطانی و با تائيد شعبه 37 ديوانعالی کشور در خیابان نظر شرقی اصفهان در ملاء عام به دار آويخته شد . ( همشهری 5/11/84 ) 1113 ـ علی 32 ساله فرزند سعدیار به جرم قتل غلام 75 ساله به حکم دادگاه جنایی بندرعباس در زندان مرکزی بندرعباس به دار آویخته شد. ( اعتماد 12/11/84 ) 114 ـ یک مرد به اتهام آدم ربایی ، ایجاد ناامنی و شرارت بدستور قوه قضائیه در میدان شهدای کرمان در ملاء عام به دار آویخته شد.( ایران 13/11/84 ) 115 ـ به گفته حجت اسلام صالحی نیا رئیس سابق دادگستری شهرستان سبزوار و رئیس جدید مجتمع قضایی بهشتی مشهد سه نفر به اتهام اراذل و اوباش در سبزوار به دار آویخته شدند. ( خراسان 17/11/84 ) 116ـ عبدی « الف » و علی « ب» به جرم آدم ربایی، تجاوز و زور گیری در جنوب کشور به حکم دادگستری استان خوزستان در اندیمشک به دار آویخته شدند. ( اعتماد 30/11/84 ) اخبار اجتماعی 117 ـ علی طاهری پور دستفروش گلدانهای شیشه ای ، در میدان 7 تیر تهران توسط ماموران مبارزه با سد معبر شهرداری مورد ضرب و شتم قرار گرفت . یکی از ماموران با زدن گلدان شیشه ای بر سر نامبرده او را بیهوش و روانه بیمارستان نمود . ( ایران 5/11/84 ) ihrnena@gmail.com 19/2/2006 30/11/1384 فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران – فرانسه اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش : mnrecht@hotm کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر |
|
تاریخ: 9 مارس 2006 ماریا مودیگ با درودهای دوستانه رئیس کمیته نویسندگان زندانی، پن سوئد « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی » انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران – فرانسه اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش : mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس: کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین: info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر |
|
كشوری با تاريخی كهن و ره آوردهای مهم تاريخی در عرصههای هنر و علم و با داشتن ثروتی بيكران، مقروض، مفلوك (يازده مليون آدم زير خط فقر و در حدود چهل در صد بيكاری طبق آمارهای رسمی خود حكومت) و چشم به راه معجزه (به اخبار ظهور امام زمان از فلان چاه يا مسجد در قم يا ديگ آش فلان پيرزن توجه كنيد) داريم كه با باريدن يك برف سنگين (نعمت خداوندی به قول شما) مردمش به خاطر نداشتن آب و نان تظاهرات میكنند و هزاران نفر در معرض مرگند. اين را از بركت كدام كار خردمندانه يافتهايم؟ جهان گسترده و متنوع ما به شكلی ناهنجار در آمده است. از يك طرف كوشش در كشف اقليمهای ناشناختهء علم و صنعت است كه جهان را پيچيده تر میكند و از جانب ديگر گرفتار طرفداران گوناگون سنت است كه به شكلهای مختلف میخواهند ما را به سنت ببندند يا باز گردانند. هيچكدام از اين دو را هم نديدهام كه ميان مسجد و ميخانه راهی بجويند كه شايد بتوان اين دو جريان را كه در دو جهت شتابانند به جای مشتركی رساند. در اينجا من به حيلهگران سياسی كاری ندارم كه از مذهب دفاع میكنند ولی هزاران نفر را بدون اين كه واقعا بشناسند چه بسا دور از كشور خود میكشند. در اين ميان ما گرفتار دو جنبهء افراط و تفريط هم شدهايم كه دست و پای ما را میبندد و از راه رفتن عادی باز میدارد. يكی همهء شكست ما را در داشتن مذهب میبيند و ناسزا ، تمسخر و طنز را نثار آن میكند و ديگری به دفاع بر میخيزد و میخواهد دست كم از حقانيت، دقت و سلامت متون مذهبی دفاع كند. دوام جمهوری اسلامی كه در هر صورت با دنيای موجود هماهنگ نيست عدهای را هم بر آن داشته است كه ولو به قيمت تجزيهء ايران از «شر» آن آسوده شوند. اين رفتارهای افراطی در جبههء «كفر» نتيجهء رفتارهای جبههء «ايمان» است و گرنه اين همه دينستيزی در ميان ايرانيان را نمیتوان نتيجهء علت مشخص ديگری دانست. در اين ميان كار دو گروه افراطی كاملا خندهدار است. يكی آن كه میخواهد به هر قيمتی شده متون مذهبی و مرجعيت مذهب را از اعتبار بيندازد و به اين ترتيب سلاح از دست دينورزان بگيرد و ديگری كه میكوشد سنديت و اعتبار آنها را مدلل و محرز كند تا بتواند خرخود را براند. در ميان دستهء نخست، يعنی آنان كه با مذهب سر جنگ دارند، كمتر كسی ديده میشود كه واقعا و عميقا در تاريخ مذهب بررسی كند. چه تنها از اين راه است كه میتوان نشان داد مذهب چگونه پيدا شده و پاسخگوی كدام نيازهای انسان بوده و با تغيير نيازها و پديد آمدن نيازهای نو مذهب تا چه اندازه پاسخگوی آنها است. اين مطالعه نشان میدهد كه ميان دينهای بسيار ابتدائی و دينهای جديد (يعنی اديان توحيدی) واقعا فاصله كم است، زيرا تفاوت اين دسته با آن دسته تنها اضافه داشتن پيامبر، معجزه و متن نسبتا مشخص است، در حالی كه اديان قديمتر تنها به اعتبار و نيروهای پيشوا ، شمن يا جادوگر شكل میگرفت. اديان جديدتر از امكانات تازهتر (نوشتن) استفاده كردهاند. دستهء دوم، يعنی طرفداران دين و سنت در عين حال میكوشند با مطالعه در زمينههای فلسفه و برخی از دانشهای نو مذهب را روزآمد و با زندگی امروز سازگار كنند. اما اشكال كار ايشان اين است كه میكوشند متنی كهن را كه بايد در زمينهء جامعهء خود معنی دهد ، در زمينهء جامعهء امروز معنی كنند، تنها به اين بهانه يا دليل كه متن را هميشه میتوان از نو خواند. معلوم نيست نوشتن متنی تازه و روز آمد چه اشكالی دارد كه بايد متنی را كه در جامعهای عشيرهای پديد آمده در دنيای پسانوين (پست مدرن) خواند. دستهء ديگری از همين عده هستند كه از متون كهن مذهبی برداشتهای عرفانی يا اخلاقی و حتی فلسفی تازه میكنند تا من و شما را مثلا با طناب عرفان كه تاريخ مذهب پيدايی و كاركرد آن را روشن كرده است، به مذهب ببندند. من به عنوان كسی كه تاريخ مذهب را با دلبستگی و كنجكاوی میخوانم، هيچ مخالفت و موافقت ويژهای با مذهب ندارم و دست كم اين را فهميدهام كه ايمان يافتن، كار خرد نيست. هيچكس با خرد خود ايمان نمیآورد. ايمان به درجات مختلف نتيجهء ترس، نا اميدی، خود واسپاری (ترس از آزادی) و آسايش طلبی، دلبستگی يا شيفتگی، منفعت طلبی (تنها موردی كه خرد دخالت دارد) و مانند آن است. (مثلا، آيا بنی اميه واقعا به پيامبر اسلام ايمان آوردند و مسلمان شدند و برای پيشرفت اسلام شمشير زدند؟) گرفتاری من در اين است كه میدانم هر عملی را عكسالعملی است، برابر و مخالف آن. تنها از آن جهت كه جامعه ماشين نيست، ممكن است اين عكس العمل كم يا حتی بيشتر شود، چنان كه اكنون شاهد انتشار آثار كفرآميز يا انكار مذهب در خارج از كشور توسط كسانی هستيم كه نامشان نشان میدهد كه مسلمان زادهاند. ترس من اين است كه مذهب و اخلاق منضم به آن برود و هيچ چيز جای آن را نگيرد و حتی بدتر شود. اينك كسانی از روابط آزاد زن و مرد سخن میگويند كه خواهر و مادر خود را در هفت پرده میپوشانند. اين آدمكشیها كه در ايران گاه فاش میشود و مثلا يك دسته كودك معصوم را (برای استفاده از كليه و قلب و ديگر اعضايشان؟) میكشند و در مقابل يكی دو نفر (كه صرفا وسيله قرارگرفتهاند) اعدام میشوند، بسيار كم سابقه است. هموطن گرامی! گرفتاری ما در اين نيست كه برای اصالت يا عدم اصالت قرآن بايد دليل بياوريم. وقتی متنی در جامعهای تنها با هفت تن باسواد پيدا شده و خط دقيقی هم برای ضبط آن وجود نداشته، از ديدگاه علم (و نه ايمان) هر كسی حق دارد در درستی يا نادرستی آن سخن بگويد. نگاه علمی اين است. ما به گوش خود میشنويم كه پيروان مذاهب مختلف، يك و همان آيه را دو گونه میخوانند و معنی میكنند، از روايتهای مختلف قرآن كه تنها حافظ شيرازی چارده تای آن را ازبر میخوانده هم خبر داريم. وقتی وحدت قرائت وجود ندارد ارزش متن نسبی و (هرگز) نه مطلق است. شما چرا در اين بازیها میافتيد؟ آيا ما حق نداريم در حسن نيت شما شك كنيم؟ من هيچ علاقه ندارم وقتم را برای اين حرفها هدر كنم اما. |
|
فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی در ژنو 13 مارس 2006 جبنش برادری- شاخه مسیحی حزب سوسیال دمکرات سوئد- طی ارسال نامه ای پشتیبانی خود را از خواسته های « فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی » در ژنو اعلان نمود. در این شرایط که قرار است نشست کمیسیون حقوق بشر ملل متحد برگزارشود، این مطلب قابل توجه است که ایران- صرفنظر از چین- دارای بالاترین رقم اعدام در سالهای اخیر میباشد. در این نامه نسبت به اعدام در ملاء عام، اعدام اعضای گروه های سیاسی و اعدام کودکان اعتراض شده است. در پایان نامه آمده است: جنبش برادری از گردهم آئی شما در ژنو، و همچنین فعالیت های شما برای لغو حکم اعدام و بهبود وضع حقوق بشر در ایران پشتیبانی میکنیم. « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی » انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران – فرانسه اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش : mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس: کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین: info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر |
|
حمایت انجمن قلم کانادا از خواستهای تجمع اعتراضی 13 مارس در ژنو آقای حسین ماهوتیهای گرامی هماهنگ کننده "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشردر اروپا و آمریکای شمالی " از طرف انجمن قلم کانادا، در حمایت از فراخوان فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی برای محکوم کردن جمهوری اسلامی ایران در اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، بخاطر کارنامه دهشتناک آن کشور درامر حقوق بشر، این نامه را برای شما می نویسم. سالهاست که در انجمن قلم کانادا ما هم نگران تجاوزات خارق العاده به حقوق بنیادی انسان به ویژه آزادی عقیده و بیان در ایران هستیم. بسیاری از اعضای افتخاری انجمن ما بدست مقامات دولت جمهوری اسلامی به شدت آزار دیده اند. پرونده شکنجه و قتل زهرا کاظمی به دست این مقامات در سال 2003 هنوز حل نشده باقی مانده است، و ما هنوز عمیقا نگران نوع رفتار با اکبر گنجی، امیرعباس فخرآور، و ناصر زرافشان، در میان بسیاری دیگر، میباشیم. ما نیز، همراه با فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی، از تعیین یک گزارشگر ویژه برای تهیه گزارش های مستمر از وضعیت حقوق بشر در ایران حمایت میکنیم. متاسفانه از طرف انجمن قلم کانادا نماینده ای در اجلاس سال جاری کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو شرکت نخواهد کرد، اما قلبها و بهترین آرزوهای ما همراه شما حواهد بود. آلن کامین رییس کمیته نویسندگان در بند، انجمن قلم کانادا 4/3/2006 برابر با 13/12/1384 « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی » انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران – فرانسه اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش : mnrecht@hotm کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر |
|
|
| درباره وبلاگ |
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند.... صحبت از پژمردن یک برگ نیست... وای...جنگل را بیابان میکنند... ارتباط با ما: aiene_eli@yahoo.com |
|
آینه RSS
|